ا نيك دانسته و راضي شده است تا براي آن سجده ببرد، و آن را صدا بزند، و از پذيرفتن دعوت پيامبران خودداري كند. و به محض اينكه يكي از دو متخاصمين سخن باطل را بر زبان آورد- قطع نظر از درست بودن دعوي طرفش- فاسد و پوچبودن سخنش شناخته ميشود. پس قوم نوح كه در پاسخ به دعوت وي گفتند أَنُؤْمِنُ لَكَ وَاتَّبَعَكَ الْأَرْذَلُونَ آيا به تو ايمان بياوريم، حال آنكه فرومايگان از تو پيروي كردهاند، اين سخن را اصل و پايهاي براي رد كردن دعوت او قرار دادند، و همه كس باطل بودن اين سخن را ميداند، پس ميدانيم كه آنها گمراه و در اشتباه بودهاند، گر چه ما معجزات نوح و دعوت بزرگش را نديدهام كه موجب يقين و باور قطعي به راستگويي و صحت آنچه آورده است ميباشد.
نوح عليهالسلام گفت: وَمَا عِلْمِي بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ إِنْ حِسَابُهُمْ إِلَّا عَلَى رَبِّي لَوْ تَشْعُرُونَ من نميدانم آنان چه ميكردهاند. يعني اعمال و حسابشان با خداست، و وظيفة من فقط تبليغ و رساندن پيام الهي است. و شما آنها را بگذاريد، و كاري به آنها نداشته باشيد. اگر آنچه من برايتان آوردهام حق اوست از آن پيروي كنيد و عمل هر كس براي خودش ميباشد.
آنها از روي تكبر و سركشي از نوح خواستند كه مؤمنان را از خود براند و دور كند، تا آنها ايمان بياورند.
پس نوح گفت: وَمَا أَنَا بِطَارِدِ الْمُؤْمِنِينَ من هرگز مؤمنان را طرد نخواهم كرد، چون آنها سزاوار طرد و توهين نيستند، بلكه آنها سزاوار آنند كه با سخن و عمل به خوبي به آنها رفتار شود، و مورد بزرگداشت قرار گيرند. همانطور كه خداوند متعال فرموده است: و اذا جاءك الذين يؤمنون بايتنا فقل سلم عليكم كتب ربكم علي نفسه الرحمه و چون كساني به نزد تو آمدند كه به آيات ما ايمان ميآورند، پس بگو: «درودتان باد! پروردگارتان رحمت و مهرباني را بر خود مقرر نموده است».
إِنْ أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ مُّبِينٌ من فقط بيم دهندهاي هستم كه پيام الهي را ميرسانم، و براي خير و صلاحبندگان ميكوشم، و اختياري از خود ندارم، و همة كارها در دست خداست.
نوح- عليهالسلام- شب و روز به طور سري و علني به دعوت دادن آنها ادامه داد. اما دعوت دادن آنها چيزي جز تنفر و بيزاري بر آنان نيافزود. قَالُوا لَئِن لَّمْ تَنتَهِ يَا نُوحُ گفتند: «اي نوح! اگر از دعوت دادن ما به سوي خدا يگانه دست بر نداري لَتَكُونَنَّ مِنَ الْمَرْجُومِينَ قطعاً سنگسار خواهي شد». يعني به بدترين صورت تو را با سنگ خواهيم كشت، همانطور كه سگ كشته ميشود.
هلاكشان باد! چه عكسيالعمل بدي از خود نشان دادند! آنها به اندرزگوي امين كه از خودشان نسبت به آنها مهربانتر و دلسوزتر بود بدترين پاداش را دادند. و چون ستم آنها به اوج رسيد، و كفرشان شدت گرفت، پيامبرشان آنان را نفرين كرد، نفريني كه همه را فرا گرفت. پس گفت رب لا تذر علي الارض من الكفرين ديارا پروردگارا! از كافران هيچ كسي را بر روي زمين باقي مگذار...
و در اينجا نوح گفت: رَبِّ إِنَّ قَوْمِي كَذَّبُونِ فَافْتَحْ بَيْنِي وَبَيْنَهُمْ فَتْحًا «پروردگارا! همانا قومم مرا تكذيب كردند، پس ميان من و آنان چنان كه بايد كار را يكسره كن». يعني هر كدام از ما را كه متجاوز است هلاك و نابود گردان. و او ميدانست كه قومش متجاوز و ستمگرند، بنابراين فرمود: وَنَجِّنِي وَمَن مَّعِي مِنَ الْمُؤْمِنِينَ و من و مؤمناني را كه با من هستند نجات بده.
فَأَنجَيْنَاهُ وَمَن مَّعَهُ فِي الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ او و همراهانشرا در كشتي پر از انسانها و حيوانها نجات داديم.
ثُمَّ أَغْرَقْنَا بَعْدُ الْبَاقِينَ و به جز نوح و مؤمناني كه همراه او بودند، بقية قوم را هلاك و غرق كرديم. إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً بيگمان در نجات يافتن نوح و پيروانش و هلاك ساختن كساني كه او را تكذيب كردند نشانهاي است كه بر راستگويي پيامبران و صحت آنچه آوردهاند، و باطل بودن آنچه دشمنان تكذيب كننده بر آن هستند دلالت مينمايد.
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ پروردگارت تواناست و دشمنان را با قدرت خود مغلوب ساخت و با طوفان و سيل هلاكشان كرد. الرحيمْ و پروردگارت نسبت به دوستانش مهربان است و نوح و همراهان مؤمن او را نجات داد.كَذَّبَتْ عَادٌ الْمُرْسَلِينَ [قوم] عاد پيامبران را تكذيب كردند.
إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ هُودٌ أَلَا تَتَّقُونَ آنگاه كه برادرشان هود بديشان گفت: «آيا پروا نميداريد؟».
إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ همانا من برايتان پيامبر اميني هستم.
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ پس، از خدا بترسيد و از من اطاعت كنيد.
وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ و در مقابل دعوت خود مزدي از شما نميخواهم و مزد من جز بر پروردگار جهانيان نيست.
أَتَبْنُونَ بِكُلِّ رِيعٍ آيَةً تَعْبَثُونَ آيا بيهوده بر هر بلندي و تپهاي بنايي ميسازيد كه [در آن] دست به بيهودهكاري زنيد؟
وَتَتَّخِذُونَ مَصَانِعَ لَعَلَّكُمْ تَخْلُدُونَ و قصرها و دژهايي استوار ميسازيد، به اميد آنكه جاودانه بمانيد؟
وَإِذَا بَطَشْتُم بَطَشْتُمْ جَبَّارِينَ و چون به كيفر دست ميگشاييد، ستمگرانه دست ميگشاييد.
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ پس، از خداوند پروا بداريد و از من اطاعت كنيد.
وَاتَّقُوا الَّذِي أَمَدَّكُم بِمَا تَعْلَمُونَ و از خدايي بپرهيزيد كه شما را با نعمتهايي كه ميدانيد ياري داده است.
أَمَدَّكُم بِأَنْعَامٍ وَبَنِينَ شما را با چهارپايان و فرزندان ياري داده است.
وَجَنَّاتٍ وَعُيُونٍ و باغها و چشمهساران [به شما بخشيده است].
إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ به راستي من از عذاب روزي بزرگ بر شما بيمناكم.
قَالُوا سَوَاء عَلَيْنَا أَوَعَظْتَ أَمْ لَمْ تَكُن مِّنَ الْوَاعِظِينَ گفتند: «بر ما يكسان است، خواه پنددهي يا از اندرزگويان نباشي».
إِنْ هَذَا إِلَّا خُلُقُ الْأَوَّلِينَ اين جز شيوة پيشينيان نيست.
وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ  و ما عذاب داده نميشويم.
فَكَذَّبُوهُ فَأَهْلَكْنَاهُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ قوم عاد، هود را تكذيب كردند، در نتيجه آنان را هلاك ساختيم. بدون شك در اين نشانهاي است، و اكثرشان مؤمن نبودند.
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ و به راستي پروردگارت توانا و مهربان است.
قبيلهاي كه عاد ناميده ميشد پيامبرشان هود عليهالسلام را تكذيب كردند، و تكذيب او به مثابه تكذيب ديگر پيامبران است، چون دعوت همة پيامبران يكي است. برادرشان هود كه از خاندان آنها بود با مهرباني به آنان گفت: أَلَا تَتَّقُونَ آيا از خدا نميترسيد و شرك ورزي و عبادت غير خدا را ترك نميكنيد؟!
إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ خداوند از آنجا كه نسبت به شما مهربان و به شما عنايت دارد، مرا به سوي شما فرستاده است، و من امين هستم و شما هم اين واقعيت را ميدانيد. به دن