و اگر ميدانستند كه آنها به سوي خدا باز ميگردند كارهايي را كه از آنها سر ميزد،انجام نميدادند.
فَأَخَذْنَاهُ وَجُنُودَهُ پس وقتي كه عناد و سركشي آنها ادامه يافت، او و لشكريانش را فرو گرفتيم، فَنَبَذْنَاهُمْ فِي الْيَمِّ فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الظَّالِمِينَ و آنان را به دريا افكنديم. بنگر كه سرانجام ستمگران چگونه شد؟! سرانجام آنها بدترين سرانجامي بود، كه عقوبت هميشگي دنيا را به دنبال داشت و به عقوبت اخروي متصل شد.
وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ و فرعون و سران دربار او را از پيشواياني گردانديم كه به انها اقتدا ميشود و مردماني به دنبال آنها به سوي سراي خواري و شقاوت گام بر ميدارند. وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ لَا يُنصَرُونَ و روز قيامت از عذاب خدا نجات داده نميشوند. پس آنها بسيار ناتوانتر از آن هستند كه عذاب را از خود دور نمايند، و به جاي خدا ياور و مددكاري ندارند.
وَأَتْبَعْنَاهُمْ فِي هَذِهِ الدُّنْيَا لَعْنَةً و اضافه بر عقوبت و رسواييشان، لعنتي در اين دنيا در عقبشان فرستاديم؛ نفرين ميشوند و مردم از آنها به بدي ياد ميكنند و آنان را مورد مذمت و نكوهش قرار ميدهند و اين چيزي است كه مشاهده ميشود. پس آنها پيشوايان و سران نفرين شدگان دنيا هستند. وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ هُم مِّنَ الْمَقْبُوحِينَ و روز قيامت از دور داشتگان هستند و كارهايشان زشت شمرده ميشود، و هم خداوند بر آنها خشمگين است، و مردم نيز از آنها متنفرند و خودشان نيز از خويشتن بيزارند.وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ مِن بَعْدِ مَا أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ الْأُولَى بَصَائِرَ لِلنَّاسِ وَهُدًى وَرَحْمَةً لَّعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ و ما به راستي بر موسي كتاب آسماني نازل كرديم بعد از آنكه اقوام روزگاران پيشين را نابود نموديم، تا براي مردم ماية بينش و وسيله هدايت و رحمت باشد و تا ايشان پند پذيرند.
وَمَا كُنتَ بِجَانِبِ الْغَرْبِيِّ إِذْ قَضَيْنَا إِلَى مُوسَى الْأَمْرَ وَمَا كُنتَ مِنَ الشَّاهِدِينَ [اي محمد] و تو در جانب غربي [كوه طور] نبودي، در آن دم كه فرمان نبوت را به موسي ابلاغ كرديم، و تو حضور نداشتي.
وَلَكِنَّا أَنشَأْنَا قُرُونًا فَتَطَاوَلَ عَلَيْهِمُ الْعُمُرُ وَمَا كُنتَ ثَاوِيًا فِي أَهْلِ مَدْيَنَ تَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِنَا وَلَكِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ در حقيقت ما نسلهايي را پديد آورديم، آنگاه عمرشان طولاني شد. و تو در ميان اهل مدين نبودي تا آيات ما را بر آنان بخواني ولي اين ما هستيم كه تو را فرستادهايم.
وَمَا كُنتَ بِجَانِبِ الطُّورِ إِذْ نَادَيْنَا وَلَكِن رَّحْمَةً مِّن رَّبِّكَ لِتُنذِرَ قَوْمًا مَّا أَتَاهُم مِّن نَّذِيرٍ مِّن قَبْلِكَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ و تو در كنار كوه طور نبودي بدانگاه كه ما ندا داديم،ولي [وحي] از روي رحمتي از سوي پروردگارت [آمد] تا گروهي را بيم دهي كه قبل از تو بيم دهندهاي پيش ايشان نيامده است، شايد آنان پند پذيرند.
وَلَوْلَا أَن تُصِيبَهُم مُّصِيبَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ فَيَقُولُوا رَبَّنَا لَوْلَا أَرْسَلْتَ إِلَيْنَا رَسُولًا فَنَتَّبِعَ آيَاتِكَ وَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اگر [پيش از فرستادن پيامبر] بلا و عذابي به خاطر اعمالشان گريبانگيرشان ميگرديد، ميگفتند: «پروردگارا! چرا به سوي ما پيامبري نفرستادي تا از آيات تو پيروي كنيم و از مؤمنان باشيم؟!
فَلَمَّا جَاءهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِندِنَا قَالُوا لَوْلَا أُوتِيَ مِثْلَ مَا أُوتِيَ مُوسَى أَوَلَمْ يَكْفُرُوا بِمَا أُوتِيَ مُوسَى مِن قَبْلُ قَالُوا سِحْرَانِ تَظَاهَرَا وَقَالُوا إِنَّا بِكُلٍّ كَافِرُونَ پس چون حق از سوي ما برايشان آمد، گفتند:«چرا مانند آنچه كه به موسي داده شده بود بدو داده نشده است؟». آيا به آنچه پيش از اين به موسي داده شده كفر نورزيدهاند؟ گفتند: «اين دو جادو هستند كه يكديگر را پشتيباني ميكنند». و گفتند: «ما همه را انكار ميكنيم».
وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ و همانا موسي كتاب تورات داديم، مِن بَعْدِ مَا أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ الْأُولَى پس از آنكه اقوام روزگاران پيشين را نابود كرديم، كه آخرين آنها فرعون و لشكريانش بودند. و اين دليلي است بر اين كه بعد از نازل شدن تورات مردم به صورت دستهجمعي هلاك نشدهاند، و جهاد با شمشير مشروع شد. بَصَائِرَ لِلنَّاسِ كتابي كه خداوند بر موسي نازل كرد در آن چيزهايي بود كه مردم در پرتو آن آنچه را كه به آنها فايده ميداد و آنچه را كه به آنها زيان ميرساند ميديدند. پس حجت بر گناهكار اقامه ميگردد، و مؤمن از آن بهرهمند ميشود، و رحمتي براي او و ماية هدايتش به راه راست است. بنابراين فمرود: وَهُدًى وَرَحْمَةً لَّعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ و مايه هدايت و رحمت است، باشد كه پند پذيرند.
پس از آنكه خداوند اين داستانهايغيبي را براي پيامبرش حكايت كرد، بندگان را آگاه نمود. كه اينها اخبار غيبي هستند كه پيامبر جز از طريق وحي راهي براي دانستنشان ندارد. بنابراين فرمود: وَمَا كُنتَ بِجَانِبِ الْغَرْبِيِّ اي پيامبر! تو در جانب غربي كوه طور نبودي، إِذْ قَضَيْنَا إِلَى مُوسَى الْأَمْرَ وَمَا كُنتَ مِنَ الشَّاهِدِينَ آنگاه كه فرمان نبوت را به موسي داديم، و تو را در آنجا حضور نداشتي تا گفته شود از اين طريق اين خبر به او رسيده است.
وَلَكِنَّا أَنشَأْنَا قُرُونًا فَتَطَاوَلَ عَلَيْهِمُ الْعُمُرُ و ما اقوام و نسلهايي را پديد آورديم و زمانهاي طولاني بر آنان گذشت، پس علم از بين رفت و نشانههاي آنان فراموش شد. پس زماني كه به شدت به تو و به آنچه ما به تو وحي كردهايم نياز بود، تو را فرستاديم، وَمَا كُنتَ ثَاوِيًا فِي أَهْلِ مَدْيَنَ تَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِنَا و تو در ميان اهل مدين اقامت نداشتي تا به آنان بياموزي و از آنان يادبگيري، تا گفته شود آنچه در مورد موسي گفتهاي از آنجا به تو رسيده است. وَلَكِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ ولي خبري كه در مورد موسي آوردهاي اثري از آثار نبوت و رسالت تو ميباشد. و اگر اين وحي را نفرستيم راهي براي آگاه شدن از آن نداري.
 وَمَا كُنتَ بِجَانِبِ الطُّورِ إِذْ نَادَيْنَا و تو در كنار كوه طور نبودي بدانگاه كه ما موسي را ندا داديم و به او دستور داديم تا به نزد قوم ستمگر برود و رسالت و پيام ما را به آنان برساند، و نشانهها و معجزات ما را به آنها نشان بدهد؛ نشانههايي كه براي تو حكايت كرديم. منظور اين است ماجراهايي كه براي موسي عليهالسلام در اين اماكن اتفاق افتاد و ما آن را بدون كم و زياد و آنگونه كه بودند براي تو حكايت نموديم از دو حال خالي نيستند:
يا اينكه تو در آنجا حضور داشتهاي، يا به محل وقوع آن رفته و آن را از اهل آن ديار ياد گرفتهاي. پس اگر چنين باشد اين بدان معني است كه تو پيامبر خدا نيستي، چون كارهايي كه انسان ميبيند و ميخواند و