صلحتي براي عموم مردم است. وَ مَا يعقِلُهَآ ولي اين مثال ها را نمي فهمند و درک نمي کنند و تطبيق نمي دهند، إلَّا العَلِمُونَ مگر دانشمندان و عالمان حقيقي؛ آنهايي که علم و دانايي به دلهايشان رسيده است.
خداوند با آوردن اين مثالها ]آدمي را[ به تدبر و فهم و درک امور تحريک نموده و او را بر اين کار مي ستايد. اين مثال ها نشانۀ علم و دانايي است. پس دانسته شد که هر کس اين مثال ها را نفهمد و درک نکند از عالمان و دانايان نيست، زيرا مثال هايي که خداوند در قرآن مي زند براي کارهاي بزرگ و مطالب عالي و مهم مي باشد. و اهل علم مي دانند که اينها از ديگر چيزها مهم تر هستند چون خداوند به آن اعتنا و توجه نموده و بندگانش را بر فهميدن و انديشيدن در آن تحريک کرده است. بنابراين آنها تمامي سعي و تلاش خود را براي شناختن آن مبذول مي دارند. اما هر کس اين مثال ها را با وجود اهميتي که دارند نفهمد اين بيانگر آن است که او از اهل علم نيست، چون وقتي او مسائل مهم را نداند به طريق اولي ديگر چيزها را نمي داند. بنابراين خداوند در مورد اصول دين و امثال آن مثال هاي زيادي بيان کرده است.خَلَقَ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لِّلْمُؤْمِنِينَ
خداوند آسمان ها و زمين را به حق آفريد، قطعاً در اين نشانۀ بزرگي براي اهل ايمان است.
خداوند به تنهايي آسمان را با وجود بلندي و ارتفاع و گستردگي و زيبايي اش، همراه با خورشيد و ماه و ستارگان و فرشتگاني که در آنها وجود دارند، آفريد.
و زمين و کوهها و درياها و صحرا و بيابان ها و درختاني که در آن وجود دارد به تنهايي آفريده است، و همه اينها را به حق آفريده، و آنها را بيهوده و بي هدف خلق نکرده است، بلکه آنها را آفريده تا فرمان و قانونش اجرا شود و نعمتش بر بندگانش کامل گردد، و تا آنها حکمت و قهر و تدبير او را ببينند.
اين چيزها را به آنان نشان مي دهد تا فقط او را معبود و محبوب و خداي خود بدانند. إنَّ فِي ذَلِکَ لآيهً لِلمُؤمِنينَ قطعاً در اين براي مؤمنان نشانه ايست که بر بسياري از مطالب ايماني دلالت مي نمايد، و هر گاه مؤمن در آن بينديشد مطالب ايماني را به صورت آشکار در آن مشاهده خواهد کرد.اتْلُ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنَ الْكِتَابِ وَأَقِمِ الصَّلَاةَ إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَلَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تَصْنَعُونَ
]اي پيامبر![ بخوان آنچه را که از کتاب به تو وحي شده است، و نماز را بر پاي دار،  بي گمان نماز ]آدمي را[ از کارهاي ناپسند و ناشايست باز مي دارد، و قطعاً ذکر خدا والاتر و بزرگتر است، و خداوند آنچه را مي کنيد مي داند.
خدواند به تلاوت و خواندن محصول وحي که اين کتاب بزرگ است فرمان مي دهد. و تلاوت به معني پيروي کردن از آن است، که آنچه فرمان مي دهد انجام شود و از آنچه که باز مي دارد دوري گردد، و طبق رهنمود آن حرکت صورت پذيرد، و اخبارش تصديق گردد، و در معاني آن تدبر، و کلمات آن تلاوت شود. پس تلاوت و خواندن کلمات قرآن جزو معني و بخشي از آن هستند.
و از آن جا که تلاوت قرآن را اين گونه معني کرديم دانسته شد که بر پا داشتن همۀ دين در تلاوت قرآن داخل است. و گفتۀ الهي : وَأقِمِ الصَّلَوهَ از باب عطف خاص بر عام است چون نماز داراي فضيلت است و آثار زيبا و خوبي دارد و آن اين است که إنَّ الصَّلَوهَ تَنهَي عَنِ الفَحشَآءِ وَ المُنکَرِ همانا نماز ]انسان را[ از کارهاي زشت و ناپسند باز مي دارد. «فحشاء» به معني گناهي است که بزرگ شمرده مي شود و زشت است و انسان بدان تمايل دارد. و «منکر» به معني گناهي است که عقل ها و فطرت ها آن را نمي پسندند. و دليل اينکه نماز از کارهاي زشت و ناپسند باز مي دارد اين است که چنانچه بنده اي نماز را به طور کامل و با ارکان و شرايط آن و با فروتني ادا کند قلبش روشن و نوراني و پاک مي شود و ايمانش افزون مي گردد و به خير و نيکي علاقۀ بيشتري پيدا کرده و علاقه اش به شر و بدي کم مي شود. پس قطعاً اگر بدين صورت بر نماز مداومت و محافظت شود از کارهاي زشت و ناپسند باز مي دارد. و اين از بزرگترين اهداف نماز و نتايج آن است. و نيز در نماز هدفي بزرگتر و مهمتر از اين وجود دارد و آن اينکه در نماز با قلب و زبان و بدن خداوند ياد مي شود و خداوند بندگان را براي عبادت خود آفريده، و بهترين عبادتي که انجام مي دهند نماز است، زيرا در اين عبادت همۀ اعضاي بدن خدا را بندگي مي کنند که در غير آن چنين نيست. بنابراين فرمود : وَ لَذِکرُ اللهِ أکبَرُ و ذکر و ياد خدا بزرگتر است. و معني ديگري که از اين آيه محتمل مي باشد اين است که وقتي خداوند به نماز فرمان داد و آن را ستود، خبر داد که ذکر و ياد خداوند در خارج از نماز والاتر و بزرگتر است، آنطور که نظر جمهور مفسرين همين است. اما تفسير اول بهتر است چون نماز خواندن از ذکر خدا در خارج از نماز بهتر است.
و نماز – چنان که گذشت – يکي از بزرگ ترين ذکرها است. واللهُ يعلَمُ مَا تَصنَعُونَ و خداوند به خوبي و بدي اي که انجام مي دهيد داناست و شما را بر آن به کاملترين صورت جزا و سزا مي دهد.وَلَا تُجَادِلُوا أَهْلَ الْكِتَابِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِلَّا الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ وَقُولُوا آمَنَّا بِالَّذِي أُنزِلَ إِلَيْنَا وَأُنزِلَ إِلَيْكُمْ وَإِلَهُنَا وَإِلَهُكُمْ وَاحِدٌ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ
و با اهل کتاب جز به روشي که بهتر است مجادله نکنيد مگر با کساني از ايشان که ستم کردند، و بگوييد : «به تمام آنچه از سوي خدا بر ما و شما نازل شده است ايمان داريم، و معبود ما و معبود شما يکي است و ما فرمانبردار او هستيم».
خداوند از مجادلۀ بدون بينش و يا بدون قاعدۀ پسنديده با اهل کتاب نهي کرده است و مي فرمايد : با روشي که بهتر است و با اخلاق خوب و سخن نرم و دعوت دادن به حق و زيبا ارائه کردن و رد نمودن باطل و نشان دادن زشتي آن بحث و گفتگو کنيد و نبايد منظور از مجادله شکست دادن محض و برتري يافتن باشد، بلکه بايد منظور از آن بيان حق و هدايت خلق باشد.
إلَّا الَّذينَ ظَلَمُوا مگر آن کساني که اهل کتاب که ستم کردند و از حالت مجادله کننده مشخص شود که او اراده اي براي پذيرفتن حق ندارد و به قصد آشوبگري و شکست دادن مجادله مي نمايد، پس مجادله با چنين کسي فايده اي ندارد. وَقُولُوا ءَامَنَّا بِالَّذِي أنزِلَ إلَينَا وَ أنزِلَ إلَيکُم وَ إلَهُنَا وَ إلَهُکُم وَاحِدٌ و بگوييد به آنچه بر ما و شما نازل شده است ايمان آورده ايم، و معبود ما و معبود شما يکي است. يعني مجادلۀ شما با اهل کتاب بايد بر اساس ايمان داشتن به آنچه بر شما و بر آنها نازل شده، و بر اساس ايمان به پيامبرتان و پيامبر آنها و بر مبناي توحيد خدا استوار باشد. و مناظرۀ شما با آنها نبايد باعث انتقاد و خرده گيري از کتاب هاي الهي يا خرده گيري از يکي از پيامبران باشد، آن گونه که جاهل به هنگام مناظره با طرف خود مي نمايد و از همۀ آن