 عبادت هايي انجام دهيد که موجب رحمت اوست، و از اسباب عذاب او که گناهان مي باشند دوري کنيد. وَمَا أَنتُم بِمُعْجِزِينَ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي السَّمَاء اي کساني شکه وحي و پيامبر را تکذيب مي کنيد و بر انجام گناهان به خود جرأت مي دهيد! گمان مبريد که او شما را فراموش مي کند. و بدانيد که شما 
نمي توانيد در زمين يا آسمان از قلمرو حکومت خدا بيرون رويد و از دست او فرار کنيد و او را درمانده نماييد.
پس قدرت و تواناييتان، و آنچه هواهاي نفساني برايتان زيبا جلوه داده است، شما را و در فرزندانش نبوت و کتاب مقرر داشتيم و پاداشش را در دنيا به او داديم و همانا او در آخرت از زمرۀ صالحان است.
ابراهيم همچنان قومش را دعوت مي کرد و آنها بر عناد و مخالفت خود ادامه
مي دادند، به جز لوط که به دعوت ابراهيم ايمان آورد و خداوند او را پيامبر گرداند و به سوي قومش فرستاد، آنگونه که بيان خواهد شد. وَ قَالَ إنّي مُهَاجِرٌ إلَي رَبِّي ابراهيم زماني كه ديد فرا خواندن قومش فايده اي به آنان نمي رساند، گفت، همانا من به جايي هجرت مي كنم كه در آن به عبادت پروردگارم بپردازم. يعني او سرزميني را كه آكنده از بدي و زشتي بود ترك نمود و به سوي سرزمين با بركت شام هجرت نمود.
إنَّهُ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ بي گمان او توانا و داراي قدرت است و بر هدايت نمودن شما توانايي دارد ولي او داراي حكمت است و اگر حكمتش اقتضا نمايد هدايت مي كند. وقتي كه ابراهيم از آنها كناره گيري كرد و از آنها جدا شد و آنان بر همان حال خود باقي ماندند خداوند در مورد آنها نگفت كه آنان را به وسيلة عذابي نابود كرده است، بلكه بيان نمود كه ابراهيم از آنان كناره گيري كرد و از ميان آنها هجرت نمود. اما آنچه در روايت هاي اسرائيلي آمده است مبني بر اين كه «خداوند پشه ها را به سوي قوم ابر اهيم گسيل داشت و خون آنها را مكيدند و گوشت هايشان را خوردند و همة آنها را نابود كردند» اين گفته را زماني مي توان به يقين پذيرفت كه دليل شرعي بر صحت آن وجود داشته باشد، و هيچ دليل شرعي بر صحت اين مطلب وجود ندارد. پس اگر خداوند به وسيلة عذابي آنها را ريشه كن كرده بود اين را بيان مي كرد، همانگونه كه نابود كردن امت هاي تكذيب كننده را بيان نموده است.
ولي شايد بتوان گفت كه يكي از اسرار معذب نشدن آنها اين است كه ابراهيم خليل – عليه اسلام – يكي از مهربان ترين مردم و برترين و بردبارترين و بزرگوارترين آنهاست، بنابراين براي نابودي قومش دعا نكرد، آن گونه كه ديگر پيامبران عليه قوم هاي خود دعا نكرد، آن گونه كه ديگر پيامبران عليه قوم هاي خود دعا كردند، و به خاطر همين خداوند نخواست بر آنها عذابي فراگير فرود بياورد از جمله چيزهايي كه بر اين موضوع دلالت مي نمايد اين است كه ابراهيم در مورد هلاك كردن قوم لوط با فرشتگان گفتگو كرد و با آنها مجادله نمود و از آن قوم دفاع كرد در حالي كه قوم او نبودند. والله اعلم.
وَ وَهَبْنَا لَهُ إسْحَقَ وَ يَعْقُوبَ و بعداز آن كه او به شام هجرت كرد اسحاق و يعقوب را به او عطا كرديم، وَ جَعَلْنَا فِي ذُرّيَّتِهِ النُّبُوَّهَ وَ الْكِتَبَ و در دودمان او پيامبري و كتاب مقرر داشتيم. و بعداز او هيچ پيامبري نيامد مگر اينكه از دودمان او بوده و هيچ كتابي جز بر فرزندان او نازل نشده است تا اينكه نبوت با فرزندش محمد (صلي الله عليه و سلم) پايان يافت.
و اين از بزرگترين فضيلت ها و افتخارات است كه عناصر هدايت و رحمت و سعادت و رستگاري در ميان فرزندان اوست و هدايت يافتگان به دست آنها هدايت شده و م‍ؤمنان به دست آنها ايمان آورده و صالحان صالح گشته اند.
وَءَاتَيْنَهُ أجْرَهُ فِي الدُّنْيَا و پاداشش را در دنيا به او داديم كه از آن جمله همسر زيبايش بود كه در نهايت زيبايي قرار داشت و روزي و فرزندان فراوان بود كه خداوند به عنوان پاداش در اين دنيا به او بخشيد؛ فرزنداني كه ماية خشنودي او گرديدند و باعث شدند تا او خداوند را بيش از پيش بشناسد و او را دوست بدارد و به سويش توبه نمايد.
وَإنَّهُ فِي اَلأخِرهِ لَمِنَ الصَّلِحِينَ و همانا او در آخرت از زمرة شايستگان است، بلكه او و محمد – عليهما الصلاه و السلام – به طور مطلق از برترين صالحان مي باشند، و جايگاهشان از همه برتر است. پس خدواند او را هم در دنيا و هم در آخرت خوشبخت و سعادتمند كرد.وَ لُوطاً إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ إنَّكُمْ لَتَأتُونَ الْفَاحِشَهَ مَا سَبَقَكُم بِهَا مِنْ أحَدٍ مِّنَ الْعَلمِينَ و لوط ]را فرستاديم[ آنگاه كه به قومش گفت : «شما كه بسيار زشتي را انجام مي دهيد كه هيچ
 كس از جهانيان در ]ارتكاب[ آن از شما پيشي نگرفته است.
أئِنَّكُمْ لَتَأتُونَ الرّجَالَ وَ تَقْطَعُونَ السَّبيِلَ وَ تَأتُونَ فِي نَادِيكُمُ الْمُنكَرَ فَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إلَّا أن قَالُوا ائتِنَا بِعَذَابِ الله إن كُنتَ مِنَ الصَّدِقِينَ آيا شما با مردان آميزش مي كنيد و راه ]فطري و شرعي تناسل[ را مي بنديد و در محافل خود كار ناپسند انجام مي دهيد؟!»، و پاسخ قومش جز اين نبود كه گفتند : «اگر راست مي گويي عذاب خدا را بر سر ما بياور!».
قَالَ رَبِّ انصُرْنِي عَلَي الْقَوْمِ الْمُفْسِدِينَ گفت : پروردگارا! مرا بر گروه فسادكاران پيروز گردان».
وَ لَمَّا جَآءَتْ رُسُلُنَآ إبْرَاهِيمَ بِالْبُشْرَي قَالُواْ إِنَّا مُهْلِكُواْ أهْلِ هَذِهِ الْقَرْيَهِ إنَّ أهْلَهَا كَانُواْ ظَلِمِينَ و هنگامي كه فرستادگان ما براي ابراهيم مژده آوردند، گفتند : «ما هلاك كنندة اين شهريم، بي گمان اهل آن ستمكار بودند».
قَالَ إنَّ فِيهَا لُوطاً قَالُوْا نَحْنُ أعْلَمُ بِمَن فِيهَا لَنُنَجِّيَنَّه وَ أهْلَهُ إلَّا امْرَاتَهُ كَانَتْ مِنَ الْغَبِرِينَ ابراهيم گفت : «لوط در آن شهر است»، گفتند : «ما به هر كس كه در آنجاست داناتريم، بي گمان او و خانواده اش را رهايي مي بخشيم، مگر همسرش كه از ماندگاران و نابودشوندگان خواهد بود».
وَ لَمَّآ أن جَآءَتْ رُسُلُنَا لُوطاً سِي ءَ بِهِمْ وَضَاقَ بِهِمْ ذَرْعاً وَ قَالُواْ لَا تَخَفْ وَ لَا تَحْزَنْ إنَّا مُنَجُّوكَ وَأهْلَكَ إلَّا امْرَأتَكَ كَانَتْ مِنَ الْغَبِرِينَ و چون فرستادگان ما نزد لوط آمدند، لوط به خاطر آنان سخت ناراحت و دلتنگ شد، ]فرشتگان[ گفتند : «مترس و غمگين مباش كه ما نجات دهندة تو و خانواده ات هستيم، مگر زنت كه از ماندگاران و نابودشوندگان خواهد بود».
إِنَّا مُنزِلُونَ عَلَى أَهْلِ هَذِهِ الْقَرْيَةِ رِجْزًا مِّنَ السَّمَاء بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ همانا ما بر اهل اين شهر به سزاي آن كه نافرماني مي كردند عذابي از آسمان نازل خواهيم كرد.
وَلَقَد تَّرَكْنَا مِنْهَا آيَةً بَيِّنَةً لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ و به راستي از آن ]شهر[ براي گروهي كه خرد مي ورزند نشانه اي روشن بر جاي گذاشتيم.
پيش تر گذشت كه لوط – عليه السلام – به ابراهيم ايمان آورد و از هدايت يافتگان گرديد. و گفته اند كه ل