تُهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ لَمَسَّكُمْ فِي مَا أَفَضْتُمْ فِيهِ عَذَابٌ عَظِيمٌ و اگر فضل خدا و رحمت او در دنيا و آخرت بر شما نبود، بيگمان به سبب فرورفتن در كار تهمت [به عائشه- رضيالله عنها-] عذابي بزرگ به شما ميرسيد.
إِذْ تَلَقَّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِكُمْ وَتَقُولُونَ بِأَفْوَاهِكُم مَّا لَيْسَ لَكُم بِهِ عِلْمٌ وَتَحْسَبُونَهُ هَيِّنًا وَهُوَ عِندَ اللَّهِ عَظِيمٌ آنگاه كه آن [شايعة زشت] را دهان به دهان فرا گرفته و با زبان خود چيزي ميگفتيد كه علم و اطلاعي از آن نداشتيد. آن را سبك و ساده ميپنداشتيد در حالي كه آن نزد خداوند [بسيار] بزرگ است.
وَلَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ قُلْتُم مَّا يَكُونُ لَنَا أَن نَّتَكَلَّمَ بِهَذَا سُبْحَانَكَ هَذَا بُهْتَانٌ عَظِيمٌ  چرا وقتي آن [اتهام ناروا] را شنيديد، نگفتيد: «ما را نسزد كه زبان بدين تهمت بگشاييم، تو را به پاكي ياد ميكنيم، اين بهتان بزرگي است؟!
يَعِظُكُمُ اللَّهُ أَن تَعُودُوا لِمِثْلِهِ أَبَدًا إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ خداوند شما را اندرز ميدهد كه اگر مؤمن هستيد هرگز به [انجام گناهي] مانند آن باز نگرديد.
وَيُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ و خداوند آيات خود را براي شما بيان ميدارد، و خداوند بس آگاه و حكيم است.
إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَن تَشِيعَ الْفَاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ به راستي كساني كه دوست دارند زشتيها و بيعفتيها در ميان مؤمنان پخش گردد، ايشان در دنيا و آخرت عذاب دردناكي دارند، و خداوند ميداند و شما نميدانيد.
وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ وَأَنَّ  اللَّه رَؤُوفٌ رَحِيمٌ و اگر فضل و رحمت الهي بر شما نبود و اينكه خداوند بخشاينده و مهربان است [در اسرع وقت به بلا و مصيبت دچار ميشديد].
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ وَمَن يَتَّبِعْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ فَإِنَّهُ يَأْمُرُ بِالْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ مَا زَكَا مِنكُم مِّنْ أَحَدٍ أَبَدًا وَلَكِنَّ اللَّهَ يُزَكِّي مَن يَشَاء وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ  اي مؤمنان! از گامهاي شيطان پيروي مكنيد، و هر كس از گامهاي شيطان پيروي كند [بداند] كه او به [كارهاي] ناشايست و ناپسند فرمان ميدهد، و اگر فضل و رحمت الهي شامل نميشد هرگز فردي از شما پاك نميگرديد، ولي خداوند هر كس را كه بخواهد پاك ميگرداند، و خدا شنواي آگاه است.
آنچه كه در گذشته به طور كلي بيان كرديم كه اتهام به زنا چيز بزرگي است،مقدمهاي بود براي پرداختن به حادثهاي كه براي شريفترين زنان، امالمؤمنين عايشه – رضي الله عنها- پيش آمد. و اين آيات در مورد داستان معروف «افك» كه در كتابهاي صحاح و سنن و اسانيد ثابت است نازل شدهاند. خلاصة مطلب اين است كه پيامبر (ص) به يكي از جنگها رفت و در اين جنگ همسرش عايشه دختر ابوبكر صديق را به همراه داشت. به هنگام بازگشت، در جايي عايشه گردنبندش را گم كرد، و او در جستجوي گردن بندش عقب ماند، و كجاوه و شترش را حركت دادند و متوجه عدم حضور وي نشدند. و لشكربه حركتش ادامه داد و عايشه به محل اتراق برگشت، و دانست هر گاه آنها متوجه شوند كه او نيست به سويش باز ميگردند. كاروانيان به حركت خود ادامه دادند. صفوان بن معطل سْلمي (ص) يكي از بزرگان اصحاب كه شب را در قسمت منتهياليه اتراق كاروان گذرانده بود عايشه را ديد و او را شناخت، بنابراين شترش را خواباند و عايشه بر شتر سوار شد، بدون اينكه با صفوان حرفي بزند، و بدون اينكه صفوان با او حرفي بزند. سپس صفوان او را در حالي كه بر شتر سوار بود بعد از آن كه لشكر به هنگام استراحت توقف كرده بود به كاروان ملحق كرد. وقتي برخي از منافقان كه در اين سفر همراه پيامبر بودند صفوان را ديدند، چيزهايي را شايع كردند وسخن در هر جا پخش شد و دهان به دهان گشت، تا اينكه برخي از مؤمنان نيز فريب خوردند و اين سخن را براي يكديگر نقل ميكردند. مدتي طولاني وحي بر پيامبر (ص) نيامد، و بعد از مدتي خبر شايعه به عايشه نيز رسيد، او به شدت غمگين و ناراحت شد تا اينكه خداوند پاك دامني او را در اين آيهها نازل نمود، و مؤمنان را اندرز گفت، و اين خطا و شايعهسازي را اشتباه بزرگي قلمداد كرد و نصايح ارزشمندي را نيز بر مؤمنان عرضه كرد.إِنَّ الَّذِينَ جَاؤُوا بِالْإِفْكِ بدون شك كساني كه اين تهمت بزرگ و دروغ زشت؛ تهمت زدن به امالمؤمنين را ساخته و پرداخته كردهاند، عُصْبَةٌ مِّنكُمْ گروهي هستند كه خود را به شما مؤمنان نسبت ميدهند؛ بعضي مؤمن راستين و واقعي هستند، اما چون منافقان اين سخن را شايعه كردند. فريب خوردند، و برخي مؤمن واقعي نيستند، بلكه منافق ميباشند.
لَا تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَّكُم بَلْ هُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ اين را براي خود بد مپنداريد، بلكه آن برايتان خير است، چون باعث شد تا پاكدامنيام المؤمنين ثابت شود، و مورد ستايش قرار بگيرد، و خاطرهاش زنده بماند، و اين مدح و ستايش، همة زنان پيامبر (ص) را در بر گيرد. و نيز باعث شد تا آيههايي بيان شوند كه بندگان به آن نياز دارند، و تا روز قيامت به آن عمل ميشود. پس همة اينها خير بزرگي ميباشند، و اگر سخن و گفتار اهل افك نبود اين چيزها انجام نميشد.
و هر گاه خداوند بخواهد كاري را انجام دهد براي آن سببي قرار ميدهد، بنابراين همة مؤمنان را به طور عموم مخاطب قرار داد و خبر داد كه تخريب كند. پس در اينجا اشاره شد كه مؤمنان در دوستي و مهرباني با يكديگر و جلب منافع براي يكديگر مانند يك تن وجسد هستند، و مؤمن براي مؤمن مانند ساختماني است كه برخي از قسمتهاي آن برخي ديگر را محكم ميدارد. پس همانطور كه كسي نميپسندد به آبرو و حيثيت او لطمه زده شود، نيز در مورد برادر مؤمن خود نبايد راضي شود كه كسي به آبروي او خدشه وارد نمايد، زيرا آبروي برادر مؤمنش آبروي خود او ميباشد، و تا وقتي بنده به اين حالت نرسيده باشد ايمانش ناقص است، و از نصح و دلسوزي برخوردار نميباشد. لِكُلِّ امْرِئٍ مِّنْهُم مَّا اكْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ هر كدام از آنان به گناه كاري كه كردهاند گرفتار ميآيد. اين هشدار و وعيدي است براي كساني كه تهمت را ساخته و پرداخته كردند و آنها به كيفر آنچه گفتند مجازات خواهند شد. و پيامبر (ص) گروهي از آنان را تازيانه زد و حد را بر آنها اجرا نمود.
وَالَّذِي تَوَلَّى كِبْرَهُ مِنْهُمْ و كسي كه بخش عظيمي از آن را به عهده داشت، و تهمت را بزرگ كرد، و او منافق و خبيثعبدالله بن ابي بن رسول [لعنت خداوند بر او باد] بود، لَهُ عَذَابٌ عَظِيمٌ عذابي بزرگ دارد، و براي هميشه در پايينترين مقام جهنم ميماند.
سپس خداوند بندگانش را راهنمايي كرد كه به هنگام شنيدن سخني از اين قبيل چگونه موضعگيري كنند: لَو