 ازدواج نميكند، و زن زناكار نيز جز با مرد زنا پيشه و يا مرد مشرك ازدواج نميكند، اين بر مؤمنان حرام شده است.
اين حكم در مورد زن و مرد زناكاري است كه مجرد باشند، و درصورت ارتكاب زنا به هر يك صد تازيانه زده ميشود. و اما زن و مرد زناكار كه متأهل باشند سنت صحيح و مشهور دلالت مينمايد كه مجازات آن سنگسار است. و خداوند نهي فرموده كه در اجراي قوانين دين در مورد آنان دلسوزي كنيم، و نسبت به آنان رحم و رأفت داشته باشيم و اين دلسوزي و مهرباني ما را از اجراي حد و قانون بر آنان باز بدارد، خواه رأفت و دلسوزي طبيعي باشد و يا به خاطر خويشاوندي و دوستي و غيره باشد. و ايمان موجب ميشود تا اين دلسوزي و مهرباني كه مانع اجراي قانون خدا ميگردد متنفي شود، و دلسوزي حقيقي نسبت به فرد زناكار اين است كه قانون خدا بر او اجرا شود، پس ما گر چه نسبت به او دلسوزي ميكنيم كه چرا به چنين سرنوشتي گرفتار شده است اما نبايد در راستاي اجراي حد بر او برايش دلسوزي كنيم،و خداوند دستور داده تا به هنگام عذاب زناكار گروهي از مؤمنان حضور داشته باشند، و اين كار بايد در ملا عام انجام بگيرد، و به سبب آن زناكار رسوا شود، و ديگران نيز عبرت گرفته و باز آيند، و تا مردم اجراي قانون خدا را به صورت عملي مشاهده كنند، زيرا مشاهدة عملي احكام شريعت آگاهي و دانش را تقويت مينمايد، و براي هميشه در ذهن جاي ميگيرد و روش صحيح انجام كار آموزش داده ميشود. پس نه چيزي بر آن اضافه شده و نه از اندازهاش كاسته ميگردد.
الزَّانِي لَا يَنكِحُ إلَّا زَانِيَةً در اينجا زشتي زنا بيان شده است و اينكه زنا آبروي زناكار را مخدوش و آلوده مينمايد، و حيثيت هر كس را كه با زناكار همراهي نمايد و با وي اختلاط داشته باشد نيز خدشهدار و معيوب ميسازد، طوري كه ديگر گناهان چنين نيستند. خداوند خبر داده كه مرد زناكار حق ندارد جز با زني زناكار كه وضعيتي مانند او دارد، يا با زني مشرك كه به رستاخيز و جزا پاداش ايمان ندارد و پايبند دستور خدا نيست ازدواج كند. و زن زناكار نيز جز با مرد زناپيشه و يا با مرد مشرك ازدواج نميكند، وَحُرِّمَ ذَلِكَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ و بر مؤمنان حرام شده كه با زني زناكار يا مردي زناكار ازدواج نمايند.
معني آيه اين است هر زن و مردي كه به زناكاري متصف باشند و از آن توبه نكنند، و كسي براي ازدواج با آنان اقدام نمايد، با اينكه خداوند  ازدواج با فرد زناكار را حرام نموده است، از دو حال خالي نيست، يا اينكه به حكم و دستور خدا و پيامبرش پايبند نيست، پس چنين كسي جز مشرك نميتوان باشد، و يا اينكه به حكم و دستور خدا و پيامبرش پايبند نيست، پس چنين كسي جز مشرك نميتواند باشد، و يا اينكه به حكم و دستور خدا و پيامبرش پايبند است اما با اينكه ميداند او زناكار است اقدام به ازدواج با او مينمايد، پس چنين ازدواجي زنا شمرده ميشود و ازدواج كننده زناكار ميباشد، پس اگر به طور حقيقي به خدا ايمان داشت اقدام به چنين كاري نميكرد. و اين به طور صريح بر حرام بودن ازدواج با زن زناكار دلالت مينمايد. مگر اينكه توبه نمايد. و همچنين ازدواج با مرد زناكار حرام ميباشد مگر اينكه توبه نمايد، زيرا نزديكي و همراهي زن و شوهر از مهمترين نزديكي و آميختنها ميباشد.
و خداوند متعال فرموده است: احشروا الذين ظلموا و ازواجهم ستمگران و همسرانشان را گرد بياوريد. يعني همراهان و رفيقانشان را پس خداوند ازدواج با زناكار را حرام نموده است چون در آن شر بزرگي وجود دارد، و نشانة بيغيرتي، و باعث منسوب شدن فرزنداني به شوهر ميشود كه در حقيقت متعلق به او نيستند. مرد زناكار با زنان ديگر مشغول است و به پاكدامني زن خود فكر نميكند، و اين دليل براي حرام بودن ازدواج با زناكار كافي ميباشد. و نيز بيانگر آن است كه فرد زناكار مؤمن نيست، چنانكه پيامبر (ص) فرموده است: «زناكار وقتي كه زنا ميكند مؤمن نيست». پس او گر چه مشرك نباشد اما اسم مدح كه همان ايمان مطلق است بر او اطلاق نميشود.وَالَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاء فَاجْلِدُوهُمْ ثَمَانِينَ جَلْدَةً وَلَا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهَادَةً أَبَدًا وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ و كساني كه به زنان پاكدامن نسبت زنا ميدهند و آنگاه چهار گواه نميآورند، هشتاد تازيانه به آنان بزنيد، و هرگز گواهي دادن آنان را نپذيريد، و چنين كساني فاسقاند.
إِلَّا الَّذِينَ تَابُوا مِن بَعْدِ ذَلِكَ وَأَصْلَحُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ مگر آنان كه پس از اين توبه كردند و [كار را] به صلاح آوردند. بيگمان خداوند آمرزگار و مهربان است.
پس از آنكه خداوند گناه زناكار را خيلي بزرگ به حساب آورد و تازيانه يا سنگسار كردنش را در صورت متأهل بودن- واجب قرار داد، و فرمود: نزديكي و همراهي با زناكار جايز نيست، تا بنده از شر وي در امان باشد، بيان كرد كه متهم كردن مردم به زنا امري بسيار خطرناك است و فرمود: وَالَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ و كساني كه زنان آزادة پاكدامن و همچنين مردان پاكدامن را به زنا متهم ميكنند، ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاء سپس چهار مرد عادل كه به طور صريح بر آن گواهي دهند براي اثبات تهمتي كه زدهاند نميآورند، فَاجْلِدُوهُمْ ثَمَانِينَ جَلْدَةً با تازيانه و شلاقي متوسط هشتاد تازيانه به آنان بزنيد تا دردمند شوند. و در زدن چنين كساني آنقدر مبالغه نكنيد كه بميرند و تلف شوند، چون هدف ادب كردن است نه از بين بردن و در اينجا مجازات و تهمت زنا مشخص گرديده است اما به شرط اينكه فردي كه متهم واقع شده است متأهل نيست موجب تعزيز ميباشد. وَلَا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهَادَةً أَبَدًا و هرگز گواهي دادن آنان را نپذيرند، يعني آنها سزا و عقوبتي ديگر هم دارند؛ و آن اين است كه گواهي به خاطر تهمت زدن شلاق هم خورده باشد، مگر آنكه توبه نمايد. چنان كه بيان خواهد شد.
وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ و چنين كساني فاسقاند. يعني از فرمان خدا منحرف هستند و بدي و شرشان فزوني يافته است، زيرا دستور خدا و حرمت برادر خود را شكسته، و مردم را به گفتن آنچه كه خودش ميگويد وادار نموده، و پيوند برادري را كه خداوند ميان مؤمنان قرار داده است از بين برده و زشتي و بدي را در ميان مؤمنان اشاعه داده است. و اين دليلي است بر اينكه تهمت زدن از گناهان كبيره ميباشد.
إِلَّا الَّذِينَ تَابُوا مِن بَعْدِ ذَلِكَ وَأَصْلَحُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ توبه در اينجا به اين معني است كه تهمت زننده حرف خود را تكذيب نمايد و اقرار كند كه او در آنچه گفته است دروغگو ميباشد. و بر او واجب است كه خودش را تكذيب نمايد، گر چه وقوع زنا را به طور يقين بداند، اما نتواند چهار گواه را بياورد. پس وقتي كه تهمت زننده توبه نمود و عمل خويش را اصلاح كرد و آن را به نيكوكاري تبديل نمود، فسق از او دور ميشود. و همچنين طبق گفتة صحيح گواهي دادن او پذيرفته ميشود، زير