ْأَلُ عَن ذُنُوبِهِمُ الْمُجْرِمُونَ و گناهكاران از گناهانشان پرسيده نميشوند، بلكه خداوند آنها را كيفر ميدهد، و چون حالت آنها را ميداند آنان را عذاب ميدهد. پس آنان گر چه براي خود حالتي نيكو تجسم كنند، و خود را نجات يافته تلقي نمايند سخن آنها مورد قبول نيست، و چيزي از عذاب خدا را از آنها دور نميكند. چون گناهانشان پوشيده نيست. پس انكار كردن آنها بيجاست. قارون همچنان به عناد و سركشي خود و نپذيرفتن نصيحت و اندرز قومش با سرمستي و غرور و در حالي كه به خود پسندي گرفتار آمده بود ادامه ميداد.
فَخَرَجَ عَلَى قَوْمِهِ فِي زِينَتِهِ و روزي با زيباترين و بهترين وضعيت خود بيرون آمد. او اموال فراواني داشت و تا آخرين حد كه ميتوانست خود را آماده و آراسته كرده بود. و معمولاً امثال قارون بسيار خود را آراسته ميكنند ومانور ميدهند، و قارون هر آنچه كه از آرايش و تجمل و فخر و ناز قابل تصور بود جمع كرده بود.
در اين حالت چشمها به قارون دوخته شد، لباسش دلها را مجذوب، و آرايش و خود آرايياش مردم را به سوي خود جلب كرده بود. تماشاگران در مورد قارون به دو گروه تقسيم شده بودند و هر يك بر حسب خواست و علاقة خودش سخن ميگفت، قَالَ الَّذِينَ يُرِيدُونَ الْحَيَاةَ الدُّنيَا كساني كه زندگاني دنيا را ميخواستند و به آن دل بسته بودند و دنيا آخرين مقصدشان بود، و خواستههاي جز آن نداشتند، گفتند: يَلَيْتَ لَنَا مِثْلَ مَا أُوتِيَ قَارُونُ كاش دنيا و كالا و زيبايي آن به ما هم داده ميشد، همانطور كه به قارون داده شده است! إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِيمٍ بيگمان او از بهرهاي بزرگ برخوردار است. البته اگر كار به آنچه كه آنها ميخواستند تمام ميشد، و دنيايي ديگر وجود نداشت و آخرتي در كار نبود آنها راست ميگفتند كه قارون از بهرة بزرگي برخوردار است، چون به او امكانات و اموال چنان زيادي داده شده بود كه ميتوانست هر طور كه بخواهد از نعمتهاي دنيا استفاده كند و او با اين اموال و ثروت ميتوانست همة آنچه را كه ميخواست به دست بياورد. و بسياري از مردم برخورداري از چنين وضعيتي را عين سعادتمندي به حساب ميآورند. ولي در واقع هر كس كه دنيا و زخارف آن را آخرين هدف خود قرار دهد به راستي كه پستترين انسان است و هرگز به خواستههاي عالي و مطالب گرانبها راه نمييابد. 
وَقَالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ و كساني كه دانش و آگاهي داشتند و حقايق اشيا را ميدانستند و به باطن دنيا نگاه نميكردند، در آن وقت كه آن دسته از مردم به ظاهر قارون مينگريستند، در حالي كه از آنچه آنها براي خود آرزو كرده بودند ناراحت و دردمند شده بودند، و از وضعيت آنها تأسف ميخوردند و سخنشان را قبول نداشتند، گفتند: وَيْلَكُمْ واي بر شما ثَوَابُ اللَّهِ خَيْرٌ لِّمَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا پاداش خدا در اين دنيا كه عبارت است از لذت عبادت، و دوست داشتن آن، وبازگشتن به سوي خدا، و روي آوردن به او، و پاداشي كه در آن دنيا ميدهد كه بهشت و نعمتهايي است كه در آن وجود دارد، و چشمها از ديدن آن لذت ميبرند، براي كسي كه ايمان بياورد و كار شايسته انجام دهد بهتر از چيزي است كه شما آرزو كرده و به آن علاقهمند شدهايد. پس اين است حقيقت امر اما اين طور نيست كه هر كس اين را بداند به آن روي بياورد، بلكه اين را فرا نميگيرند و توفيق دست يافتن به آن را ندارند، إِلَّا الصَّابِرُونَ مگر كساني كه شكيبايي ميورزند؛ آنهايي كه بر طاعت خداوند صبر ميورزند و خود را از گناه ونافرماني خدا باز ميدارند و به هنگام تقديرهاي دردناك خداوندي صبر و بردباري پيشه ميكنند و جذابيتهاي دنيا و لذايذشان آنها را از ياد پروردگارشان غافل نميكند و ميان او و آنچه كه براي آن آفريده شدهاند مانعي ايجاد نمينمايند. پس چنين كساني پاداش خدا را بر دنياي فاني ترجيح ميدهند.
وقتي فخر فروشي و سركشي قارون به اوج رسيده و دنيايش نزد او زيبا جلوه نمود، و بسيار به آن دلباخته شد، ناگهان عذاب خدا او را فرا گرفت، فَخَسَفْنَا بِهِ وَبِدَارِهِ الْأَرْضَ پس او و خانهاش را به زمين فرو برديم، و سزاي او از نوع عملش بود. پس همانطور كه خودش را از بندگان خدا بالاتر قرار داد خداوند نيز او را در پايينترين مكان جاي داد. و او و خانهاش به همراه اثاثيه وكالاهايش كه ماية فريب او شده بودند به دل زمين فرو رفتند. فَمَا كَانَ لَهُ مِن فِئَةٍ يَنصُرُونَهُ مِن دُونِ اللَّهِ وَمَا كَانَ مِنَ المُنتَصِرِينَ و او را گروه و خدمتگزاران و لشكرياني نبود كه در برابر خداوند يارياش كنند. پس عذاب خدا او را فرا گرفت، و كسي او را ياري نداد و خودش هم نتوانست كاري بكند.
وَأَصْبَحَ الَّذِينَ تَمَنَّوْا مَكَانَهُ بِالْأَمْسِ يَقُولُونَ و كساني كه ديروز آرزو ميكردند به جاي او باشند. يعني زندگاني دنيا را ميخواستند؛ كساني كه ميگفتند: كاش مانند آنچه به قارون داده شده است به ما هم داده ميشد، آنها پس از به زمين فرو رفتن قارون، در حالي كه ناراحت بودند و عبرت گرفته و ميترسيدند كه عذاب خدا آنها را نيز فرو بگيرد، گفتند: وَيْكَأَنَّ اللَّهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَيَقْدِرُ واي! انگار خداوند روزي را براي هر كس از بندگان خود كه بخواهد گسترده ميگرداند، و براي هر كس كه بخواهد آن را تنگ و كم ميگرداند، پس اكنون دانستيم خداوند كه روزي فراواني به قارون داده است دليل بر اين نيست كه در او خير و خوبي وجود دارد، و ما در اين سخن خود كه گفتيم انه لذ و حظ عظيمٍ واقعاً قارون داراي بهرة بزرگي است، اشتباه كردهايم.
لَوْلَا أَن مَّنَّ اللَّهُ عَلَيْنَا لَخَسَفَ بِنَا اگر خداوند بر ما منت نمينهاد، ما را بر آنچه كه گفتيم كيفر ميداد، پس اگر فضل و منت او نبود، ما را به زمين فرو ميبرد. پس هلاكت شدن قارون كيفر وسزايي بود براي او وعبرت و پندي بود براي ديگران، حتي كساني كه به او رشك ميبردند پشيمان شدند و فكرشان تغيير كرد. وَيْكَأَنَّهُ لَا يُفْلِحُ الْكَافِرُونَ يعني كافران در دنيا و آخرت رستگار نميگردند.تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ اين سراي آخرت است كه آن را براي كساني كه در زمين به دنبال استكبار و فساد نيستند مقرر ميكنيم، و عاقبت از آن پرهيزگاران است.
وقتي خداوند ماجراي قارون و دنيايي كه به او داده شده بود و سرانجام او را بيان كرد، و به گفتة اهل دانش نيز اشاره كرد كه گفتند: «پاداش خداوند براي كسي كه ايمان بياورد و كار شايسته انجام دهد بهتر است»، مردم را به جهان آخرت تشويق كرد و سبب و عاملي كه انسان را به بهشت ميرساند بيان نمود و فرمود: تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ آنچه خداوند كه در كتابهايش بيان نموده و پيامبرانش از آن خبر دادهاند سراي آخرت است كه همة نعمتها را در بر گرفته و هر امر ناگوار وناخوشايندي از آن دور شده است. نَجْعَلُهَا و آن را سرا