ي آوردهاند. پس شاعران خودشان گمراه و سرگشته هستند، بنابراين آدمهاي گمراه و فاسد از شاعران پيروي ميكنند و آنها را دوست ميدارند.
أَلَمْ تَرَ آيا گمراهي و شدت ضلالت آنها را نميبيني كه أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وَادٍ يَهِيمُونَ در هر درهاي از درههاي شعر سرگردانند؛ گاهي به ستايش و تمجيد ميپردازند، گاهي به انتقاد و عيبجويي مشغول ميشوند، و گاه غزلسرايي و گاه مسخره ميكنند. و گاه شادمان و خوشحالاند، و گاهي اندوهگين و ناراحت هستند پس آنها قرار و ثبات ندارند و بر يك حالت نخواهند بود.
وَأَنَّهُمْ يَقُولُونَ مَا لَا يَفْعَلُونَ اين صفت شاعران است كه گفتههايشان مخالف كارهايشان است. پس شاعر كه اشعار غمانگيز ميسرايد و به غزل خواني ميپردازد، گويي از همة مردم عاشقتر و دلباختهتر است، حال آنكه دل او خالي از اين است. وچون كسي را ستايش يا مذمت ميكند، گويي سخن وي راست است، و غير آن دروغ، و گاه خودش را با كارهايي ستايش و تمجيد ميكند كه آنها را انجام نداده است، و خود را با ترك نمودن چيزهايي تمجيد ميكند كه از آنها دوري نگزيده است. و خود را به سخاوت و بخششي ميستايد حال آنكه سخاوت اصلاً در زندگي او جايي ندارد. و گاه چنان شجاعت و دليرياش به تصوير ميكشد كه خود را از همة قهرمانان و شهسواران بالاتر قرار ميدهد، در حالي كه او بزدلترين افراد است. اين است صفت شاعران.
پس بنگر آيا حالت پاك و درست پيامبر (ص) مطابق با حالت اين شاعران است؟ پيامبري كه هر انسان راه يافتهاي كه بر هدايت استوار باشد، و از زشتيها دوري گزيند و تضادي در كارش نباشد از او پيروي مينمايد.
پس پيامبر (ص) جز به خير و خوبي فرمان نميدهد، و جز به شر و بدي نهي نميكند، و از هيچ چيزي خبر نداده مگر اينكه راست گفته است، و به هر چيزي كه دستور داده خود قبل از همه آن را انجام داده است. و از چيزي نهي نكرده مگر اينكه او اولين ترك كنندگان آن بوده است. پس آيا حالت پيامبر (ص) مشابه حالت شاعران است، و وضع او با وضعيت آنها تطابق دارد؟ يا اينكه از هر جهت با حالت آنها مخالف و متضاد است. پس درود و سلام جاويدان خدا بر اين پيامبر كه از همه كاملتر است، و از همه برتر ميباشد؛ پيامبري كه شاعر، جادوگر و ديوانه نبوده، و سزاوار برخورداري از هر كمال و برتري است.
وقتي حالت و اوصاف شاعران را بيان كرد آن دسته از آنان را كه ايمان آورده و عمل صالح انجام داده و خدا را بسيار ياد كرده، و از دشمنان خداوند كه بر آنها ستم كرده انتقام گرفتهاند، استثنا كرد. پس شعر اين دسته از شعرا از اعمال شايستة آنها و از ايمانشان سرچشمه گرفته است، چون آنها در شعر خود به دفاع از اسلام برخاسته و مؤمنان را ستايش كرده، و از مشركين و كفار انتقام گرفته و از دين خدا دفاع نمودهاند، و شعرهاي آنان دانشهاي مفيدي را در بردارد و به اخلاق نيك تشويق مينمايد. پس فرمود إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَذَكَرُوا اللَّهَ كَثِيرًا وَانتَصَرُوا مِن بَعْدِ مَا ظُلِمُوا وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبُونَ مگر شاعران مؤمني كه كارهاي شايسته انجام داده، و بسيار خدا را ياد ميكنند، و اشعارشان مردم را به ياد خدا مياندازد، و هنگامي كه مورد ستم قرار ميگيرند به وسيلة شعر خود از مؤمنان دفاع ميكنند، و از ستمگران انتقام ميگيرند. و ستمكاران خواهند دانست كه بازگشتشان به كجا، و سرنوشت آنها چگونه خواهد بود؟ بازگشت آنها به محل حساب و كتاب است، كه هر گناهي كوچك و بزرگي در آنجا شمرده شده و هر حقي از آنها گرفته ميشود.
والحمدالله رب العالمين
پايان تفسير سوره‌ي شعراء<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:1256.xml">چزء 19 (آيه 1 الي 59)</a><a class="folder" href="w:html:1262.xml">چزء 20 (آيه 60 الي 93)</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1257.txt">آيه 6-1</a><a class="text" href="w:text:1258.txt">آيه 14-7</a><a class="text" href="w:text:1259.txt">آيه 44-15</a><a class="text" href="w:text:1260.txt">آيه 53-45</a><a class="text" href="w:text:1261.txt">آيه 59-54</a></body></html>مكي و 93 آيه است
بسم الله الرحمن الرحيم
آيهي 6-1:
طس تِلْكَ آيَاتُ الْقُرْآنِ وَكِتَابٍ مُّبِينٍ طا. سين. اين آيههاي قرآن و كتاب روشنگر است.
هُدًى وَبُشْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ هدايت و بشارتي براي مؤمنان است.
الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُم بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ كساني  كه نماز را برپاي ميدارند، و زكات را ميپردازند، و آنان به آخرت يقين دارند.
إِنَّ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ زَيَّنَّا لَهُمْ أَعْمَالَهُمْ فَهُمْ يَعْمَهُونَ بيگمان كساني كه به آخرت ايمان نميآورند كارهايشان را برايشان آراستهايم، پس آنان سرگشته ميشوند.
أُوْلَئِكَ الَّذِينَ لَهُمْ سُوءُ الْعَذَابِ وَهُمْ فِي الْآخِرَةِ هُمُ الْأَخْسَرُونَ آنان كساني هستند كه عذاب بدي دارند، و ايشان در آخرت زيانكارترين [مردم] ميباشند.س
وَإِنَّكَ لَتُلَقَّى الْقُرْآنَ مِن لَّدُنْ حَكِيمٍ عَلِيمٍ و همانا تو قرآن را از سوي خداوند حكيم و دانا دريافت ميداري.
خداوند متعال عظمت و بزرگي قرآن را به بندگانش يادآور شده و ميفرمايد: تِلْكَ آيَاتُ الْقُرْآنِ وَكِتَابٍ مُّبِينٍ اين آيات، بالاترين نشانهها، و قويترين معجزات و واضحترين دلايل و رهنمود ميباشند، و مطالب بزرگ و مقاصد برتر و كارهاي خوب و اخلاق پسنديده را بيان ميكنند. آياتي كه بر خبرهاي راستين و فرمانهاي نيكو و نهي از هر عمل نادرست واخلاق زشت دلالت مينمايند؛ آياتي كه چنان روشن و واضح هستند كه صاحبان بينشهاي روشن آن را مانند خورشيد درخشان ميبينند. آياتي كه ما را رهنمايي كرده و به سوي ايمان فرا خوانده، و از امور غيبي گذشته و آينده خبر ميدهند. آياتي كه آدمي را به سوي شناخت پروردگار بزرگ از طريق نامهاي نيكو و صفتهاي والا و كارهاي كاملش فرا ميخوانند و پيامبران و اولياي خدا را به ما معرفي كرده و آنها را چنان براي ما توصيف ميكنند كه انگار آنها را با چشمهاي خود ميبينيم. اما با وجود اين بسياري از جهانيان از اين آيات قرآني بهرهمند نشده، و همة مخالفان با آن هدايت نيافتهاند.
و اين بدان جهت است تا اين آيات از شر كساني در امان باشند كه خير و صلاحي در آنها نيست و دلشان غافل است. و فقط كساني به وسيلة اين آيات هدايت و راهياب ميشوند كه خداوند ايمان را به آنها ارزاني نموده، و دلهايشان با نور ايمان روشن شده، و درونشان را صفاي ايمان فرا گرفته است.
بنابر اين فرمود: هُدًى وَبُشْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ  آيات قرآن، مؤمنان را به راه راست هدايت ميكند و آنچه را كه شايسته است انجام دهند يا ترك كنند برايشان بيان مينمايد، و آنها را به پاداش الهي كه نتيجة هدايت شدن به اين راه است، مژده ميدهد.
ممكن است گفته شود: كسان زيادي ادعاي ايمان ميكنند، آيا اين ادعا از هر كسي پذيرفته ميشود؟يا بايد براي آن دليلي داشته باشند؟ آنگاه ادعاي آنان درست خواهد بود. بنابراين خداوند مت