َّرُونَ و از نشانه هايش آن است که از جنس خودتان همسراني آفريد تا در کنار آنان بياراميد و در ميانتان دوستي و مهرباني مقرر داشت، بي گمان در اين نشانه هايي است براي گروهي که مي انديشند.
در اينجا خداوند به بر شمردن نشانه هايش مي پردازد که بر يگانگي در عبادت او و کمال عظمت و نفوذ مشيت، و قوت اقتدارش، و آفرينش زيبا و گستردگي رحمت و احسانش دلالت مي نمايند. پس فرمود : وَ مِن ءَايتِهِ أن خَلَقَکُم مِّن تُرابٍ يکي از نشانه هاي خدا اين است که شما را از خاک آفريد، چرا که آدم پدر بشر را از خاک آفريد.
ثُمَّ إِذَا أَنتُم بَشَرٌ تَنتَشِرُونَ سپس شما مردماني هستيد که در زمين پراکنده مي شويد. پس کسي که شما را از خاک آفريد و شما را در گوشه هاي زمين پراکنده ساخت پروردگاري است که بايد عبادت شود و فرمانروايي است ستودني و مهربان که شما را پس از مرگ زنده مي گرداند.
وَ مِن ءَايتِهِ و از جمله نشانه هاي خدا که بر حکمت بزرگ و علم فراگير و رحمت و عنايت و افره اش نسبت به بندگانش دلالت مي نمايد اين است که، أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا براي شما از جنس خودتان همسراني متناسب با شما آفريد که همسان و همگون شما مي باشند.
لِّتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً تا در کنار آنان بياراميد، و در ميان شما محبت و دوستي انداخت و در ازدواج و پيوندتان عواملي را مقرر نمود که محبت و و دوستي شما را فراهم مي آورد.
پس زن و مرد در قالب ازدواج از همديگر لذت مي برند و با برخورداري از فرزندان و تربيت آنها بهره مند مي شوند و شوهر در کنار زن آرام مي گيرد. پس دوستي و مودتي که در بين زن و شوهر است در ميان هيچ گروه ديگري يافت نمي شود. إنّ فِي ذَلِکَ لأيتٍ لَقَومٍ يتَفَکَّرُونَ بدون شک در اين براي گروهي که مي انديشند و در آيات خدا تدبر مي نمايند و از چيزي به چيزي ديگر راهياب مي شوند نشانه و پندهايي است. وَالْمُطَلَّقَاتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنفُسِهِنَّ ثَلاَثَةَ قُرُوَءٍ وَلاَ يَحِلُّ لَهُنَّ أَن يَكْتُمْنَ مَا خَلَقَ اللّهُ فِي أَرْحَامِهِنَّ إِن كُنَّ يُؤْمِنَّ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَبُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ فِي ذَلِكَ إِنْ أَرَادُواْ إِصْلاَحًا وَلَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَلِلرِّجَالِ عَلَيْهِنَّ دَرَجَةٌ وَاللّهُ عَزِيزٌ حَكُيمٌ ، و زنان طلاق داده شده باید به مدت سه بار عادت ماهانه انتظار بکشند، و اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارند، برای آنان جایز نیست آنچه را خداوند در رحم هایشان آفریده است پنهان کنند، و شوهرانشان اگر قصد اصلاح دارند به بازگرداندن آنها در این مدت سزاوارترند و برای زنان حقی است که مردان باید ادا کنند همچنان که مردان بر زنان حقی دارند که باید بگونه شایسته ادا نمایند، و مردان بر زنان درجه برتری دارند، و خداوند عزیز و حکیم است.
زنانی که شوهرانشان آنها را طلاق دادند « يَتَرَبَّصْنَ بِأَنفُسِهِنَّ» انتظار بکشند، و مدت انتظار « ثَلاَثَةَ قُرُوَءٍ» سه حیض، یا سه پاکی است، طبق اختلاف علما در مورد کلمه «قروء» . اما صحیح آن است که منظور از « قرء» حیض است . و این عادت چند حکمت دارد؛ از آن جمله اینکه وقتی سه حیض بر زن بگذرد دانسته می شود که در رحم او فرزندی نیست، پس به اختلاط نسب نمی انجامد. بنابراین خداوند بر زنها واجب کرده تا « مَا خَلَقَ اللّهُ فِي أَرْحَامِهِنَّ» از آنچه خداوند در شکم آنها قرار داده است خبر دهند. و خداوند بر آنها حرام کرده است که فرزند یا حیضی که در رحم دارند پنهان  کنند، چون پنهان داشتن آن به فسادهای زیادی منجر می شود، بنابراین پنهان داشتن حاملگی باعث می شود فرزند را به کسی دیگر نسبت دهد که یا از روی علاقه به آن فرد چنین می کند، یا اینکه برای سپری شدن عادت شتاب می ورزد. پس وقتی آن را به غیر از پدرش نسبت دهد باعث قطع رحم و محرومیت از ارث و محروم شدن محارم و خویشاوندان از ارث او می گردد. و چه بسا ممکن است که با محارم خویش ازدواج کند و در نتیجه ی این عمل به غیر از پدرش نسبت داده شود، و تبعاتی از قبیل اینکه از وی ارث داده شود، و تبعاتی از قبیل اینکه از وی ارث ببرند یا وی از دیگران ارث ببرد، به وجود آید، و یا  اینکه خویشاوندان کسی را که گویا پدرش می باشد خویشاوند وی قرار داده شود. و این باعث شر و فسادی می گردد که فقط پرودگار اندازه آنرا می داند. برای بیان قباحت این کار همین کافی است که او به نکاح کسی درآید یا کسی را به نکاح خود درآورد که نکاحش با او یا برای او باطل است، و اینکار اصرار بر گناه کبیره زنا محسوب می شود.
و اما پنهان کردن حیض، به این صورت که عجله کند و خبر دهد که در عادت ماهانه به سر می برد، در حالی که دروغ می گوید، این کار زیر پانهادن حق شوهر است، و با این عمل، خود را برای دیگری مباح قرار می دهد، و گناه و زشتی های دیگری نیز از این کار پدید می آید و برخی را بیان کردیم، و اگر دروغ گفته و بگوید در حالت حیض به سر نمی برم، تا عادت ماهانه او طولانی شود و از شوهرش نفقه ای بگیرد که بر گردن او واجب نیست، این نفقه از دو جهت برای او حرام است؛ یکی این که او مستحق این نفقه نیست، و دیگر اینکه این مسئله را به شرع نسبت داده است در حالی که دروغ می گوید. چون شاید شوهرش پس از تمام شدن عادت ماهانه اش به او رجوع کند، و این زنا شمرده می شود، چون آن زن نسبت به شوهرش بیگانه است. بنابراین خداوند متعال فرمود: « وَلاَ يَحِلُّ لَهُنَّ أَن يَكْتُمْنَ مَا خَلَقَ اللّهُ فِي أَرْحَامِهِنَّ إِن كُنَّ يُؤْمِنَّ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ» پس پنهان کردن از جانب زنان دلیلی است بر اینکه آنها به خدا و روز قیامت ایمان ندارند، و اگر به خدا و روز قیامت ایمان داشتند و می دانستند که آنها طبق اعمالشان مجازات خواهند شد، چنین چیزی از آنها سر نمی زد. و این بیانگر آن است که خبر دادن زن در مورد خودش که جز او کسی دیگر از آن آگاهی پیدا نمی کند، مانند حاملگی و حیض و امثال آن پذیرفته می شود.
سپس خداوند متعال فرمود: « وَبُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ فِي ذَلِكَ» و تا زمانی که زن در دوران عادت انتظار می کشد، شوهرانشان سزاوارترند که آنها را به زندگی زناشویی خود بازگردانند، « إِنْ أَرَادُواْ إِصْلاَحًا» اگر هدفشان دوستی و محبت و علاقه مندی بود. و مفهوم آیه این است که اگر شوهران هدفشان اصلاح نباشد برای بازگرداندن زنان به زندگی زناشویی سزاوارتر نیستند، و برای آن حلال نیست که زنان را بازگردانند، چون در این صورت هدف آنان متضرر کردن زن و طولانی نمودن عادت ماهانه آنها می باشد. و آیا شوهر با چنین هدفی می تواند زن را باز گرداند؟
در این مورد دو قول وجود دارد: جمهور بر این باورند که او می تواند این کار را انجام دهد هرچند که مرتکب کاری حرام شده است. اما صحیح آن است که اگر شوهر هدفش اصلاح نباشد، نمی تواند این کار را بک