از ارتكاب آن نهي شده است. و اگر تقوا به همراه نيكي و اطاعت ذكر شود- چنانكه در اينجا آمده است- در اين صورت به معني پرهيز از عذاب خدا به وسيلة ترك گناهان ميباشد.
فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ پس اينان كساني هستند كه هم از خداوند وپيامبرش اطاعت كرده و هم ترس الهي را دارند بنابراين رستگار هستند، چرا كه با پرهيز از عواملي كه آدمي را به عذاب الهي دچار ميكنند، خود را از آتش جهنم رهانيده و پاداش اخروي را به دست آوردهاند. پس رستگاري منحصراً مال اينهاست. اگر كسي حالت اينان رانداشته باشد بر حسب كوتاهي او در اين صفات پسنديده رستگاري را از دست ميدهد. در اين آيه حقي كه ميان خدا و پيامبرش مشترك است و آن اطاعت و فرمانبرداري كه مستلزم ايمان ميباشد بيان شده است. نيز حقي كه مختص خداوند ميباشد در اين ذكر شده است، و آن ترس از خدا و تقواي الهي است. و حق سوم كه مختص پيامبر است باقي ميماند و آن احترام گذاشتن و ياري كردن پيامبر است، همانطور كه در سوره فتح هر سه حق را بيان نموده است: اتومنوا بالله و رسوله وتغزروه و توقروه و تسبحوه بكره و اصيلاً تا به خدا و پيامبرش ايمان بياوريد، و پيامبر را ياري كنيد، و احترامش بگذاريد، و خداوند را صبح و شام به پاكي ياد كنيد.وَأَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَئِنْ أَمَرْتَهُمْ لَيَخْرُجُنَّ قُل لَّا تُقْسِمُوا طَاعَةٌ مَّعْرُوفَةٌ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ و با سختترين سوگندهايشان به خداوند سوگند ياد كردند كه اگر بديشان دستور دهي [كه براي جهاد بيرون روند] بيرون ميروند. بگو: «سوگند ياد نكنيد، اطاعت شما معروف و شناخته شده است، بيگمان خداوند از آنچه ميكنيد با خبر است».
قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِن تَوَلَّوا فَإِنَّمَا عَلَيْهِ مَا حُمِّلَ وَعَلَيْكُم مَّا حُمِّلْتُمْ وَإِن تُطِيعُوهُ تَهْتَدُوا وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ بگو: «از خدا فرمان بريد، و از پيامبر [نيز] فرمان بريد، اگر روي گردانند بر او چيزي واجب است كه بر دوش وي نهاده شده است، و بر شما هم انجام چيزي واجب است كه بر دوشتان نهاده شده است.اما اگر از او فرمان بريد، راه خواهيد يافت. و بر پيامبر جز پيامرساني آشكار نيست.
خداوند متعال از حالت منافقاني كه با پيامبر (ص) در جهاد شركت نكرده بودند، و از حالت كساني كه در دلهايشان بيماري و ضعف ايمان بود خبر ميدهد، كه آنها به خدا سوگند ياد ميكنند: لَئِنْ أَمَرْتَهُمْ اگر آنان را در آينده دستور دهي، يا به هنگام حركت و بيرون رفتن خود فرمانشان بدهي، لَيَخْرُجُنَّ حتماً بيرون ميروند. و معني اول بهتر است. خداوند با رد سخن آنها ميفرمايد : قُل لَّا تُقْسِمُوا بگو: «سوگند ياد نكنيد؛ يعني ما به سوگند خوردن و عذرهايتان نيازي نداريم، چون خداوند ما را از اخبار و حالات شما خبر داده، و اطاعت شما معروف و شناخته شده است، و بر ما پوشيده نميباشد. ما كه ميدانيم شما بدون اينكه عذري داشته باشيد تنبلي كرديد. پس دليلي براي عذر آوردن و سوگند خوردنتان وجود ندارد. و كسي به سوگند احتياج دارد كه احتمال داشته باشد اطاعت نمايد اما حالت او مشتبه و نامشخص باشد، پس براي چنين كسي شايد عذر آوردن و خود را تبرئه نمودن مفيد باشد. اما شما هرگز، بلكه بيم آن ميرود كه به عذاب الهي گرفتار شويد. بنابراين آنها را تهديد نمود و فرمود إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ بيگمان خداوند از آنچه ميكنيد با خبر است، و سزاي شما را به طور كامل خواهد داد. در واقع اين است حالت و وضعيت آنها.
اما وظيفة پيامبر (ص) اين است كه شما را امر و نهي كند. بنابراين فرمود: قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِن بگو: «از خدا و پيامبر فرمان بريد»، پس اگر فرمان بردند كامياب و خوشبخت شدهاند. و اگر تَوَلَّوا فَإِنَّمَا عَلَيْهِ مَا حُمِّلَ روي گرداندند چيزي بر پيامبر خدا واجب است كه بر دوش او نهاده شده است، و آن رساندن پيام خدا است، و ايشان آن را ادا نمودهاند. وَعَلَيْكُم مَّا حُمِّلْتُمْ و بر شما هم انجام چيزي واجب است كه بر دوشتان نهاده دشه است، و آن اطاعت و فرمانبرداري است. تكليف شما روشن و آشكار است، و گمراهي و سزاواري آنان براي گرفتار شدن به عذاب خدا نيز آشكار است.
وَإِن تُطِيعُوهُ تَهْتَدُوا اما اگر از او فرمان بريد، در گفتار و كردار به راه راست هدايت خواهدي شد. پس شما جز اينكه از پيامبر اطاعت كنيد راهي به سوي هدايت نداريد، و بدون اطاعت از پيامبر، دسترسي به هدايت نه تنها ممكن نيست بلكه محال است. وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ و بر پيامبر خدا چيزي جز پيامرساني و تبليغ آشكار نيست. يعني وظيفة پيامبر فقط اين است كه پيام الهي را به صورت روشن و آشكار به شما برساند، طوري كه براي هيچ كسي شك و شبههاي باقي نگذارند. و پيامبر هم چنين كرد، و به صورت آشكار و روشن پيام الهي را به مردم رساند. و كسي كه شما را محاسبه و مجازات مينمايد خداوند متعال است، و پيامبر (ص) اختياري ندارد، و او به وظيفه خود عمل كرده است.وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا وَمَن كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ خداوند به كساني از شما كه ايمان آورده و كارهاي شايسته كردهاند وعده داده است كه قطعاً آنان را در زمين جانشين خواهد كرد، چنانكه كساني را كه پيش از آنان بودند جانشين ساخت، و دينشان را كه برايشان پسنديده است پابرجا و برقرار خواهد ساخت، وبيمشان را به ايمني تبديل خواهد نمود [به گونهاي كه] مرا بپرستيد و چيزي را با من شريك نسازند، و كساني كه پس از اين كفر ورزند اينانند كه فاسقند.
اين يكي از وعدههاي راستين است كه تاويل و صورت عملي آن مشاهده شده است. خداوند به افراد اين امت كه ايمان بياورند و كار شايسته انجام دهند وعده داده است كه آنان را جايگزين پيشينيان و وارث فرماندهي و حكومت زمين كند، و آنان در زمين جانشين خواهند بود و به تدبير امور آن خواهند پرداخت. و به آنان وعده داده است ديني را كه برايشان پسنديده است پا برجا و استوار سازد، و آن دين اسلام است كه از همة اديان برتر ميباشد. و خداوند آن را براي اين امت برگزيده است، چون اين امت داراي برتري و شرافت و از نعمتالهي بهرهمند است، تا بتوانند دين را بر پا دارند و قوانين ظاهري و باطني آن را در ميان خود و ديگران پياده كنند. چون پيروان ديگر اديان و ساير كفار مغلوب و خوار ميباشند، و خداوند وعده داده است كه خوف و هراس مؤمنان را به امنيت و آرامش مبدل سازد، حال آنكه قبلاً فرد مؤمن نم