 آیه را به عنوان مقدمه تحریم بیان کرد، و طی چند مرحله آن را بطور قطعی تحریم کرد و فرمود: « یَأیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا إِنَّما الخَمرُ وَالمَیسِرُ وَالأنصَابُ وَالأَزلَمُ رِجسُ مِنّ عَمَلِ الشَّیطنِ فَاجتَنِبُوهُ لَعَلَّکُم تُفلِحُونَ» ای کسانی که ایمان آورده اید! بی گمان شراب و قمار و بت ها و تیرهای قرعه، پلید و از عمل شیطان هستند پس ، از آنها بپرهیزید باشد که رستگار شوید. « إِنَّمَا یُرِیدُ الشَّیطَنُ أَن یُوقِعَ بَینَکُم العَدَوَةٍ وَالبَغضَاءَ فِی الخَمرِ وَالمیَسِر وَیٌَصدُکُم عَن ذِکرِ اللَّهِ وَعَنِ الصَّلوةِ فَهَل أَنتُم مَّنتَهُونَ» همانا شیطان می خواهد با شراب و قمار، میان شما دشمنی و کینه ایجاد کند، و شما را از یاد خدا و از نماز بازدارد. پس آیا شما دست بر می دارید!
و این ناشی از لطف و مهربانی و حکمت خداوند است. به همین جهت وقتی این آیه نازل شد، حضرت عمر رضی الله عنه فرمود: دست برداشتیم، دست برداشتیم. اما شراب هر مست کننده ای است که عقل را می پوشاند، و فرق نمی کند از چه نوعی باشد. و اما قمار مسابقه ای می باشد که طرف بازنده باید عوضی بپردازد، از قبیل نرد و شطرنج و هر نوع مسابقه قولی و فعلی. اما مسابقه اسب سواری و شترسواری و تیراندازی جایز است، چون این کارها انسان را در امر جهاد کمک می نماید، بنابراین شریعت اسلام انجام این مسابقات را جایز شمرده است.
« وَيَسْأَلُونَكَ مَاذَا يُنفِقُونَ» و این سوالی است در رابطه با مقدار اموالی که باید انفاق کنند، پس خداوند کار را بر آنها آسان نمود، و آنها را دستور داد آنچه از اموالشان را که به آن نیازی ندارند انفاق کنند، و این بستگی به میزان توانایی افراد دارد، پس توانگر و فقیر و متوسط هریک می تواند انچه را که از نیازش افزون تر است انفاق کند، گرچه نصف یک دانه خرما باشد.
بنابراین به پیامبرش (ص) دستور داد که اموال مازاد بر مصرف و صدقه های مردم را بگیرد و آنها را به انجام آنچه بر آنان دشوار است مکلف ننماید، زیرا خداوند به آنچه ما را به آن دستور می دهد نیازی ندارد، و نمی خواهد ما را به انجام امور سخت و طاقت فرسا مکلف سازد، بلکه ما را به چیزی دستور داده است که سعادت و خوشبختی ما را در برداشته و انجام آن برای ما آسان است، و برای ما و برادرانمان سودمند است. پس خداوند شاسته کاملترین ستایش است.
پس از آنکه خداوند این مطلب را به صورت کامل بیان داشت و بندگان را بر اسرار شریعت آگاه نمود، فرمود: « كَذَلِكَ يُبيِّنُ اللّهُ لَكُمُ الآيَاتِ» این چنین خداوند نشانه های دال بر حق و حقیقت، و علم مفید، و جدا کننده حق از باطل را برای شما بیان می کند.
« لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ فِي الدُّنْيَا وَالأَخِرَةُ» باشد که اندیشه ها و افکار خود را در اسرار شریعت او به کار بگیرید، و بدانید که منافع دنیا و آخرت در دستورهای  اوست. و نیز  تا در دنیا و پایان یافتن سریع آن  اندیشه کنید و آن را نپذیرید، و در آخرت و بقای آن، و اینکه آخرت خانه سزا و پاداش است و باید آن را  آباد کنید، بیاندیشید.وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا إِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ فَإِذَا هُمْ فَرِيقَانِ يَخْتَصِمُونَ و به راستي به سوي قوم ثمود برادرشان صالح را فرستاديم، كه خدا را بپرستيد. اما آنان به دو گروه تقسيم شدند كه با هم ستيزه ميكردند.
قَالَ يَا قَوْمِ لِمَ تَسْتَعْجِلُونَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ لَوْلَا تَسْتَغْفِرُونَ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ [صالح] گفت: «اي قوم من! چرا با شتاب گناه و بدي را پيش از نيكي ميجوئيد؟ چرا از خداوندآمرزش نميخواهيد تا مورد رحمت قرار گيريد؟!».
قَالُوا اطَّيَّرْنَا بِكَ وَبِمَن مَّعَكَ قَالَ طَائِرُكُمْ عِندَ اللَّهِ بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ تُفْتَنُونَ گفتند: «ما تو و كساني را كه با تو هستند به فال بد گرفتهايم». گفت: «فال بدتان نزد خداوند است، بلكه شما گروهي هستيد كه آزموده ميشويد».
وَكَانَ فِي الْمَدِينَةِ تِسْعَةُ رَهْطٍ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ وَلَا يُصْلِحُونَ و در آن شهر نه نفر بودند كه در زمين فساد ميكردند و در اصلاح [آن] نميكوشيدند.
قَالُوا تَقَاسَمُوا بِاللَّهِ لَنُبَيِّتَنَّهُ وَأَهْلَهُ ثُمَّ لَنَقُولَنَّ لِوَلِيِّهِ مَا شَهِدْنَا مَهْلِكَ أَهْلِهِ وَإِنَّا لَصَادِقُونَ گفتند: «براي همديگر سوگند بخوريد كه بر صالح و خانوادهاش شبيخون ميزنيم، سپس به وارثش ميگوييم: هنگام هلاكت خانوادهاش حاضر نبودهايم و ما راستگوييم».
وَمَكَرُوا مَكْرًا وَمَكَرْنَا مَكْرًا وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ و نقشه كشيدند، و ما هم چارهانديشي كرديم، در حالي كه آنان خبر نداشتند.
فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ مَكْرِهِمْ أَنَّا دَمَّرْنَاهُمْ وَقَوْمَهُمْ أَجْمَعِينَ پس بنگر سرانجام حيلهورزي آنان چگونه بود! ما آنان و قومشان را همگي نابود كرديم.
فَتِلْكَ بُيُوتُهُمْ خَاوِيَةً بِمَا ظَلَمُوا إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لِّقَوْمٍ يَعْلَمُونَ پس اين خانههاي آنان است كه به سزاي آنكه ستم كردند فرو تپيده است. بيگمان در اين [ماجرا] براي گروهي كه ميدانند نشانهاي هست.
وَأَنجَيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا وَكَانُوا يَتَّقُونَ و كساني را كه ايمان آورده و تقوا پيشه كرده بودند، نجات داديم.
خداوند متعال خبر ميدهد كه صالح را به سوي قبيلة معروف ثمود فرستاد كه از نسل و خاندان آنها بود. او آنها را فرمان داد كه فقط خداي را بپرستيد و انبازان و بتها را رها كنند. فَإِذَا هُمْ فَرِيقَانِ يَخْتَصِمُونَ اما آنان به دو گروه تقسيم شدند؛ برخي مؤمن و برخي كافر شدند كه بيشترشان كافر بودند، و اي دو گروه با هم ستيز و كشمكش پرداختند.
قَالَ يَا قَوْمِ لِمَ تَسْتَعْجِلُونَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ صالح گفت: چرا قبل از انجام نيكيها كه به سبب آن احوال شما سامان مييابد، و امور ديني و دنياييتان بهبود مييابد، در انجام بديها شتاب ميورزيد و به آن علاقهمنديد؟حال آنكه دليلي وجود ندارد كه كارهاي بد را انجام دهيد؟ لَوْلَا تَسْتَغْفِرُونَ اللَّهَ چرا از خداوند آمرزش نميخواهيد و از شركورزي و گناهانتان توبه نكرده، و دعا نميكنيد تا آمرزيده شويد؟ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ باشد كه مورد رحمت قرار گيريد، زيرا رحمت خداوند به نيكوكاران نزديك است، و هر كس از گناهان توبه نمايد از نيكوكاران است.
قَالُوا آنها با تكذيب و مخالفت به پيامبرشان صالح گفتند: اطَّيَّرْنَا بِكَ وَبِمَن مَّعَكَ ما تو و كساني را كه با تو هستند به فال بد گرفتهايم. آنها صالح و مؤمناني را كه همراه او بودند عامل به دست نياوردن خواستههاي دنيوي خود ميدانستند. صالح به آنها گفت: طَائِرُكُمْ عِندَ اللَّهِ آنچه خداوند شما را به آن گرفتار نموده است به سبب گناهانتان ميباشد. بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ تُفْتَنُونَ بلكه شما قومي هستيد كه با نعمت و شادي و زيان