َاسَ بدون شک آفرينش آسمان ها و زمين از آفريدن مردم بزرگتر است.
وَ لَهُ مَن فِي السَّموَتِ َو الأرضِ و همۀ آنچه که در آسمان ها و زمين است آفريده و مملوک اويند و در آنها تصرف مي نمايد بدون اينکه رقيب و مخالفي داشته باشد، و بدون اينکه ياور و مددکاري داشته باشد. و جملگي در برابر شکوه و کمال او فروتن و فرمانبردار هستند.
وَ هُوَ الَّذِي يبدَؤُا الخَلقَ ثُمَّ يعِيدُهُ وَ هُوَ أهوَنُ عَلَيه و اوست که آفرينش را آغاز مي کند و سپس آن را باز مي گرداند، و آن برايش آسان تر است، و بالاترين مثل در آسمان ها و زمين از آن اوست و او تواناي با حکمت است.
از نشانه هاي بزرگ خدا يکي اين است که آسمان و زمين به فرمان او برقرار و پابرجا هستند و تکان نمي خورند و آسمان بر زمين نمي افتد. پس قدرت او آن قدر گسترده است که آسمان ها و زمين را نگاه داشته و نمي گذارد که از مدار خود خارج شوند. و با همان قدرت بيکرانش مردم را با صدايي از زمين فرا مي خواند که ناگهان بيرون مي آيند. لَخَلقُ السَّمَوَتِ وَ الأرضِ أکبَرُ مِن خَلقِ النَّاسِ بدون شک آفرينش آسمان ها و زمين از آفريدن مردم بزرگتر است.
وَ لَهُ مَن فِي السَّمَوَتِ وَ الأرضِ و همۀ آنچه که در آسمان ها و زمين است آفريده و مملوک اويند و در آنها تصرف مي نمايد بدون اينکه رقيب و مخالفي داشته باشد، و بدون اينکه ياور و مددکاري داشته باشد. و جملگي در برابر شکوه و کمال او فروتن و فرمانبردار هستند.
وَ هُوَ الَّذِي يبدَؤا الخَلقَ ثُمَّ يعِيدُهُ وَ هُوَ أوهوَنُ عَلَيهِ و اوست که آفرينش را آغاز مي کند و سپس آن را باز مي گرداند و باز گرداندن و زنده نمودن مردم پس از مرگشان براي او از آفرينش آغازين آنها آسانتر است. و اين صرفاً براي پذيرش و فهم اذهان و عقل هاي ما است، ]چرا که براي خدا آسان و آسانتري متصور نيست[. پس، از آنجا که آفرينش نخستين از آن خدا مي باشد و شما به اين حقيقت اعتراف مي کنيد، آفرين دوباره را که آسان تر است به طريق اولي انجام مي دهد.
پس از آنکه خداوند متعال نشانه هاي بزرگي را بيان کرد که مايۀ عبرت پند آموزان است و مؤمنان از آن پند مي گيرند و راه يافتگان با آن راهياب مي شوند، يک مطلب مهم را متذکر شد و فرمود : وَ لَهُ المَثَلُ الأعلَي فِي السَّمَوَت وَ الأرضِ بالاترين وصف در آسمان ها و زمين از آن خداست و آن برخوردار از تمام صفات کمال و انابت کامل و محبتي است که در دل هاي بندگان مخلص است، بندگاني که او را ياد مي کنند و به عبادتش مي پردازند. و مثل اعلي، وصف والاي او و هر آنچه که بر آن مترتب گردد، مي باشد. بنابراين اهل علم در مورد خداوند قياس اولي را به کار مي گيرند و مي گويند هر صفت کمالي که در ميان مخلوقات وجود دارد خالق نيز به اتصاف به آن سزاوارتر است. به گونه اي که کسي با او در آن مشارکت ندارد. و هر نقص و کمبودي که مخلوق از آن پاک قرار داده شود آفريننده به طريق اولي از آن منزّه تر است. وَ هُوَ العَزِيزُ الحَکِيمُ و او داراي توانايي کامل و حکمت گسترده است. پس او با توانايي اش آفريده ها را به وجود آورده است و با حکمت خويش آفرينش هر چيزي را نيک و محکم نموده و بهترين نظم را در آن مقرر داشته است.ضَرَبَ لَكُم مَّثَلًا مِنْ أَنفُسِكُمْ هَل لَّكُم مِّن مَّا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُم مِّن شُرَكَاء فِي مَا رَزَقْنَاكُمْ فَأَنتُمْ فِيهِ سَوَاء تَخَافُونَهُمْ كَخِيفَتِكُمْ أَنفُسَكُمْ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ
خداوند برايتان از حال خودتان مثلي مي زند، آيا بردگانتان در آنچه روزي شما نموده ايم شريکتان مي باشند بدانگونه که شما و ايشا ن هر دو در آن يکسان و برابر باشيد و همچنان که شما ]آزادگان[ از يکديگر مي ترسيد از بندگان هم بيمناک باشيد؟!  اين گونه نشانه ها را براي گروهي که خرد مي ورزند به روشني بيان مي کنيم.
بَلِ اتَّبَعَ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَهْوَاءهُم بِغَيْرِ عِلْمٍ فَمَن يَهْدِي مَنْ أَضَلَّ اللَّهُ وَمَا لَهُم مِّن نَّاصِرِينَ
بلکه ستم کاران بي هيچ دانشي از خواسته هاي خود پيروي کردند، پس کسي را که خداوند گمراه کرده است چه کسي هدايت مي کند؟ و ايشان ياوراني ندارند.
اين مثالي است که خداوند براي بيان زشتي شرک زده است؛ مثالي که از اوضاع و احوال خود شما بر گرفته شده است، و نيازي ندارد که به جايي ديگر برويم و از آن جا مثالي نقل کنيم. هَل لَّكُم مِّن مَّا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُم مِّن شُرَكَاء فِي مَا رَزَقْنَاكُمْ آيا بردگانتان در آنچه روزي شما نموده ايم شريک شما مي باشند؟! يعني آيا يکي از بردگان و کنيزانتان در روزي تان شريک شماست و با شما در آن برابر است؟! تَخَافُونَهُم کَخِيفَتِکُم أنفُسَکُم و آن چنان که از آزادگاني که شريکتان هستند و ترس آن را داريد که سهم شما را مورد دستبرد قرار دهند از بندگان هم بيمناک مي باشيد و آنان را نيز همان گونه قرار مي دهيد؟!
چنين نيست، زيرا هيچ يک از بردگان شما در آنچه خداوند به شما روزي داده است شريک شما نمي باشند، اين در حالي است که شما آنها را نيافريده ايد و به آنان روزي نمي دهيد، و آنها نيز مانند شما تحت تصرف و اختيار خداوند مي باشند. پس چگونه شما مي پسنديد که براي خداوند کسي از آفريده هايش را شريک و آن را به منزلۀ او قرار دهيد و همانند خدا او را پرستش کنيد در حالي که شما نمي پسنديد بردگانتان با شما برابر باشند؟ و اين از شگفت انگيزترين چيزهاست و بيش از همه چيز بر بي خردي کسي که براي خداوند شريکي قرار داده است دلالت مي نمايد. نيز نشانۀ آن است که آنچه او با خدا شريک قرار داده باطل و نابود شدني است و با خداوند برابر نمي باشد و سزاوار کوچک ترين عبادتي نيست. کَذَلِکَ نُفَصِّلُ الأيتِ اين گونه با توضيح نشانه ها و زدن مثال ها آن را به روشني بيان مي کنيم، لِقَومٍ يعقِلُونَ براي گروهي که حقايق را مي فهمند و مي شناسند. و اما کسي که نمي فهمد هر چند که نشانه ها براي او به روشني بيان شود ]متأسفانه[ فاقد عقلي است که به وسيلۀ آَن آنچه را که بيان شده است درک نمايد، و خردي نخواهد داشت که آنچه توضيح داده شده است بفهمد. پس طرف سخن، خردمندان و ارباب انديشه هستند و با آنها سخن گفته مي شود.
از اين مثال دانسته شد که هر کس چيزي را شريک خداوند قرار دهد و آن را عبادت کند و در کارهايش بر او توکل نمايد بر حق نيست، پس چه چيزي باعث شده است که اينها به انجام کار باطل اقدام نمايند؛ کاري که باطل بودنش روشن و دليل بطلان آن آشکار است؟
بنابراين آنچه اينها را به اين کار واداشته است پيروي از هوي و هوس است. از اين رو فرمود : بَلِ اتَّبَعَ الَّذِينَ ظَلَمُوا أهوَآءَ هُم بِغَيرِ عِلمٍ بلکه ستمکاران بي هيچ دانشي از خواسته هاي خود و هواهاي ناقص نفسانيشان که دست به دامان شدن معبودهاي باطل را بدون هيچ دليلي براي آنان آراسته بود تبعيت کردند، در حالي که فساد و باطل بودن آن امري يقيني است و عقل و فطرت آن را نمي پذيرد. فَمَن يهدِي مَن أضَ