 أُنزِلَ إِلَيْهِ مَلَكٌ چرا همراه او فرشتهي نازل نشده كه وي را معاونت و ياري نمايد؟! فَيَكُونَ مَعَهُ نَذِيرًا و همراه او مردم را بيم دهد؟ آنها گمان ميبردند كه او.براي انجام رسالت كافي نيست، و توانايي انجام دادن آن را ندارد.
أَوْ يُلْقَى إِلَيْهِ كَنزٌ يا اينكه گنجي از آسمان به سوي او انداخته شود، گنجي بيرنج. أَوْ تَكُونُ لَهُ جَنَّةٌ يَأْكُلُ مِنْهَا يا اينكه باغي داشته باشد كه از ميوههاي آن بخورد تا به وسيلة آن باغ براي طلب روزي از رفتن به بازارها بينياز گردد. وَقَالَ الظَّالِمُونَ إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًا مَّسْحُورًا و ستمگران گفتند:- و ستمشان آنها را به گفتن چنين سخني واداشت، نه از روي اشتباه- شما جز از مرد جادوزدهاي پيروي نميكنيد. اين را گفتند در حالي كه كمال عقل و گفتار نيك و سالم بودن پيامبر را از همة عيبها ميدانستند. و از آنجا كه سخنان كافران بسيار عجيب بود، خداوند متعال فرمود: انظُرْ كَيْفَ ضَرَبُوا لَكَ الْأَمْثَالَ بنگر چگونه براي تو مثلها زدند. و آن مثلها اين بود كه ميگفتند: چرا پيامبر فرشته نيست و ويژگيهاي انساني دارد؟ و چرا فرشتهي همراه او فرستاده نشده است؟! زيرا بر انجام آنچه ميگويد توانايي ندارد. و چرا گنجي از آسمان به سوي او فرود نميآيد؟ و يا باغي ندارد؟ كه او را از رفتن به بازارها بينياز كند؟ و يا اينكه ميگفتند: او ديوانه و جادوزده است.
فَضَلُّوا فَلَا يَسْتَطِيعُونَ سَبِيلًا آنها گفتههاي متضادي بر زبان آوردند كه سراسر جهالت و گمراهي و بيخردي بود، و هيچ هدايتي در آن وجود نداشت. و هيچ يك از اين گفتهها نميتواند كوچكترين شبههاي در رسالت او ايجاد كند، و انسان عاقل با كمترين تأملي در گفتههاي آنان به پوچ و باطل بودن آن يقين حاصل كرده و ديگر نيازي به رد آن ندارد. بنابراين خداوند آدمي را به انديشيدن فرمان داده است، تا در گفتههاي آنها بيانديشد و بنگرد كه آيا سخنان آنان ميتواند انسان را از يقين كردن به رسالت و صداقت پيامبر باز دارد؟
بنابراين خداوند خبر داد كه او ميتواند خير فراواني در دنيا به پيامبر بدهد، پس فرمود: تَبَارَكَ الَّذِي إِن شَاء جَعَلَ لَكَ خَيْرًا مِّن ذَلِكَ بزرگوار و خجسته است ذاتي كه اگر بخواهد بهتر از آنچه كه آنها ميگفتند برايت مهيا سازد. سپس آن را توضيح داد و فرمود: جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَيَجْعَل لَّكَ قُصُورًا باغهايي كه رودها در زير آن روان است، و براي تو كاخهاي مجلل و بلند قرار دهد. پس او از انجام چنين كاري ناتوان نيست، اما چون دنيا نزد خداوند در نهايت پستي و حقارت قرار دارد، به دوستان و پيامبرانش اندازهاي را داده كه حكمت او اقتضا نموده است، و اين پيشنهاد دشمنان كه ميگويند چرا رزق بسيار فراوان به آنان داده نشده است، ستم و جسارت است.
و از آنجا كه اين گفتهها بيمحتوا و فاسد بود، خداوند خبر داد كه سخنان آنها در راستاي طلب حق و پيروي از دليل نيست، بلكه اين حرفها را از روي لجاجت و ستمگري و دروغ انگاشتن حق بر زبان جاري ميكنند، و چون دلهايشان سرشار از مخالفت و ستمگري و نپذيرفتن حق است چنين كلماتي از زبانشان بيرون ميآيد.
بَلْ كَذَّبُوا بِالسَّاعَةِ بلكه همة اينها بهانه بوده و حقيقت قضيه اين است كه آنها قيامت را دروغ انگاشتند. و راهي براي هدايت تكذيب كنندة لجوج كه از حق پيروي نميكند، نيست، و مجادله كردن با او مفيد واقع نخواهد شد بلكه بايد عذاب بر او نازل شود. بنابراين فرمود: وَأَعْتَدْنَا لِمَن كَذَّبَ بِالسَّاعَةِ سَعِيرًا و براي كسي كه قيامت را دروغ انگارد دوزخ را فراهم ديدهايم. يعني آتشي بزرگ كه به شدت سوزان است و بر اهل آن خشمگين و صداي شعلههاي آن شديد است.
إِذَا رَأَتْهُم مِّن مَّكَانٍ بَعِيدٍ هر گاه جهنم از راه دور آنان را نظاره كند، و قبل از رسيدن آنها به آتش جهنم و قبل از اينكه آتش به آنها برسد، سَمِعُوا لَهَا تَغَيُّظًا وَزَفِيرًا صداي خشم آلوده آتش را ميشنوند كه دلها را تكان ميدهد و از جاي بر ميكند و نزديك است از ترس آن بيمرند. آتش جهنم بر آنها خشمگين ميشود، چون پروردگارش بر انها خشم گرفته است، و به خاطر فزوني كفر و بدي آنها شعلههايش هر دم بيشتر ميشود.
وَإِذَا أُلْقُوا مِنْهَا مَكَانًا ضَيِّقًا مُقَرَّنِينَ به هنگام عذابشان كه در وسط آتش جهنم هستند، به جاي تنگي از آن افكنده شوند كه افراد روي هم انباشته شده و با زنجير دستها و پاهايشان بسته شده است، و در بدترين مكان زنداني شوند، دَعَوْا هُنَالِكَ ثُبُورًا در آنجا مرگ و نابودي را به فرياد ميخوانند، و براي نابودي و خواري و رسوايي خود دعا ميكنند، چرا كه ميدانند ستمگر و متجاوزند، و خداوند آفريننده در مورد آنها به عدالت و دادگري رفتار كرده و آنها را به سبب اعمالشان در اين جايگاه قرار داده است. و اين دعا و كمك خواستن برايشان سودي ندارد، و آنها را از عذاب خداوند نجات نميدهد.
يعني به انها گفته ميشود كه لَا تَدْعُوا الْيَوْمَ ثُبُورًا وَاحِدًا وَادْعُوا ثُبُورًا كَثِيرًا امروز يك بار نه، بلكه بارها و بارها براي خود نابودي بخواهيد. يعني اگر گفته و طلبتان چندين برابر شود جز غم و اندوه و ناراحتي به شما نميافزايد.قُلْ أَذَلِكَ خَيْرٌ أَمْ جَنَّةُ الْخُلْدِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ كَانَتْ لَهُمْ جَزَاء وَمَصِيرًا بگو: «آيا اين بهتر است يا بهشت جاويداني كه به پرهيزگاران وعده داده شده است كه پاداش وقرارگاه ايشان است؟!
لَهُمْ فِيهَا مَا يَشَاؤُونَ خَالِدِينَ كَانَ عَلَى رَبِّكَ وَعْدًا مَسْؤُولًا هر چه بخواهند در آنجا دارند، و براي هميشه در آنجا خواهند ماند، [اين] وعدهايست كه تحقق آن بر عهدة خداوند است.
وقتي سزاي ستمگران را بيان كرد، پاداش پرهيزگاران را نيز بيان نمود و فرمود: قُلْ بيخردي آنها را بيان كن و اينكه مضر را بر مفيد برگزيدهاند و به آنها بگو: أَذَلِكَ آيا آن عذابي كه بر شما مقرر شده است، خَيْرٌ أَمْ جَنَّةُ الْخُلْدِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ بهتر ميباشد يا بهشت جاويداني كه به پرهيزگاران وعده داده شده است؟ بهشتي كه توشة آن تقوا است؟ پس هر كس تقوا داشته باشد خداوند اين بهشت را به او وعده داده است، كَانَتْ لَهُمْ جَزَاء كه پاداش پرهيزگاري و تقواي آنها است وَمَصِيرًا و بازگشتگاه آنها است و به سوي آن باز ميگردند، و در آن مستقر ميشوند، و براي هميشه در آن ميمانند.
لَهُمْ فِيهَا مَا يَشَاؤُونَ هر چه كه بخواهند و ميل و آرزويشان باشد برايشان فراهم شده است؛ از خوردنيها و نوشيدنيهاي لذيذ و لباسهاي با ارزش و زنهاي زيبا و كاخهاي بلند و باغهاي دلكش و ميوههايي كه به خاطر زيبايي و تنوع آن هر كس آنها را ببيند يا بخورد شادمان ميشود، و رودهايي كه در پايين دست باغهاي بهشت روانند، هر كجا كه بخواهند آن را ميبرند، و چشمههايي از آب زلال ميجوشانند، و جويبارهاي شراب كه براي نوشندگان لذت بخش است، و جو