 زمين فرو برديم، و برخي ديگر را غرق کرديم، و خداوند هرگز بر آن نبود که بر آنان ستم روا دارد بلکه آنان خود به خويشتن ستم مي کردند.
بر سر قوم عاد و ثمود نيز همان بلايي آورديم که بر سر قوم لوط آورديم. و شما داستان آنها را مي دانيد و برخي از خانه ها و آثارشان را با چشم خود مشاهده مي کنيد و خانه هايشان را که از آن جدا شده اند مي بينيد، پس برايتان روشن شده که خداوند با آنان چه کرده است. پيامبران با دلايل و نشانه هاي روشنگر و بينش به نزد آنها آمدند اما آنان را تکذيب کردند و با آنها به مجادله پرداختند.
وَزَينَ لَهُمُ الشَّيطَانُ أعلَهُم و شيطان کارهايشان را برايشان آراست تا اينکه گمان بردند آنچه شيطان براي آنان آورده است از آنچه که پيامبران برايشان آورده اند بهتر مي باشد. و همچنين قارون و فرعون و هامان وقتي خداوند موسي بن عمران را به همراه نشانه هاي روشن و دلايل قاطع به نزد آنها فرستاد فرمان نبردند و در زمين بر بندگان خدا استکبار و سرکشي ورزيدند و حق را نپذيرفتند، بنابراين وقتي که کيفر خدا بر آنها نازل شد نتوانستند نجات يابند. وَ مَا کَانُوا سَابِقِينَ و نتوانستند از خدا پيشي بگيرند و از دست خدا در روند، بلکه تسليم و دستگير شدند.
فَکُلَّا أخَذنَا بِذَنبِهِ و هر يک از اين امت ها را که پيامبران را تکذيب کردند به اندازۀ گناهش و با کيفري متناسب با آن عذاب داديم، از ايشان عذابي را فرستاديم و آنها را سنگباران نموديم مانند قوم عاد که خداوند طوفان شديد را بر آنان فرستاد : سَخَّرَهَا عَلَيهِم سَبعَ لَيالٍ وَثَمَنيهَ أيامٍ حُسُومًا فَتَرَي القَومَ فِيهَا صَرعَي کَأنَّهُم أعجَازُ نَخلٍ خَاوِيه ]خداوند[ آن ]عذاب[ را هفت شب و هشت روز پياپي بر آنان مسخر گرداند، و مردم را در آن ]عذاب[ فرو افتاده مي ديدي، انگار تنۀ نخل هاي ميان تهي مي باشند!
وَ مِنهُم مَّن أخَذَتهُ الصَّيحَهُ و بعضي از ايشان را صداي مرگبار فرو گرفت مانند قوم صالح، وَ مِنهُم مَّن خَسَفنَا بِهِ الارضَ و برخي از ايشان را مانند قارون به قلب زمين فرو برديم، وَ مِنهُم مَّن أغرَقنَا و برخي از ايشان را مانند فرعون و هامان و لشکريانشان در آب غرق نموديم. وَ مَا کَانَ اللهُ لِيظلِمَهُم و شايسته و سزاوار خداوند نيست که بر آنها ستم نمايد چون او در کمال دادگري و بطور کامل از همۀ مردم بي نياز است. وَ لَکِن کَانُوا أنفُسَهُم يظلِمُونَ امّا آنها خود بر خويشتن ستم کردند و حق را ضايع نمودند، زيرا انسان ها براي پرستش خداي يگانه آفريده شده اند، اما با اين وجود خود را به شهوت ها و گناهان مشغول کردند و خويشتن را در معرض زبان و آسيب قرار دادند چون گمان مي بردند که اين کار به نفع آنهاست.مَثَلُ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ أَوْلِيَاء كَمَثَلِ الْعَنكَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَيْتًا وَإِنَّ أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنكَبُوتِ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ
مثال آناني که به جاي خداوند دوستاني گرفته اند همچون کار عنکبوت است که خانه اي ساخته و به درستي که اگر مي دانستند سست ترين خانه ها خانۀ عنکبوت است.
إِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا يَدْعُونَ مِن دُونِهِ مِن شَيْءٍ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ
بي شک خداوند مي داند هر آنچه را که به جاي او ]به نيايش[ مي خوانند در حقيقت چيزي نيست، و او پيروزمند فرزانه است.
وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ وَمَا يَعْقِلُهَا إِلَّا الْعَالِمُونَ
و اين مثال هايي هستند که ما براي مردم مي زنيم، و جز دانايان آن را درک نمي کنند.
اين مثال را خداوند براي کسي زده است که به همراه او کسي ديگر را عبادت مي کند و منظورش عزت و قدرت يافتن و فايده مند شدن است، در حالي که قضيه بر خلاف منظور اوست. خداوند مي فرمايد : مثال او مانند عنکبوت است که براي خود خانه اي درست کرده است تا او را از گرما و سرما و آفت ها مصون و محفوظ بدارد، و إنَّ أوهَنَ البُيوتِ لَبَيتُ العَنکَبُوتِ حال آن که بي گمان سست ترين خانه ها خانه و کاشانۀ عنکبوت است، چرا که عنکبوت حيوان ضعيفي است و خانه اش نيز ضعيف ترين و سست ترين خانه هاست، و درست کردن خانه جز ضعف و سستي چيزي به او نيافزوده است.
همچنين کساني که به جاي خدا سرپرستان و دوستاني برگرفته اند از هر جهت ناتوان هستند، و وقتي که به جاي او سرپرستان و دوستاني بر مي گيرند و به آنها افتخار مي کنند و از آنها ياري مي جويند در حقيقت به ضعف و سستي خود مي افزايند، و آنها براي تحقق بسياري از منافعشان بر آنان توکل نموده اند و آن را بر گردن آنها انداخته اند و خود به اين اميد نشسته اند که آنها اين کارها را برايشان انجام خواهند داد. در نتيجه اين بت ها آنان را خوار مي نمايند و فايده اي به آنها نمي رسانند و از کمک و ياري آنها کمترين چيزي عايدشان نمي شود. پس اگر اين دسته از انسان ها حقيقت و ماهيت کساني که آنان را به پرستش گرفته اند مي دانستند آنان را عبادت نمي کردند و از آنها بيزاري مي جستند و پروردگار تواناي مهربان را به سرپرستي و دوستي مي گرفتند، که هر گاه بنده اش او را به دوستي بگيرد و بر او توکل نمايد مشکلات ديني و دنيوي او را حل مي کند و او را بسنده خواهد بود و به نيرو و قدرت قلبي و بدني اش مي افزايد و حالات و کارهايش را سامان مي بخشد.
وقتي خداوند متعال ناتواني خدايان و معبودان مشرکين را بيان نمود به همين مقدار بسنده نکرد بلکه از اين فراتر رفت و گفت آنها هيچ چيزي نيستند بلکه فقط نامهايي هستند که بر آنان گذاشته ايد و گمان هايي هستند که ياور نموديد و پوچ بودن آن با کمترين تحقيق و تفحص براي مرد عاقل و هوشمند مشخص و روشن مي شود. بنابراين فرمود : إنَّ اللهَ يعلَمُ مَا يدعُونَ مِن دُونِهِ مِن شَي ءٍ خداوند مي داند – و او به پيدا و پنهان آگاه است – که آنچه آنان به جاي وي به نيايش مي خوانند در حقيقت وجود ندارند و معبود حقيقي نيستند. مانند اينکه مي فرمايد : إن هِي إلَّا أسمَاءٌ سَمَّيتُمُوهَا أنتُم وَءَابَاؤکُم مَّا أنَزلَ اللهُ بِهَا مِن سُلطنٍ اينها فقط نام هايي هستند که شما و پدرانتان نهاده ايد و خداوند براي آن دليلي نازل فرموده است.
وَ مَا يتَّبعُ الَّذينَ يدعُونَ مِن دُونِ اللهِ شُرَکَاءَ إن يتَّبِعُونَ إلَّا الظَّنَّ کساني که به جاي خدا انبازهايي ديگر را به فرياد مي خوانند جز از گمان ]خود[ پيروي نمي کنند.
وَ هُوَ العَزِيزُ الحَکِيمُ و خداوند تواناست و بر همۀ مخلوقات چيره است، و با حکمت است و هر چيزي را در جايش و در محل مناسب آن قرار مي دهد؛ خداوندي که آفرينش هر چيزي را زيبا و محکم نموده است.
وَ تِلکَ الأمثَلُ نَضرِبُهَا للِنَّاسِ و اين مثال هايي است که به خاطر مردم و براي بهره مند شدن آنها و تعليم دادنشان مي زنيم و از اين طريق علوم و دانستني ها را برايشان واضح و روشن مي گردانيم و از اين راه امور معقول را به امور محسوس نزديک مي نماييم. و بدين سبب معني مطلوب روشن مي شود. پس اين 