سِنِينَ مگر نميداني كه اگر سالها بهرهمندشان سازيم.
ثُمَّ جَاءهُم مَّا كَانُوا يُوعَدُونَ سپس عذابي كه به آنان وعده داده ميشود دامنگيرشان گردد.
مَا أَغْنَى عَنْهُم مَّا كَانُوا يُمَتَّعُونَ [اين بهرهمندي در دنيا] چه چيزي از آنان دور ميكند؟
خداوند ميفرمايد: آيا عذاب ما را كه بزرگ و دردناك است – و اصولاً نبايد ناچيز شمرده شود – به شتاب ميجويند؟! چه چيزي آنها را فريب داده است؟ آيا قدرت و توانايي آن را دارند كه در برابر آن عذاب شكيبا باشند؟ يا قدرت و توانايي آن را دارند كه به هنگام نزول عذاب آن را از خود دور نمايند؟ يا اينكه ميخواهند ما را ناتوان گردانند؟! يا گمان ميبرند كه ما بر نازل كردن عذاب توانايي نداريم؟!
أَفَرَأَيْتَ إِن مَّتَّعْنَاهُمْ سِنِينَ يعني اگر ما زود بر اينها عذاب فرود نياوريم و چندين سال بديشان مهلت بدهيم و در دنيا بهرهمندشان گردانيم، سپس عذابي كه به ايشان وعده داده شده است آنها را فرا بگيرد، لذت و شهوتهايي كه از آن بهرهمند شدهاند چه چيزي را از آنها دور مينمايد؟ و چه فايدهاي به هنگام آمدن عذاب براي آنها خواهد داشت؟ حال آنكه لذتها از بين رفتهاند، و در نتيجة آن لذتها به كفر مبتلا شده، و به خاطر طولاني بودن مدت بهرهمنديشان، عذابشان دو چندان شده است. منظور اين است كه آنها بايد از وقوع عذاب بپرهيزند، و از اينكه مستحق عذاب شوند برحذر باشند، اما زود يا دير آمدن عذاب اهميت و فايدهاي ندارد.وَمَا أَهْلَكْنَا مِن قَرْيَةٍ إِلَّا لَهَا مُنذِرُونَ  و [اهل] هيچ شهري را نابود نكردهايم مگر اينكه بيمدهندگاني براي آن بودهاند.
ذِكْرَى وَمَا كُنَّا ظَالِمِينَ براي پند دادن، و ما ستمكاران نبوديم.
وَمَا تَنَزَّلَتْ بِهِ الشَّيَاطِينُ و شيطانها آن را فرود نياوردهاند.
وَمَا يَنبَغِي لَهُمْ وَمَا يَسْتَطِيعُونَ و سزاوار آن نيستند، و نميتوانند [آن را نازل كنند].
إِنَّهُمْ عَنِ السَّمْعِ لَمَعْزُولُونَ قطعاً ايشان از شنيدن دور [و محروم]اند.
خداوند متعال از كمال عدل و دادگرياش در مورد نابود كردن تكذيب كنندگان خبر داده و ميفرمايد؛ اهالي هيچ شهري و آبادي را هلاك نكردهايم مگر اينكه براي آنها عذري باقي تگذاشته، و در ميان آنها بيمدهندگاني با آيات روشن فرستاده است تا مردم را به سوي هدايت فرا خوانند، و از كار بد باز دارند، و آيات الهي را به آنها يادآوري نمايند، و آنان را به هنگام برخورداري از نعمتها و مبتلا شدن به رنجها از عذاب خدا بر حذر دارند.
ذِكْرَى تا پندي باشد براي آنها و حجت بر آنان اقامه گردد. وَمَا كُنَّا ظَالِمِينَ و ما ستمكار نبوديم، زيرا اهالي آباديها و شهرها را قبل از آنكه آنها را بيم دهيم هلاك و نابود نكرديم و آنها را در حالي عذاب نداديم كه از هشدار دهندگان غافل و بيخبرند. همانطور كه خداوند متعال فرموده است: ما كنا معذبين حتي نبعث رسولا و ما عذاب دهنده نبودهايم مگر اينكه پيامبري را فرستادهايم. رسلاً مبشرين و منذرين لئلا يكون للناس علي الله حجه بعد الرسول پيامبراني كه مژده دهنده و بيم دهنده بودند، تا مردم بعد از [آمدن] پيامبران حجت و دليلي بر خدا نداشته باشند.
وقتي خداوند كمال و شكوه قرآن را بيان كرد نيز آن را از هر نقص و كمبودي منزه و پاك قرار داد و آن را- به هنگام نازل شدن و بعد از آن- از شر شيطانهاي انسي و جني محافظت كرد. پس فرمود: وَمَا تَنَزَّلَتْ بِهِ الشَّيَاطِينُ وَمَا يَنبَغِي لَهُمْ شيطانها اين قرآن را فرود نياوردهاند و سزاوار هم نيستند كه آن را نازل كنند. وَمَا يَسْتَطِيعُونَ و نميتوانند اين كار را بكنند.
آنها از شنيدن و گوش فرا دادن به فرشتگان محروم شده و شهابهاي آسماني براي راندن آنها آمادهاند. قرآن را جبرئيل نازل كرده است كه از همة فرشتگان نيرومندتر است و هيچ شيطاني نميتواند به او نزديك شود. اين آيه مانند ان فرمودة الهي است كه ميفرمايد: انا نحن نزلنا الذكر و انا له لحفظون همانا ما قرآن را نازل كردهايم، و بيگمان ما آن را حفاظت ميكنيم.فَلَا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ فَتَكُونَ مِنَ الْمُعَذَّبِينَ پس همراه با خدا معبود ديگري را به فرياد مخوان كه از عذاب شدگا خواهي بود.
وَأَنذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ و خويشاوندان نزديك خود را بترسان.
وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ و بال مهرباني خود را براي مؤمناني كه از تو پيروي ميكنند، بگستران.
فَإِنْ عَصَوْكَ فَقُلْ إِنِّي بَرِيءٌ مِّمَّا تَعْمَلُونَ پس اگر از تو سرپيچي كردند، بگو: «همانا من از آنچه ميكنيد بيزارم».
خداوند پيامبرش را از به فرياد خواندن معبودي به جز خدا نهي ميكند، و به تبع وي امتش نيز نهي شده است. و خداوند ميفرمايد: كمك خواستن و عبادت غير الله باعث عذاب و كيفر هميشگي ميشود، زيرا چنين كاري شرك است: من يشرك بالله فقد حرام الله عليه الجنه ومأوئهْ النارْ هر كس براي خدا شريك قايل شود خداوند بهشت را بر او حرام كرده و جايگاهش آتش دوزخ است. و نهي كردن از چيزي، دستور دادن به ضد آن است. پس نهي از شرك، فرمان به انجام عبادت خالصانه براي خداوندي است كه شريكي ندارد، پس فقط بايد محبت او را داشت، و از او ترسيد، و به او اميد داشت و براي او كرنش برد، و بازگشت همه به سوي اوست.
خداوند پيامبر را به چيزي دستور داد كه باعث كمال او بود. پس او را فرمان داد تا به كامل كردن ديگران نيز بپردازد، و فرمود: وَأَنذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ و خويشاوندان نزديك خود را بترسان! كساني كه از ديگر مردم به تو نزديكتراند، و بيش از ديگران مستحق احسان ديني و دنيوي تو هستند. و اين با آنچه كه خداوند او را فرمان داد تا همة مردم را بيم دهد تضادي ندارد. مانند اينكه انسان به صورت كلي به نيكوكاري فرمان داده شود، سپس به او گفته شود: «به خويشاوندان خود نيكي كن». پس اين سفارش مخصوص، بر تاكيد و تشويق بيشتر دلالت مينمايد. و پيامبر (ص) اين دستور را اطاعت نمود و همة تيرههاي قريش را فرا خواند پس او به طور عموم و خصوص همه را بانگ داد و آنها را اندرز گفت، و موعظه كرد، و تا آنجا كه توانايي داشت به نصيحت و هدايت آنها پرداخت. پس بعضي هدايت يافتند و برخي رويگرداني كردند.
وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وبا نرم خويي و يا محبت واخلاق خوب و نيكو رفتار كن و بال مهرباني و فروتني را برايشان بگستران. و پيامبر (ص) چنين كرد، همانطور كه خداوند متعال فرموده است: فيما رحمه من الله لنت لهم و لو كنت فظا غليظ القلب لا نفضوا من حولك فاعف عنهم و اتسغفر لهم و شاورهم فيالامر پس به سبب رحمتي از جانب خدا برايشان مهربان شدهاي، و اگر تندخو و سنگدل بودي آنان از اطراف تو پراكنده و متفرق ميشدند. پس آنان را ببخش، و برايشان طلب آمرزش كن، و در كارها با آنان مشورت نما.
و اين اخلاق پيامبر (ص) بود، كه كاملترين اخلاق ميباشد. و با برخورداري از اين اخلاق منافع بزرگي به دست ميآيد