سان را به خدا مي رساند، چون اين راه، راه پيامبران و پيروانش مي باشد و غير از اين راه، گمراهي است.فَاخْتَلَفَ الْأَحْزَابُ مِن بَيْنِهِمْ فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ كَفَرُوا مِن مَّشْهَدِ يَوْمٍ عَظِيمٍ آنگاه گروهها در ميان خود اختلاف ورزيدند، پس واي بر کساني که کافر شدند از مشاهدۀ روز بزرگ.
أَسْمِعْ بِهِمْ وَأَبْصِرْ يَوْمَ يَأْتُونَنَا لَكِنِ الظَّالِمُونَ الْيَوْمَ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ چقدر شنوا و چقدر بينا مي باشند روزي  که به پيش ما مي آيند، اما ستمکاران امروز در گمراهي آشکاري به سر مي برند. 
وقتي خداوند حالت عيسي را بيان کرد، حالتي که در آن شک و ترديدي نيست، خبر داد که گروهها و دسته هاي گمراه يهود  نصاري و ديگران در مورد عيسي عليه السلام در ميان خود اختلاف ورزيدند، برخي در مورد او افراط نموده و برخي در حق او تفريط کردند، پس بخري از ايشان گفتند: عيسي خداست، و برخي گفتند: عيس پسر خداست، و برخي گفتند: او سومين سه تاست. و برخي ديگر مانند يهوديان او را به پيامبر به حساب نياورده بلکه او را متهم کردند که حرام زاده است!
سخنان همۀ اينها باطل و پوچ است و نظرشان فاسد، و آن را بر اساس شک و عناد و دلائل فاسد و شبهات بي ارزش بيان مي کردند و همگي سزاوار وعيد سخت خدا هستند و بنابراين فرمود: 
(فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ كَفَرُوا) پس واي بر کساني که به خدا و پيامبران و کتابهايش کفر ورزيدند. يهوديان و نصارا که در مورد عيسي سخن کفر مي گويند در اينها داخل اند. 
(مِن مَّشْهَدِ يَوْمٍ عَظِيمٍ ) واي بر آنها به هنگام مشاهدۀ روز بزرگ.يعني هنگام روز قيامت که پيشينيان و اهل اسمانها و اهل زمين در آن گرد مي آيند . روزي که آکنده از زلزله ها و وحشت ها مي باشد، و در آن روز سزا و جزاي اعمال داده مي شود. پس در اين وقت خداوند آنچه را که پنهان و آشکار مي کردند روشن مي سازد. 
(أَسْمِعْ بِهِمْ وَأَبْصِرْ يَوْمَ يَأْتُونَنَا) چه گوش شنوا و چه چشم بينا پيدا مي کنند در آن روز که به نزد ما مي آيند؟
پس به کفر خود و شرکشان اقرار مي نمايند، و به گفته هايشان اعتراف مي کنند، و مي گويند: (ربنا ابصرنا و سمعنا فارجعنا نعمل صلحا انا موقنون) پروردگارا! ديديم و شنيديم، ما را به عقب باز گردان تا عمل شايسته انجام دهيم، بدون شک ما يقين داريم، پس در قيامت به حقيقت آنچه بر آن هستند يقين حاصل مي کند. 
(لَكِنِ الظَّالِمُونَ الْيَوْمَ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ) اما ستمکاران امروز در گمراهي آشکاري به سر مي برند، و آنها براي اين گمراهي شان عذري ندارند، زيرا برخي از آنان از روي بينش، گمراهي را اختيار نموده اند، و حق را مي شناسند، اما ازآن روي گردان شده اند. و برخي راه حق را گم کرده و از آن منحرف شده اند، و مي توانند حق و حقيقت را بشناسند، اما به گمراهي خود و ک ارهاي بدي که انجام مي دهند راضي هستند، و براي شناخت حق از باطل تلاش نمي نمايند. فکر کن چگونه خداوند بعد از (فَاخْتَلَفَ الْأَحْزَابُ مِن بَيْنِهِمْ) و فرمود: (فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ كَفَرُوا)و نفرمود (فويل لهم) تا ضمير به احزاب برگردد، زيرا از ميان دسته هايي که با هم اختلاف دارند گروهي هستند که به حقيقت رسيده و با حق موافق هستند و در مورد عيسي مي گويند: او بندۀ خدا و پيامبرش مي باشد، و به او ايمان اورده و از او پيروي مي کنند. پس اينها مومن هستند و دراين وعيد و هشدار داخل نمي ب اشند. بنابراين خداوند فقط کافران را مورد تهديد و وعيد قرار داد.وَأَنذِرْهُمْ يَوْمَ الْحَسْرَةِ إِذْ قُضِيَ الْأَمْرُ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ وَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ و آنان را که [اينک] در غفلت به سر مي برند، و ايمان نمي آورند از روز حسرت بترسان، آنگاه که کار از کار مي گذرد. 
إِنَّا نَحْنُ نَرِثُ الْأَرْضَ وَمَنْ عَلَيْهَا وَإِلَيْنَا يُرْجَعُونَ بي گمان ما زمين و همۀ کساني را که بر روي آن هستند به ارث مي بريم و به سوي ما برگردانده مي شوند. 
انذار: يعني بر حذر داشتن از آنچه که ترسناک است، به صورت بيم دادن و خبر دادن از صفات آن، و آنچه که بايد بندگان از آن ترسانده شوند روز قيامت است، روزي که کار از کار مي گذرد، و پيشينيان و پسينيان در يک محل جمع مي شوند، و از کارهايشان پرسيده مي شود، پس هر کس به خدا ايمان آورده و از پيامبرانش پيروي کرده باشد به چنان سعادتي نايل مي آيد که بعد از آن هرگز بدبخت نخواهد شد، و هر کس که به خدا ايمان نياورده و از پيامبرانش پيروي نکرده باشد به چنان شقاوت و بدبختي گرفتار مي شود که پس از آن سعادتمند نخواهند شد، و خود و خانواده اش را از دست مي دهد و در آن هنگام حسرت مي خورد و چنان پشيمان مي شود که دل او از شدت حسرت و تأسف از جا کنده مي شود، و چه حسرتي از اين بزرگتر است که انسان خشنودي خدا و بهشت او را از دست دهد و سزاوار خشم پروردگار و جهنم گرددف به صورتي که بازکشت به دنيا برايش امکان پذير نباشد تا از نو عمل کند، و حال خود را عوض نمايد!
اين چيزي است که پيش رو دارند، اما آنها از اين امر غافل اند و به ذهنشان نمي آيد؛ غفلت آنها را احاطه نموده و مستي آنها را فرا گرفته است، پس آنان به خدا ايمان نمي آورند و از پيامبرانش پيروي نمي کنند؛ دنيا آنها را غافل کرده و ميان آنها و ايمان، شهوت ها و هوس هاي زودگذر حائل شده است، پس دنيا و همۀ آنچه در آن است از اول تا آخر از دستشان خواهد رفت، و آنها نيز از دنيا جدا خواهند شد، و خداوند وارث زمين و کساني که روي آن زندگي مي کنند، مي گردد و آنها را به سوي خود بر مي گرداند، و آنان را به سبب اعمالشان سزا و جزا خواهد داد. پس هر کس عمل خيري انجام داده باشد خداوند را ستايش مي گويد، و هر کس عمل بدي انجام داده باشد جز خودش کسي را سرزنش نخواهد کرد.وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُواْ لِي وَلْيُؤْمِنُواْ بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُون، و هرگاه بندگانم از تو درباره من سوال کنند، بگو من نزدیک هستم، ودعای دعا ک ننده را هرگاه مرا بخواند اجابت می کنم، پس باید فرمان مرا اجابت کنند و به من ایمان بیاورند تا راه یابند.
  این پاسخ پرسشی است که بعضی از اصحاب پیامبر (ص) از او پرسیدند وگفتند: ای پیامبر خدا! آیا پروردگار ما نزدیک است تا با او مناجات کرده و با او در گوشی صحبت کنیم، یا دور است و باید او را صدا بزنیم؟ پس این آیه نازل شد: « وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ» چون خداوند متعال مراقب و حاضر است، و بر امور پنهان و پوشیده اطلاع دارد، و خیانت چشمها و آنچه سینه ها در خود پنهان می دارند، را می داند. پس او به کسی که وی را می خواند نزدیک است، و او را اجابت می نماید. به همین جهت فرمود: « أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ» دعای دعا کننده را هرگاه که مرا بخواند  اجابت می کنم.
دعا و فراخوان دو نوع است؛ دعای عبادت و دعای درخواست کردن. و نزدیکی خداوند دو نوع است: یکی نزدیکی به وسیله علم