ا ندارد، فرمود: يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَن يَشَاء خداوند هر كس را كه بخواهد به سوي نور خود رهنمون ميكند، كساني كه خداوند پاكي و پاكيزيگي آنان را ميداند، و خويشتن را با اين نور پاكيزه ميدارند و خود را با آن رشد ميدهند.
وَيَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ و خداوند براي مردم مثلها ميزند، تا درك نمايند و بفهمند. و اين لطف خداوند نسبت به بندگان است، و احساني از جانب او بر آنان ميباشد تا حق از باطن مشخص و روشن بگردد، زيرا مثال، مفاهيم معقول را به محسوس نزديك مينمايد، در نتيجه بندگان آن را به طور واضح و روشن ميفهمند. وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ و خداوند به هر چيزي داناست، و علم و آگاهياش همه چيز را احاطه كرده است. پس بايد بدانيد كه مثال زدن خداوند مثال زدن كسي است كه حقيقت چيزها و تفاصيل آن را ميداند. و مثال زدن الهي به نفع و مصلحت بندگان است. پس بايد در اين مثالها انديشيد و با آنها مخالفت نكرد، چرا كه خداوند ميداند و شما نميدانيد. و از آنجا كه اسباب نور ايمان و قرآن بيشتر در مساجد وجود دارد، با اشاره به بزرگ داشت.
مساجد فرمود:فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ خانههايي كه خداوند اجازه داده است برافراشته شوند، و نام او در آنجا ياد شود، و او را صبح و شام در آنجا تسبيح ميگويند.
رِجَالٌ لَّا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاء الزَّكَاةِ يَخَافُونَ يَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ مرداني كه هيچ تجارت و خريد و فروشي آنان را از ياد خدا، و خواندن نماز، و دادن زكات غافل نميسازد، از روزي ميترسند كه دلها و ديدگان در آن دگرگون و پريشان ميگردد.
لِيَجْزِيَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ مَا عَمِلُوا وَيَزِيدَهُم مِّن فَضْلِهِ وَاللَّهُ يَرْزُقُ مَن يَشَاء بِغَيْرِ حِسَابٍ تا خداوند بر [مبناي] بهترين كارهايشان آنان را پاداش بدهد، و از فضل خويش افزون به آنان ببخشد، و خداوند هر كه را بخواهد بيحساب روزي ميدهد.
ٍ فيِ بيوتٍ در مساجدي كه خانههاي بزرگ و باارزش و بهترين جا در نزد خداوند سهتند خداوند عبادت ميشود. أَذِنَ اللَّهُ خداوند فرمان داده و توصيه نموده كه، أَن تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ برآفراشته شوند و نام او در آنجا ياد شود. در اين دو جمله تمام احكام متعلق به مساجد وجود دارد. زيرا برافراشته شدن مساجد در برگيرنده ساختن و تعمير كردن و تميز نمودن آن از آلودگيها و حفاظت آن از ديوانهها و كودكاني است كه از پليديها و آلودگيها پرهيز نميكنند. نيز شامل آن است كه آن را از ورود كافر و اينكه در آن ياوهگويي و بلند صحبت نكرد، و جز ذكر خدا چيزي در آن گفته نشود. و ياد كردن نام خداوند در آنجا در برگيرندهي نماز قرض و نفل و خواندن قرآن و تسبيح و تحليل و ديگر انواع ذكر، و آموختن علم و آموزش آن به ديگران، و مذاكره علم، و اعتكاف و ديگر عبادتهايي است كه در مساجد انجام ميشوند. بنابراين آباداني مسجد به دو صورت انجام ميگيرد: آباد كردن ساختمان و محكم كردن آن ، و آباد كردن مسجد با ذكر خدا از قبيل نماز و غيره، كه اين شريفترين دو قسم است. و نزد اكثر علما واجب است كه نمازهاي پنجگانه و جمعه در مسجد انجام شوند. و گروهي ديگر گفتهاند كه خواند نمازها در مسجد مستحب است. سپس خداوند كساني را كه مساجد را با عبادت آباد مينمايند، ستايش كرد و فرمود: يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ رِجَالٌ مرداني كه خدا را صبح و شام در آنجا مخلصانه تسبيح ميگويند. خداوند اين دو وقت- صبح و شام- را به طور ويژه بيان كرد، چون داراي شرافت و عظمت ميباشند، و حركت كردن و رفتن به سوي خدا در اين دو وقت آسان است. و تسبيح گفتن در نماز و خارج از آن در اين آيه داخل است. بنابراين ذكرهاي صبحگاهان و شامگاهان مشروع قرارداده شده است. يعني در اين مساجد مرداني صبح و شام مخلصانه خدا را تسبيح ميگويند، آن هم چه مرداني! مرداني كه دنيا را بر پروردگارشان ترجيح نميدهند، و تجارت و كسب وكار آنها را از خداوند غافل نكرده و به خود مشغول نميسازد. لَّا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ مرداني كه هيچ تجارت و خريد و فروشي آنان را از ياد خدا غافل نميكند. تجارت شامل هر معاملهاي ميباشد، پس فرمودهي خداوند و لاَ بُيع از باب عطف خاص خاص بر عام خواهد بود، و اين بخاطر كثرت اشتغال به بيع و غافل ماندن از غير آن است. پس اين مردان چنانچه به تجارت و خريد و فروش بپردازند اشكالي ندارد، چون تجارت و خريد و فروش آنها را غافل نميسازد. به اين صورت كه آن را عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاء الزَّكَاةِ در ذكر خدا و خداوند نماز و دادن ذكات مقدم نميدارند، و آن را بر اين چيزها ترجيح نميدهند بلكه آنها طاعت خداوند و عبادت و پرستش او را آخرين هدف، و مقصد نهاي خود قرار دادند. پس هر چيزي كه ميان آنها و عبادت حايل و مانع قرار بگيرد آن را ترك مينمايند. و از آنچه كه ترك گفتن دنيا براي بسياري انسانها سخت است،و كسب و تجارت برايشان دوست داشتني است. و غالباً ترك گفتن آن بر نفس دشوار است، و از مقدم نمودن حق خداوند بر آن احساس سختي و دشواري ميكنند به ذكر موضوعي پرداخت كه نفس انسان را به مقدم داشتن ذكر الهي فرا ميخواند. پس در قالب تشويق و ترهيب فرمود: يَخَافُونَ يَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ از روزي ميترسند كه دلها و ديدگان در آن روز از شدت وحشت و اضطراب دگرگون شده و دلها و جسمها پريشان ميگردد. بنابراين از آن روز ميترسند، در نتيجه ترك گفتن آنچه انسان را از عمل صالح باز ميدارد بر ايشان آسان ميشود. لِيَجْزِيَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ مَا عَمِلُوا تا خداوند بر مبناي بهترين كارهايشان آنان را پاداش دهد. منظور از بهترين كارهايشان اعمال و كارهاي نيك و شايستهاشان است، چون كارهاي نيك آنان بهترين كاري است كه كردهاند، زيرا آنها امور جايز و غيره را انجام ميدهند، اما پاداش فقط در برابر عمل نيك داده ميشود. همچنانكه فرموده است: ليكفر الله عنهم اسوا الذي عملوا و يخرجهم اجرهم باحسن الذي كانوا يعملون تا بدترين كارهايي را كه كردهاند از آنها بزدايد، دور نمايد، و پاداش بهترين كارهاي را كه ميكردند به آنان بدهد. وَيَزِيدَهُم مِّن فَضْلِهِ و از فضل خود بر پاداشان بيفزايد و پاداشي بيشتر از آنچه كه در برابر اعمال خود سزاوارش هستند به آنان بدهد. واللَّهُ يَرْزُقُ مَن يَشَاء بِغَيْرِ حِسَابٍ و خداوندهر كه را كه بخواهد بيحساب روزي ميدهد، و چنان پاداشي به او ميدهد كه عملش سزاوار آن پاداش نميباشد. و در خيال و آرزوي او نميگنجد. و بيحساب و بيشمار به او مزد ميدهد. و اين كنايه از آن است كه خداوند پاداش بسيار زياد و فراواني به بندگانش ميدهد. وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَعْمَالُهُمْ كَس