كبرون همانا كساني به آيات ما ايمان ميآورند كه چون به آن پند داده شوند سجده كنان به زمين ميافتند، وپروردگارشان را با ستايش و به پاكي ياد ميكنند و تكبر نميورزند و آن را ميپذيرند، و خود را نيازمند آن ميدانند، و در برابرش منقاد و تسليم ميشوند.
مؤمنان گوشهايي شنوا و دلهايي آگاه و مدرك دارند، پس ايمانشان با شنيدن آيات الهي بيشتر ميگردد، و با آن يقينشان كامل ميشود، و آنها را نشاط و طراوت ميبخشد.
وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ و كساني كه ميگويند: پروردگارا! دوستان و همسران و فرزندانمان را ماية روشني چشم وشادي دلمان بگردان.
چنانچه حالت و صفات آنان را بررسي كنيم، از همت والا و مرتبهي بلندشان در مييابيم كه آنان چشمشان روشن نخواهد شد مگر اينكه همسرانشان و فرزندانشان و دوستانشان را مطيع و فرمانبردار خدا و عالم و عامل ببيند. اين همچنانكه دعاست براي شايسته بودن همسران و فرزندانشان، دعا براي خودشان نيز ميباشد، چرا كه نفع و فايدهي آن به خودشان بر ميگردد. بنابراين آن را براي خود بخششي قرارداده و گفتند هب لنا و به ما عطا كن بلكه دعاي آنها به نفع تمام مسلمين است، چون صالح بودن افراد مذكور سبب صالح شدن بسياري از متعلقين آنها ميگردد، و از آنها فايده ميبرند.
وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا و پروردگارا! ما را به اين مقام بلند برسان، مقام صديقان، و مقام افراد كامل و بندگان صالح، و آن مقام امامت و پيشوايي در دين است. و ما را الگو و پيشواي پرهيزگاران قرار ده، به گونهاي كه به گفتار و كردار ما تأسي كنند و اهل خير به دنبال ما حركت نمايند. پس هدايت ميكنند و خود نيز هدايت مييابند. و بديهي است كه دعا كردن براي رسيدن به چيزي، دعا كردن براي مقتضيات آن چيز است. و اين مقام- مقام امامت وپيشوايي در دين- جز با صبر و يقين به دست نميآيد. همانطور كه خداوند متعال فرموده است: وجعلنا منهم ائمه يهدون بامرنا لما صبروا و كانوا بايتنا يوقنون و از آنان پيشواياني قرار داديم كه به امر ما راهنمايي ميكردند، آنگاه كه بردباري ورزيدند، و به آيات ما يقين حاصل نمودند. پس اين دعا مستلزم اموري است- از قبيل اعمال و بردباري بر طاعت الهي و بازداشتن نفس از معصيت و نافرماني خدا و صبر در برابر مقدرات دردناك او، و علم كاملي كه صاحب خود را به درجهي يقين ميرساند- [اموري] كه داراي خير فراوان و بخشش زيادي است، و صاحبش را در بالاترين مقامها بعد از پيامبران قرار ميدهد.
و از آنجا كه همتها و خواستههايشان بلند است، پاداش آنها نيز از نوع عملشان ميباشد. پس خداوند منازل و جايگاههاي والا را به آنها پاداش داد: أُوْلَئِكَ يُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِمَا صَبَرُوا به پاداش اينكه صبر نمودند منزلهاي بلند و مسكنهاي زيبا به آنان داده ميشود كه همة آنچه دل انسان در پي آن است و چشم از ديدن آن لذت ميبرد به وفور در آن يافت ميشود. آنها آنچه را به دست آوردهاند به خاطر بردباري و صبرشان ميباشد، همانگونه كه خداوند متعال فرموده: است والملئكه يدخلون عليهم من كل باب سلم عليكم بما صبرتم فنعم عقبي الدار و فرشتگان از هر دري بر آنان وارد ميشوند و ميگويند: «درود بر شما! به خاطر آن چه بردباري نموديد. چه خوب است پاداش سراي آخرت» بنابراين در آنجا فرمود: وَيُلَقَّوْنَ فِيهَا تَحِيَّةً وَسَلَامًا و در اينجا از دعاي خير و سلام برخوردارند؛ از سوي پروردگار و فرشتگانش بر آنها سلام ميشود، و خودشان يكديگر را سلام ميكنند، و از همة ناگواريها و ناخوشيها سالم و در امان خواهند بود.
خلاصة مطلب اينكه خداوند بندگان خود را چنين توصيف نموده كه آنها داراي وقار و آرامش هستند، و در برابر خدا و بندگانشان فروتن ميباشند، و مؤدب و بردبار بوده و اخلاق خوب دارند، و از جاهلان صرف نظر ميكنند، و از آنها روي بر ميتابند، و در مقابل بدي آنها نيكي مينمايند، و شبها را با عبادت به سر ميكنند، و عبادت را مخلصانه براي خدا انجام ميدهند، و از جهنم ميترسند و به درگاه پروردگارشان تضرع و زاري مينمايند تا آنها را از جهنم نجات بدهد، و نفقههاي واجب و مستحبي را كه برآنهاست ميپردازند، و در خرج كردن ميانه روي مينمايند و وقتي كه آنها را در خرج كردن ميانهروي ورزند- كه معمولا مردم زيادهروي ميكنند- پس آنها در ديگر كارها به طريق اولي ميانهروي و اعتدال را رعايت ميكنند، و دور بودن از گناهان كبيره و اخلاص داشتن در عبادت و پرهيز از خونريزي و هتك حرمت و آبروي ديگران، و توبه كردن- در صورت سر زدن يكي از گناهان- نيز از خصوصياتهاي آنان است. نيز آنها در مجالسي كه لهو و لعب و گفتار و كردار حرام انجام ميگيرد حاضر نميشوند، و خود نيز آن را انجام نميدهند، و خود را از ياوهگويي و انجام كارهاي بيهوده و زشت كه فايدهاي ندارند دور ميدارند. و اين مستلزم مروت و كمال آنهاست. آنها خود را از هر سخن و كردار زشت و بيارزش دور ميدارند، و آيات الهي را ميپذيرند، و معاني آن را ميفهمند، و براي فهميدن آن ميكوشند، و به آن عمل ميكنند. و براي اجراي احكام آن تلاش مينمايند. و آنها خداوند را به كاملترين صورت فرا ميخوانند، كه خود و بستگانشان و مسلمين از آن بهرهمند ميشوند. آنها صلاحيت همسران و فرزندانشان را از خداوند ميطلبند. از لوازم اين دعا اين است كه آنها در تعليم و موعظه كردن و اندرز گفتن زنان و فرزندان خود ميكوشند، چون هر كس به چيزي علاقهمند باشد وآن را از خدا بخواهد بايد در فراهم نمودن اسباب آن بكوشد. آنان از خداوند ميخواهند كه آنها را به بالاترين مقامهايي برساند كه رسيدن به آن برايشان ممكن است، و آن مقام امامت و صديق بودن است.
به راستي كه اين صفتها بسيار والا، و اين همتها بسي بلند و اين خواستهها بسيار ارزشمندند! و چقدر اين نفسها پاكيزه و اين دلها و صاحبانش پاكاند! وچقدر اين سرداران پرهيزگارند! و فضل و نعمت و رحمت خداوند بر آنهاست كه آنان را بزرگوار نموده است، و لطف اوست كه آنها را به اين منازل رسانده است.
و خداوند بر بندگانش منت مينهد و صفتهايشان را براي آنان توصيف مينمايد و از همتهاي عاليشان سخن به ميان ميآورد و پاداشهايشان را برايشان توضيح ميدهد تا ديگران را تشويق نمايد كه خود را به صفات آنان متصف گردانند و از خداوندي كه بر آنها منت نهاده و آنها را اكرام نموده است بخواهند تا آنان را هدايت نمايد، و همانطور كه آنان را هدايت كرده است با تربيت ويژه خويش آنها را نيز سرپرستي نمايد.
بار خدايا! ستايش سزاوار توست، و به پيشگاه تو روي ميآوريم. تو ياور ما هستي، و از تو ياري ميجوييم. و هيچ توان و قدرتي براي انجام كارها جز از سوي تو نيست. مالك هيچ سود و زياني نيستيم و توانايي جلب ذرهاي خير و خوبي نداريم مادامي كه آن را براي ما ميسر نگرداني، زيرا ما ناتوان هستيم و از هر جهت ضعيف و درمانده ميباشيم.
و گواهي ميدهيم كه اگر به اندازه يك چشم به هم زدن ما را به خود