)</a><a class="folder" href="w:html:1474.xml">37.الصافات (جزء 23)</a><a class="folder" href="w:html:1494.xml">38.ص (جزء 23)</a><a class="folder" href="w:html:1507.xml">39.الزمر (جزء 24)</a><a class="folder" href="w:html:1539.xml">40.غافر (جزء 24)</a><a class="folder" href="w:html:1561.xml">41.فصلت (جزء 24)</a><a class="folder" href="w:html:1581.xml">42.الشورى (جزء 25)</a><a class="folder" href="w:html:1603.xml">43.الزخرف (جزء 25)</a><a class="folder" href="w:html:1619.xml">44.الدخان (جزء 25)</a><a class="folder" href="w:html:1626.xml">45.الجاثية (جزء 25)</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1325.txt">آيه 7-1</a><a class="text" href="w:text:1326.txt">آيه 10-8</a><a class="text" href="w:text:1327.txt">آيه 16-11</a><a class="text" href="w:text:1328.txt">آيه 19-17</a><a class="text" href="w:text:1329.txt">آيه 21-20</a><a class="text" href="w:text:1330.txt">آيه 23-22</a><a class="text" href="w:text:1331.txt">آيه 24</a><a class="text" href="w:text:1332.txt">آيه 27-25</a><a class="text" href="w:text:1333.txt">آيه 29-28</a><a class="text" href="w:text:1334.txt">آيه 32-30</a><a class="text" href="w:text:1335.txt">آيه 35-33</a><a class="text" href="w:text:1336.txt">آيه 37-36</a><a class="text" href="w:text:1337.txt">آيه 39-38</a><a class="text" href="w:text:1338.txt">آيه 40</a><a class="text" href="w:text:1339.txt">آيه 41</a><a class="text" href="w:text:1340.txt">آيه 42</a><a class="text" href="w:text:1341.txt">آيه 45-43</a><a class="text" href="w:text:1342.txt">آيه 46</a><a class="text" href="w:text:1343.txt">آيه 47</a><a class="text" href="w:text:1344.txt">آيه 50- 48</a><a class="text" href="w:text:1345.txt">آيه 53-51</a><a class="text" href="w:text:1346.txt">آيه 54</a><a class="text" href="w:text:1347.txt">آيه 57-55</a><a class="text" href="w:text:1348.txt">آيه 60-58</a></body></html>مكي و 60 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
آيه ي 7 – 1 :
الم الف، لام، ميم. 
غُلِبَتِ الرُّومُ روميان شكست خوردند. 
فِي أَدْنَى الْأَرْضِ وَهُم مِّن بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ در نزديكترين سرزمين. و آنان پس از شكستشان پيروز خواهند شد. 
فِي بِضْعِ سِنِينَ لِلَّهِ الْأَمْرُ مِن قَبْلُ وَمِن بَعْدُ وَيَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ در مدت چند سالي. پيش از اين و پس از اين فرمان از آن خداست، و آن روز م‍ؤمنان شادمان مي شوند. 
بِنَصْرِ اللَّهِ يَنصُرُ مَن يَشَاء وَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ به ياري خدا. هر كس را كه بخواهد ياري مي كند و او تواناي مهربان است. 
وَعْدَ اللَّهِ لَا يُخْلِفُ اللَّهُ وَعْدَهُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ ] اين[ وعدة خداست، خداوند وعده اش را خلاف نمي كند ولي بيشترين مردم نمي دانند.
يَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِّنَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ از زندگاني دنيا تنها ظاهر را مي دانند و از آخرت بي خبرند.
فارس و روم در آن زمان قدرتمندترين دولت هاي روي زمين بودند و چون رقيب يكديگر بودند و جنگ هايي ميان آنها در مي گرفت.
فارس ها مشرك و آتش پرست و رومي ها اهل كتاب بودند و به تورات و انجيل نسبت داده مي شدند، و آنها از فارس ها به مسلمانان نزديكتر بودند. بنابراين مسلمنان دوست داشتند كه آنها بر فارس ها پيروز شوند، و مشركين از آن جا كه در شرك با فارس ها اشتراك داشتند دوست داشتند فارس ها روميان را شكست دهند و بر آنها پيروز شوند. پس فارس ها بر رومي ها پيروز گرديدند اما همه ي سلطنت آنان را نتوانستند تصرف كنند، بلكه آن بخشط از سرزمين آنها را تصرف كردند كه به سرزمين فارس ها نزديك تر بود. بنابراين مشركين مكه خوشحال شدند و مسلمانان اندوهگين گشتند. پس خداوند به آنها خبر داد و آنان را وعده داد كه به زودي روميان فارس ها را شكست خواهند داد و بر آنان پيروز خواهند شد.
فِي بِضْعِ سِنِينَ در مدئت چند سالي. منظور نه، هشت، هفت، و ... است. «بضع» عددي است كه از ده بيشتر نيست و از سه كمتر نمي باشد. و پيروزي فارس بر روم و سپس پيروزي روم بر فارس به خواست خداوند بود. از اين رو فرمود : للهِ الأمْرُ مِن قَبْلُ وَ مِن بَعْدُ همه چيز در دست خدا و به فرمان اوست چه قبل از اين كه روميان شكست خوردند و چه بعداز اين كه پيروز شدند.
پس پيروزي و چيره شدن فقط به خاطر اسباب نيست، بلكه بايد در كنار اسباب قضا و تقدير الهي نيز بر آن رفته باشد. وَ يَؤمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤمِنُونَ بِنَصْرِ اللهِ يَنصُرُ مَن يَشَآءُ و روزي كه روميان بر فارس ها پيروز مي شوند و آنها را شكست مي دهند مؤمنان به ياري خداوند شادمان مي شوند و خداوند هر كس را كه بخواهد ياري مي دهد. يعني از اينكه رومي ها بر فارس ها  پيروز مي شوند خوشحال مي گردند گر چه هر دو گروه كافرند ولي برخي شرها از برخي ديگر سبكتر و خفيف تر است. و در آن روز مشركين اندوهگين خواهند شد. وَ هُوَ الْعَزِيزُ و او تواناست و بر همة آفريده ها چيره مي باشد : تُؤتِيِ الْمُلْكَ مَن تَشَآءُ وَ تَنزِعُ المُلْكَ مِمَّن تَشَآءُ وَ تُعِزُّ مَن تَشَآءُ وَ تُذِلُّ مَن تَشَآءُ فرمانروايي را به هر كس كه بخواهي مي دهي، و فرمانروايي را از هر كس كه بخواهي مي گيري. و هر كس را كه بخواهي عزت مي دهي و هر كس را كه بخواهي خوار مي نمايي.
الرَّحِيمُ و نسبت به بندگان مؤمن خود مهربان است، چون براي آنها اسباب بي شماري فراهم آورده كه آنان را سعادتمند و ياري مي نمايد.
وَعْدَ اللهِ لَا يُخْلِفُ اللهُ وَعْدَهٌ اين وعده اي است كه خداوند داده است و خدا وعده اش را خلاف نمي كند. پس يقين كنيد و بدانيد كه بايد اين وعده تحقيق يابد.
وقتي اين آيات نازل شدند كمه در آن اين وعده داده شده بود، مسلمانان آن را تصديق كردند و مشركين به آن كفر ورزيدند تا جايي كه بعضي مسلمان ها با بعضي از كافران در اين باره براي مدت چند سالي مشخص شرط گذاشتند. سرانجام زماني فرا رسيد كه خداوند مقرر كرده بود و رومي ها بر فارس ها پيروز شدند و فارس ها را از شهرهايي كه تصرف كرده بودند بيرون راندند و وعدة خدا تحقق يافت. و اين از امور غيبي است كه خداوند قبل از اتفاق افتادنش از آن خبر داده بود و در زمان مسلمان ها و مشركاني كه خداوند آنها را از اين ماجرا خبر داده بود اتفاق افتاد. وَلَكِنَّ أكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ ولي بيشتر مردم نمي دانند كه آنچه خداوند وعده داده است حق مي باشد. بنابراين گروهي از آنها يافت مي شوند كه وعده و آيات او را تكذيب مي كنند و اينها كساني هستند كه از اسرار و سرانجام كارها خبر ندارند.
يَعْلَمُونَ ظَهِرًا مِّنَ الْحَيوهِ الدُّنْيَا آنها فقط ظاهر زندگي دنيا را مي دانند و به اسباب مي نگرند و به وقوع كاري كه به نظر آنان سبب رخ دادنش فراهم شده است يقين پيدا مي كنند و كاري را كه اسباب به وجود آورنده اش مشهود نيست باور ندارند. پس آنها اسباب را مي نگرند و به آفرينندة اسباب كه در آن تصرف مي نمايد نگاه نمي كنند.
وَ هُمْ عَنِ الأخِرَهِ هُمْ غَفِلُونَ و آنان از آخرت بي خبرند و دل ها و خواسته ها و اراده هايشان به سوي دنيا و شهوت ها و كالاهاي آن است، از اين رو بر اي آن تلاش مي نمايند و به آن روي مي آورند و از آخرت بي خبرند و به آن پشت مي كنند. پس نه به بهشت علاقه مند هستند و نه از جهنم مي ترسند و نه از ايستادن و قرار گرفتن در پيشگاه خدا و ديدار با او ترسي دارند. و اين نشانة شقاوت و علامت غفلت از آخرت است.
عجيب اينجاست كه بسياري از اين مردم در امور دني