ref="w:text:1292.txt">آيه 73-71</a><a class="text" href="w:text:1293.txt">آيه 75-74</a><a class="text" href="w:text:1294.txt">آيه 82-76</a><a class="text" href="w:text:1295.txt">آيه 83</a><a class="text" href="w:text:1296.txt">آيه 84</a><a class="text" href="w:text:1297.txt">آيه 88-85</a><a class="text" href="w:text:1298.txt">آيه  20</a></body></html>مكي و 88 آيه است
بسم الله الرحمن الرحيم
آيهي 6-1:
طسم طا، سين، ميم
تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْمُبِينِ اين است آيههاي كتاب روشنگر 
نَتْلُوا عَلَيْكَ مِن نَّبَإِ مُوسَى وَفِرْعَوْنَ بِالْحَقِّ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ از خبر موسي و فرعون براي گروهي كه باور دارند، به حق بر تو ميخوانيم.
إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِي الْأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِيَعًا يَسْتَضْعِفُ طَائِفَةً مِّنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْنَاءهُمْ وَيَسْتَحْيِي نِسَاءهُمْ إِنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ بيگمان فرعون در آن سرزمين تكبر ورزيد، و مردمان آن جا را به گروههاي و دستههاي مختلف تبديل كرد، گروهي از ايشان را ضعيف و ناتوان ميكرد؛ پسرانشان را سر ميبريد، و زنانشان را زنده نگاه ميداشت، بيگمان او از تباهكاران بود.
وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ و ميخواهيم بر آنان كه در زمين ضعيف و ناتوان قرار داده شدهاند منت نهيم و ايشان را پيشوايان سازيم و آنها را وارثان [حكومت و قدرت] گردانيم.
وَنُمَكِّنَ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَنُرِي فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَجُنُودَهُمَا مِنْهُم مَّا كَانُوا يَحْذَرُونَ و ايشان را در زمين مستقر گردانيم، و سلطه و حكومتشان دهيم، و به فرعون وهامان و لشكريانشان آنچه را كه از آن ميترسيدند، بنمايانيم.
اين آيات كه مستحق و سزاوار بزرگداشت و تعظيماند، آيَاتُ الْكِتَابِ الْمُبِينِ آيههاي كتاب روشنگرند، كه هر آنچه بندگان به آن نياز دارند، از قبيل شناخت پروردگارشان، و شناخت حقوق او، و شناخت دوستان و دشمنان او، و دانستن وقايع و روزهاي خدا، و شناخت پاداش و جزاي اعمال را در بر دارند.پس اين قرآن همة اين مطالب را در نهايت روشني بيان كرده و آن را براي بندگان توضيح داده است.
و از جمله چيزهايي كه توضيح داده است داستان موسي و فرعون ميباشد كه در چند جا تكرار كرده، و در اين جا به صورت مفصل بيان نموده است.پس فرمود: نَتْلُوا عَلَيْكَ مِن نَّبَإِ مُوسَى وَفِرْعَوْنَ بِالْحَقِّ زيرا خبر و حكايت فرعون وموسي بسيار شگفتانگيز است، لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ براي قومي كه ايمان ميآورند. آنها مورد خطاباند و با آنان سخن گفته ميشود، چون ايمان دارند و به وسيلة ايمان خود به انديشيدن در آن روي ميآورند، او از عبرتهاي آن پند ميگيرند و هدايت ميشوند، و بر ايمان و يقين و نيكيهايشان افزوده ميگردد. و جز مؤمنان از قرآن استفاده نميكنند. بلكه قرآن فقط حجت را بر كفار اقامه ميگرداند. و خداوند قرآن را از شر آنها مصون داشته وميان آنها و قرآن مانعي قرار داده است كه آن را نميفهمند.
داستان چنين است إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِي الْأَرْضِ همانا فرعون سلطه و قدرت و لشكريان فراوان داشت كه دست به سركشي و استكبار و سلطهگري زد، وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِيَعًا و مردم آن جا را به گروهها و دستههاي مختلف تقسيم كرد و طبق خواسته وهواي نفس خود هر كاري كه ميخواست با آنها ميكرد، و قدرت خود را بر آنان تحميل مينمود. يَسْتَضْعِفُ طَائِفَةً مِّنْهُمْ و گروهي از آنان را- كه بنياسرائيل بودند و خداوند آنها را بر جهانيان برتري داده بود و فرعون ميبايست آنان را اكرام نمايد- ضعيف و ناتوان ميكرد، چون ميديد كه آنان قدرتي ندارند كه آنها را از آنچه فرعون مي خواهد با ايشان انجام دهد مصون بدارد.
بنابراين فرعون به آنها اهميت نميداد. و وضعيت آنها به جايي رسيده بود كه فرعون يُذَبِّحُ أَبْنَاءهُمْ وَيَسْتَحْيِي نِسَاءهُمْ فرزندان پسر آنها را سر ميبريد و زنانشان را زنده نگاه ميداشت. هدف او از اين كار اين بود كه جمعيت آنها زياد نشود، و نتواند به فرعون حملهور شوند و قدرت را از دست او بگيرند.
إِنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ بيگمان فرعون از تباهكاران بود؛ آنهايي كه در پي بهبودي وضعيت ديني و دنيوي خود نيستند. و اين ناشي از فسادكاري و تباهكاري او بود.
وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ و ميخواهيم با دور كردن اسباب استضعاف كساني كه ضعيف قرار داده شدهاند بر آنان منت بگذاريم، و كساني را كه در برابرشان مقاومت ميورزند نابود كنيم، و دشمنانشان را خوار و ذليل گردانيم. وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً و آنان را پيشوايان دين قرار دهيم، و اين با استضعاف و ناتواني انجام نميپذيرد، بلكه براي اين كار بايد در زمين قدرت كامل داشته باشند. وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ وميخواهيم آنان را وارث حكومت زمين بگردانيم و آنان در دنيا و آخرت سرانجام نيك دارند.
وَنُمَكِّنَ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ و آنان را در زمين قدرت و حكومت بدهيم، و همة اين كارها به حكم و ارادة الهي انجام شد. وَنُرِي فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَجُنُودَهُمَا و همچنين ميخواهيم به فرعون و هامان و لشكريانشان كه به وسيلة آن يورش ميبردند و سركشي ميكردند، مِنْهُم از سوي اين گروه مستضعف و ناتوان مَّا كَانُوا يَحْذَرُونَ چيزي را بنمايانيم كه از آن ترس داشتند. اين بود كه مستضعفان، آنها را بالاخره از سرزمينشان بيرون كردند. بنابراين براي نابود كردن قدرتشان، و كشتن فرزندانشان كه قدرت آيندة آنها را تشكيل ميداد تلاش كردند. و همه اينها طبق خواسته خدا بود. و هر گاه خداوند كاري را بخواهد، اسباب آن را فراهم مينمايد، و راههايش را هموار ميكند. و خداوند اسبابي را فراهم نمود كه آنان را به اين هدف رساند.
اولين سبب اين بود كه وقتي خداوند پيامبرش موسي را پديد آورد، رهايي ملت بنياسرائيل را به او واگذار كرد، و در آن موقع فرزندان پسر را ميكشتند. موسي در زمان خطرناكي به دنيا آمد وخداوند به مادرش الهام كرد كه به او شير دهد و فرزند را نزد خودش نگهداري كند.وَأَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّ مُوسَى أَنْ أَرْضِعِيهِ فَإِذَا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ وَلَا تَخَافِي وَلَا تَحْزَنِي إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَجَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ و به مادر موسي الهام كرديم كه «به او شير بده، و هنگامي كه بر او ترسيدي، او را به دريا بيانداز، و مترس و اندوهگين مباش، به يقين ما او را نزد تو باز خواهيم گرداند، و او را زمرة پيامبران ميگردانيم».
فَالْتَقَطَهُ آلُ فِرْعَوْنَ لِيَكُونَ لَهُمْ عَدُوًّا وَحَزَنًا إِنَّ فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَجُنُودَهُمَا كَانُوا خَاطِئِينَ آنگاه خانوادة فرعون او را برگرفتند تا سرانجام دشمن آنان و ماية اندوهشان گردد. بيگمان فرعون و هامان و لشكريانش خطاكار بودند.
وَقَالَتِ امْرَأَتُ فِرْعَوْنَ قُرَّتُ عَيْنٍ لِّي وَلَكَ لَا تَقْتُلُوهُ عَسَى أَن ي