 و شناختی که نسبت به همه مخلوقات دارد، ودیگری نزدیکی خداوند از پرستندگان و خوانندگانش  با اجابت و یاری کردن و توفیق دادن آن. پس هرکس که پروردگارش را با قلبی آگاه و حاضر و دعایی مشروع بخواند و مانعی برای پذیرفته شدن دعایش وجود نداشته باشد، مانند خوردن روزی حرام و امثال آن، خداوند وعده داده است که دعایش را اجابت کند، به ویژه وقتی که اسباب اجابت دعا را فراهم  نماید، از قبیل استجابت خداو اطاعت از دستورهای او، و باز آمدن از آنچه که ما را از گفتن آن وانجام دادن آن نهی کرده است. و ایمان به خداوند نیز یکی از اسباب استجابت دعا می باشد. به همین جهت فرمود: « فَلْيَسْتَجِيبُواْ لِي وَلْيُؤْمِنُواْ بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ» پس فرمان مرا گردن نهند و به من ایمان بیاورند تا راه یابند و رشد را به دست آورند. رشد یعنی راه یافتن به ایمان  و اعمال صالح و دور شدن از فساد و اعمالی که منافعی ایمان و عمل صالح است. ایمان به خدا و پذیرفتن واستجابت فرمان او سبب حصول علم است، همان طور که خداوند متعال فرموده است: « یَایُّهَا الَّذینَ ءَامنُوا إِن تَتَّقُوا اللهَ یَجعَل لَّکُم فُرقَانَاَ» ای کسانی که ایمان آورده اید! اگر از خدا بترسید و پرهیزگار باشید برای شما نیروی تشخیص حق از باطل قرار می دهد.وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّهُ كَانَ صِدِّيقًا نَّبِيًّا و در اين کتاب ابراهيم را ياد کن، بي گمان او راست کردار و پيامبر بود. 
إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ يَا أَبَتِ لِمَ تَعْبُدُ مَا لَا يَسْمَعُ وَلَا يُبْصِرُ وَلَا يُغْنِي عَنكَ شَيْئًا هنگامي که به پدرش گفت: «پدر جان! چرا چيزي را پرستش مي کني که نمي شنود و نمي بيند و چيزي را از تو دور نمي کند»
يَا أَبَتِ إِنِّي قَدْ جَاءنِي مِنَ الْعِلْمِ مَا لَمْ يَأْتِكَ فَاتَّبِعْنِي أَهْدِكَ صِرَاطًا سَوِيًّا اي پدر! از دانش چيزي به من رسيده که به تونرسيده است، پس، از من پيروي کن تا تو را به راه راست رهنمود کنم.
يَا أَبَتِ لَا تَعْبُدِ الشَّيْطَانَ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلرَّحْمَنِ عَصِيًّا اي پدر! شيطان را پرستش مکن، به راستي که شيطان خداي مهربان را عصيانگر است. 
يَا أَبَتِ إِنِّي أَخَافُ أَن يَمَسَّكَ عَذَابٌ مِّنَ الرَّحْمَن فَتَكُونَ لِلشَّيْطَانِ وَلِيًّا اي پدرم! من از اين مي ترسم که عذابي از سوي خداوند مهربان به تو برسد و آن گاه همودم شيطان شوي.
قَالَ أَرَاغِبٌ أَنتَ عَنْ آلِهَتِي يَا إِبْراهِيمُ لَئِن لَّمْ تَنتَهِ لَأَرْجُمَنَّكَ وَاهْجُرْنِي مَلِيًّا[پدر ابراهيم] گفت: «اي ابراهيم! آيا تو از خدايان من رويگرداني؟ اگر بازنيايي قطعاً تو را سنگسار خواهم کرد، و براي مدت مديدي از من دور شو و با من صحبت مکن 
قَالَ سَلَامٌ عَلَيْكَ سَأَسْتَغْفِرُ لَكَ رَبِّي إِنَّهُ كَانَ بِي حَفِيًّا [ابراهيم] گفت: «سلام بر تو، من از پروردگارم برايت آمرزش خواهم خواست، که او در حق من مهربان است. 
وَأَعْتَزِلُكُمْ وَمَا تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ وَأَدْعُو رَبِّي عَسَى أَلَّا أَكُونَ بِدُعَاء رَبِّي شَقِيًّا و از شما و از آنچه به جزاي خدا مي پرستيد، کناره گيري و دوري مي کنم، و پروردگارم را [به نيايش] مي خوانم، باشد که در پرستش پروردگارم نااميد و ناکام نباشم.
فَلَمَّا اعْتَزَلَهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ وَهَبْنَا لَهُ إِسْحَقَ وَيَعْقُوبَ وَكُلًّا جَعَلْنَا نَبِيًّا پس چون از آنان و از آنچه به جاي خدا مي پرستيدند دوري کرد اسحاق و يعقوب را به او بخشيديم و هر يک پيامبري بود. 
وَوَهَبْنَا لَهُم مِّن رَّحْمَتِنَا وَجَعَلْنَا لَهُمْ لِسَانَ صِدْقٍ عَلِيًّا و از رحمت خويش به ايشان بخشيدم و آنان را نيکونام و بلند آوازه گردانيديم.
بزرگترين و ذبرترين و بالاترين کتابها قرآن است که کتاب روشن و پند و اندرز است، چرا که اخبار و سرگذشت و داستان هايي که در آن بيان شده است راست ترين و شايسته ترين و مفيدترين اخبار است، و امر و نهي آن بزرگترين و عادلانه ترين و منصفانه ترين اوامر و نواهي هستند و اگر در آن جزا و وعده و عيد بيان شده راست ترين و حق ترين وعده و وعيد هستند، و بيش از هر چيز بر حکمت و عدالت و فضل دلالت دارند، و پيامبران و انباييي که در آن ذکر شده اند از ديگر پيامبران و کاملترين و برتر مي باشند، بنابراين در قرآن از پيامبراني ياد شده است که به خاطر عبادت الهي و محبت و بازگشت به سوي او، و اداي حقوق خدا و بندگانش ، و دعوت مردم به سوي خدا، و مقاومت، و شکيبايي ، به مقام هاي افتخار آميز و منازل عالي و جايگاهي برتر دست يافته اند، و در آن قرآن خيلي زياد از آنان سخن به ميان آمده و داستانهايشان تکرار شده است. خداوند در اين سوره از تعدادي از پيامبران ياد نمود و پيامبرش را دستور مي دهد تا آنها را ياد کند، زيرا ياد آنها به مثابۀ ستايش خدا بر آنان و بيان فضل و احسان خداوند بر آنهاست. نيز ياد و خاطرۀ پيامبران ، آدمي را تحريک مي نمايد که به آنها ايمان آورد و بدانان محبت ورزد، و به آنها اقتدا کند. پس فرمود: (وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّهُ كَانَ صِدِّيقًا نَّبِيًّا) و دراين کتاب قرآن گوشه اي از سرگذشت ابراهيم را بيان کن، که او بسيار راست کردار، و پيامبر خدا بود و خداوند ، راست کرداري، راست گفتاري، و پيامبري را به او داد. 
صديق: يعني کسي که بسيار راست مي گويد، پس او در گفته ها و در کارهايش راست است، و هر آنچه را که دستور داده شده است آن را تصديق نمايد، تصديق مي کند، و اين مستلزم علم فراواني است که به قلب راه يابد و در آن اثر نمايد و موجب يقين و عمل صالح و کامل شود. و ابراهيم عليه السلام بعد از محمد عليه السلام از همۀ پيامبران برتر است. و او پدر سوم طائفه هاي برتر مي باشد و خداوند نبوت و کتاب را در ميان فرزندانش قرار داد. او کسي است که مردم را به سوي خدا فرا خواند و بر شکنجۀ بزرگي که در اين راه به او رسيد شکيبايي ورزيد، پس او خويش و بيگانه را دعوت داد و در دعوت دادن پدرش به اندازۀ توان خود کوشيد. 
و خداوند اصرار ابراهيم بر ايمان آوردن پدرش را بيان کرد و فرمود: (إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ) آنگاه که ابراهيم پدرش را به خاطر پرستش بت ها مورد انتقاد و نکوهش قرار داد و گفت: (يَا أَبَتِ لِمَ تَعْبُدُ مَا لَا يَسْمَعُ وَلَا يُبْصِرُ وَلَا يُغْنِي عَنكَ شَيْئًا )  اي پدر جان! چرا چيزي را پرستش مي کني که نمي شنود و نمي بيند و شر و بلايي را از تو دور نمي کند؟ يعني چرا بت هايي را مي پرستي که خودشان ناقص هستند و کا ري از دستشان ساخته نيست؟ پس اين بت ها نمي شوندو نمي بينند و به کسي که آنها را پرستش نمايد هيچ سود و زياني نمي رسانند، بلکه به خودشان هم نمي تواند فايده اي بدهند، و توانايي دور کردن کوچکترين زيان و بلايي را ندارند. پس اين روشن و آشکار مي نمايد که عبادت چيزي که خودش ناقص است و کاري نمي تواند بکند از ديدگاه عقل و شرح ناپسند و ز