آگاهي و دانش قوي برخوردار نبودند، و آگاهي ضعيفي هم نداشتند. بلكه هُمْ فِي شَكٍّ مِّنْهَا آنان دربارة قيامت شك و ترديد داشتند و شك، علم و آگاهي را از بين ميبرد،و آگاهي با شك جمع نميشود. بَلْ هُم مِّنْهَا عَمِونَ  بلكه آنها در مورد آخرت كور و نابينا هستند، و چشمهايشان آن را نميبيند، و در دلهايشان آگاهي و دانشي در مورد وقوع قيامت و احتمال آمدن آن وجود ندارد، بلكه آنان قيامت را انكار كرده و آن را بعيد دانسته و ميدانند.وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَئِذَا كُنَّا تُرَابًا وَآبَاؤُنَا أَئِنَّا لَمُخْرَجُونَ  و كافران گفتند: «آيا چون ما و پدرانمان به خاك تبديل شديم، آيا بيرون آورده ميشويم؟».
لَقَدْ وُعِدْنَا هَذَا نَحْنُ وَآبَاؤُنَا مِن قَبْلُ إِنْ هَذَا إِلَّا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ به راستي  كه اين را به ما و پيش از ما به پدرانمان وعده دادهاند، اين جز افسانههاي گذشتگان نيست.
قُلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُجْرِمِينَ بگو: «در زمين بگرديد، آنگاه بنگريد كه سرانجام گناهكاران چگونه بوده است؟».
وَلَا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَلَا تَكُن فِي ضَيْقٍ مِّمَّا يَمْكُرُونَ و بر آنان اندوه مخور، و از آنچه حيله ميورزند تنگدل مباش.
بنابراين فرمود: وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَئِذَا كُنَّا تُرَابًا وَآبَاؤُنَا أَئِنَّا لَمُخْرَجُونَ آيا زماني كه ما و پدرانمان به خاك تبديل شديم، زنده ميگرديم، و از قبر بيرون آورده ميشويم؟ يعني اين بعيد و غير ممكن است. آنها قدرت خداوند توانا را با قدرت ضعيف خود مقايسه ميكردند. لَقَدْ وُعِدْنَا هَذَا نَحْنُ وَآبَاؤُنَا مِن قَبْلُ به ما و پيش از ما به پدرانمان وعدة آمدن قيامت داده شده است، اگر اين امر راست بود، ميآمد، ولي هنوز به نزد ما نيامده و از آن چيزي را نديدهايم . إِنْ هَذَا إِلَّا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ اين جز افسانه و داستانهاي پيشينيان كه با آن وقتگذراني ميشود، چيزي بيش نيست و اصل و اساسي ندارد.
خداوند با بيان احوال تكذيب كنندگان، به اين مطلب پرداخت كه آنها نميدانند قيامت كي خواهد آمد. سپس خبر داد كه آگاهي آنها در مورد قيامت ضعيف و كم است. سپس خبر داد كه آنها دربارة قيامت شك و ترديد دارند. سپس خبر داد كه آنها كور هستند، و پس از آن فرمود آنها قيامت را انكار ميكنند و آن را بعيد ميدانند. يعني به سبب حالتهايي كه دارند ترس از آخرت از دلهاي آنان رخت بربسته و در نتيجه اقدام به انجام گناهان كرده، و تكذيب حق و تصديق باطل برايشان آسان گشته است، و تبعيت از شهوتها را به جاي پرداختن به عبادت قرار داده، و دين و دنيا را از دست دادهاند.
سپس خداوند متعال آنها را به تصديق آنچه كه پيامبران از آن خبر دادهاند سفارش كرد و فرمود: قُلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُجْرِمِينَ و در زمين بگرديد و بنگريد كه سرانجام گناهكارن چگونه بوده است؟! پس اگر بگرديد و بنگريد هيچ مجرم و گناهكاري را نمييابيد مگر اينكه سرانجام بدي داشته، و خداوند او را به سزا و عذابي گرفتار كرده كه سزاوار حال او بوده است.
پس اي محمد! براي اين تكذيب كنندگان و ايمان نياوردنشان غم مخور و اندوهگين مباش، زيرا اگر از شر و بدي آنها اطلاع حاصل نمايي، و اين را بداني كه آنها صلاحيت برخورداري از هيچ خير و خوبي را ندارند، تأسف نميخوري و غمگين نميشوي. و از مكرورزي آنها تنگدل و آشفته نباش. زيرا سرانجام مكر آنها به خودشان بر ميگردد. يمكرون و يمكرالله و الله خير المكرين و مكر ميورزند و خداوند براي مكر آنها چاره انديشي ميكند، و خداوند بهترين چارهانديشان است.وَيَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ و ميگويند: «اگر راست ميگوييد اين وعده كي خواهد بود؟».
قُلْ عَسَى أَن يَكُونَ رَدِفَ لَكُم بَعْضُ الَّذِي تَسْتَعْجِلُونَ بگو: «شايد برخي از آنچه كه در فرا رسيدنش شتاب داريد به شما نزديك شده باشد.
وَإِنَّ رَبَّكَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَشْكُرُونَ و همانا پروردگارت بر مردمان داراي فضل [فراواني] است ولي بيشتر آنان سپاسگذاري نميكنند.
وَإِنَّ رَبَّكَ لَيَعْلَمُ مَا تُكِنُّ صُدُورُهُمْ وَمَا يُعْلِنُونَ و حقاً كه پروردگارت ميداند آنچه را در دلهايشان نهان ميدارند و آنچه را كه آشكار ميسازند.
وَمَا مِنْ غَائِبَةٍ فِي السَّمَاء وَالْأَرْضِ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ و هيچ نهفتهاي در آسمان و زمين نيست مگر اينكه در كتابي روشن [درج شده] است.
آنان معاد و حقي را كه پيامبر آورده است تكذيب ميكنند، و در آمدن عذاب شتاب ميورزند و ميگويند: مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ اگر راست ميگوييد اين وعده كي خواهد بود؟ اين از بيخردي و جهالت آنهاست، چون واقع شدن و زمان آن را خداوند مقرر كرده، و با تقدير خويش آن را مقدر نموده است. پس اين كه روز قيامت زود تحقق پيدا نميكند بر صحت ادعاي آنان دلالت نميكند.
اما- با وجود اين- خداوند متعال آنها را از واقع شدن آنچه در آمدن و رسيدنش شتاب ميورزند، برحذر داشت و فرمود: قُلْ عَسَى أَن يَكُونَ رَدِفَ لَكُم بَعْضُ الَّذِي تَسْتَعْجِلُونَ بگو: چه بسا بخشي از عذابي كه در فرا رسيدن آن شتاب ميورزيد به شما نزديك شده است و به زودي شما را فرا ميگيرد.
خداوند بندگانش را يادآور ميشود كه بخشش او فراوان والطافش بيكران است و آنها را بر به جاي آوردن شكر آن تشويق ميكند، با وجود اين بيشتر مردم از شكرگذاري روي برتافته و با مشغول شدن به نعمتها، نعمت دهنده را فراموش كردهاند.
وَإِنَّ رَبَّكَ لَيَعْلَمُ مَا تُكِنُّ صُدُورُهُمْ وَمَا يُعْلِنُونَ پروردگارت آنچه را كه در دلهايشان نهان ميدارند و آنچه را كه آشكار ميكنند، ميداند. پس بايد بهراسند از داتي كه به نهانها و آشكارها آگاهي دارد، و بايد همواره او را مد نظر داشته باشند. وَمَا مِنْ غَائِبَةٍ فِي السَّمَاء وَالْأَرْضِ و هيچ چيز نهفته و پوشيده و رازي از رازهاي جهان بالا و پايين نيست، إِلَّا فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ مگر اينكه در كتابي روشن ثبت و ضبط شده است. و اين كتاب همة آنچه را كه تاكنون به وقوع پيوسته و آنچه كه تا روز قيامت به وقوع خواهد پيوست در بر دارد. پس هر حادثة بزرگ و كوچكي كه اتفاق ميافتد مطابق با چيزي است كه در لوح محفوظ نوشته شده است.إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يَقُصُّ عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَكْثَرَ الَّذِي هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ بيگمان اين قرآن براي بنياسرائيل بيشتر آنچه را كه در آن اختلاف دارند بيان ميكند.
وَإِنَّهُ لَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ و قطعاًاين قرآن براي مؤمنان هدايت و رحمت است.
در اينجا خداوند خبر ميدهد كه قرآن كتابهاي گذشته را توضيح ميدهد، چون در كتابهاي گذشته چيزهايي هست كه باعث اختلاف ميان بنياسرائيل شده و بر ايشان مشتبه شده است، پس قرآن اين موا