د بزرگ و محکمي بسازم.که مانع از عبور آنان به سوي شما شود. 
(آتُونِي زُبَرَ الْحَدِيدِ ) قطعات بزرگ آهن را براي من بياوريد، و آنها برايش آوردند، (حَتَّى إِذَا سَاوَى بَيْنَ الصَّدَفَيْنِ) تا آنگاه که ميان دو کوه را که سد را بين آنان ساخته بود برابر کرد. (قَالَ انفُخُوا) گفت: آتش بزرگي روشن کنيد، و براي روشن کردن آن از دم هاي آهنگري است،اده کنيد، و در آن بدميد تا آتش بيشتر روشن شود و مس ، ذوب گردد. وقتي مس هايي که او درخواست کرده بود تا آهن پاره ها را با آن به هم بچسباند گداخته و ذوب شد، (قَالَ آتُونِي أُفْرِغْ عَلَيْهِ قِطْرًا) گفت: مس گداخته شده بياوريد تا بر آن بريزيم. پس او مس گداخته شده را بر آن ريخت و سد بسيار محکم شد و به وسيلۀ آن مردمي که اين سوي سد بودند از ضرر يأجوج و مأجوج مصون ماندند. 
(فَمَا اسْطَاعُوا أَن يَظْهَرُوهُ وَمَا اسْتَطَاعُوا لَهُ نَقْبًا) پس آنان نتوانستند از آن بالا روند زيرا بلند و مرتفع بود، نتوانستند آن را سوراخ کنند چون خيلي محکم و سخت بود. وقتي که ذوالقرنين اين کار زيبا و شاهکار بزرگ را انجام داد آن را به پروردگارش نسبت داد و گفت: (هَذَا رَحْمَةٌ مِّن رَّبِّي) اين از فضل و احسان خدا بر من است. و خلفا و فرمانروايان صالح اينگونه هستند که هر گاه خداوند نعمتي را به آنان ارزاني نمايد شکر، و اقرار به نعمت آنان بيشتر مي شود و بيش از پيش به نعمت خدا اعتراف مي کنند، همانگونه که سليمان عليه السلام وقتي که تخت ملکۀ سبا از مسافت خيلي دور نزد او حاضر شد، گفت (هذا من فضل ربي ليبلوني اشکر ام اکفر) اين از فضل پروردگارم است تا مرا بيازمايد که آيا شکر را به جا مي آورم يا ناسپاسي مي کنم.
به خلاف سرکشان و متکبران و کساني که در دنيا سرکشي مي کنند و نعمت هاي دنيوي غرور و سرکشي آنها را مي افزايد، آن گونه که قارون وقتي خداوند به او گنج هائي داد که کليدهاي آن بر گروه نيرومند سنگيني مي کرد، گفت (انما اوتيته علي علم عندي) آن را تنها بر اساس دانشي از نزد خود به دست آورده ام.
( فَإِذَا جَاء وَعْدُ رَبِّي)و هرگاه وعدۀ پروردگارم براي بيرون آمدن يأجوج و مأجوج فرا رسد، ( جَعَلَهُ دَكَّاء )آن سد محکم و بزرگ را منهدم و هموار مي سازد، (وَكَانَ وَعْدُ رَبِّي حَقًّا(و وعدۀ پروردگارم حق است.وَتَرَكْنَا بَعْضَهُمْ يَوْمَئِذٍ يَمُوجُ فِي بَعْضٍ وَنُفِخَ فِي الصُّورِ فَجَمَعْنَاهُمْ جَمْعًا و در آن روز ما آنان را رها مي سازيم تا برخي در برخي موج زنند، و در صور دميده شود، و آنان را کاملاً گرد مي آوريم.
وَعَرَضْنَا جَهَنَّمَ يَوْمَئِذٍ لِّلْكَافِرِينَ عَرْضًا و جهنم را ن روز به طرز شگفتي به کافران نشان مي دهيم.
الَّذِينَ كَانَتْ أَعْيُنُهُمْ فِي غِطَاء عَن ذِكْرِي وَكَانُوا لَا يَسْتَطِيعُونَ سَمْعًا کساني که چشمانشان از (ديدن) آيات من در پرده بود و نمي تانستند [حق] را بشنوند. 
(وَتَرَكْنَا بَعْضَهُمْ يَوْمَئِذٍ يَمُوجُ فِي بَعْضٍ) و در آن روز ما آنان را رها مي سازيم تا برخي در برخي موج زنند، احتمال دارد که ضمير او [در يَمُوجُ] به يأجوج و مأجوج برگردد، يعني آنها از بس که زيادند و تمام زمين را فرا مي گيرند وقتي که به سوي مردم بيرون مي آيند برخي در برخي موج مي زنند. همانطور که خداوند متعال فرموده است: (حتي اذا فتحت يأجوج و مأجوج و هم من کل حدب ينسلون)تا اينکه سد يأجوج و مأجوج باز شد و آنها از هر بلندي بيرون آمده و سرازير مي شود 
و احتمال دارد که ضمير به مردم برگردد، که روز قيامت جمع مي شوند و چون زيادند به هنگام رويارويي با سختي ها و زلزله هاي بزرگ [به اين سو و آن سو دويده و ] موج مي زنند. به دليل اينکه مي فرمايد: 
(وَنُفِخَ فِي الصُّورِ فَجَمَعْنَاهُمْ جَمْعًا) و وقتي اسرافيل در صور مي دهد خداوند روح ها را به جسم ها بر مي گرداند سپس آنها را گرد مي آورد و آنان را براي حضور در محل ايستادن جمع مي نمايد و پيشينيان و کافران و مومنان را گرد مي اورد تا مورد سوال قرار گيرند و محاسبه شوند و مجازات اعمالشان را ببينند، اما کافران با توجه به اختلاف حالتشان سزايشان جهنم است. و براي هميشه در آن باقي مي مانند. 
بنابراين فرمود: (وَعَرَضْنَا جَهَنَّمَ يَوْمَئِذٍ لِّلْكَافِرِينَ عَرْضًا) و جهنم را آن روز به طرز شگفتي به کافران نشان مي دهيم.آن گونه که خداوند متعال فرمود: (وبرزت الجحيم للغاوين) و جهنم و گمراهان نشان داده مي شود، يعني برايشان عرضه مي شود تا جايگاه و منزل خود را مشاهده کنند، و از زنجيره ها و آتش سوزان و آب داغ و سرماي شديد آن بهره مند شوند، و عذابي را بچشند که دلها را گنگ مي نمايد و گوشها را کر مي کند، اين پيامها اعمال و سزاي کارهايشان است، زيرا آنها در دنيا (كَانَتْ أَعْيُنُهُمْ فِي غِطَاء عَن ذِكْرِي) چشمهايشان را از خواندن و ديدن آيات خداوند و قرآن کريم مي بستند و از آن روي بر تافته و مي گفتند: (قلوبنا في اکنه مما تدعونا اليه ) دلهاي ما از آنچه ما را به آن فرا مي خواني در پرده است، و در برابر چشهايشان پرده هايي است که آنان را از ديدن آيات خداوند باز مي دارد . خداوند متعال فرموده است (و علي ابصرهم غشوه) و بر چشمهايتان پرده اي است. 
(وَكَانُوا لَا يَسْتَطِيعُونَ سَمْعًا) و توانايي شنيدن آيات خداوند را که انسان را به ايمان مي رساند، نداشتند، چون از قرآن و پيامبر متنفر بوده و نسبت به آنها کينه داشتند، و کسي که کينه در دل دارد نمي تواند به سخن کسي گوش دهد که نسبت به او کينه دارد، و متنفر است . پس چون راههاي علم و خير به روي آنها بسته شده است نه گوش و چشم دارند و نه عقل مفيد، به همين جهت به خدا کفر ورزيده و آيات او را انکار کرده و پيامبرانش را تکذيب نمودند، بنابراين مستحق جهنم شدند که بد سرنوشتي است.أَفَحَسِبَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَن يَتَّخِذُوا عِبَادِي مِن دُونِي أَوْلِيَاء إِنَّا أَعْتَدْنَا جَهَنَّمَ لِلْكَافِرِينَ نُزُلًا آيا کافران گمان مي برند که به جز من، بندگان مرا کارساز و سرپرست خود گيرند؟ همانا ما جهنم را براي پذيرايي از کافران آماده کرده ايم. 
اين بيانگر باطل بودن ادعاي مشرکان کافر است؛ کساني که برخي از پيامبران و اوليا را شريک خدا قرار داده و آنها را پرستش نموده، و گمان مي برند که ياور و سرپرست ايشان خواهند بود، و آنها را از عذاب خدا نجات مي دهند، و پاداش الهي را بهرۀ ايشان مي نمايند، حال آنکه آنها به خداوند و پيامبرش کفر ورزيده اند . خداوند در قالب است،هام انکاري که مبين باطل بودن عقل آنان است، مي فرمايد: (أَفَحَسِبَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَن يَتَّخِذُوا عِبَادِي مِن دُونِي أَوْلِيَاء) آيا اين کافران گمان مي برند که مي توانند به جز من، بندگان مرا دوست و محبوب قرار دهند؟ يعني چنين نمي شود، و هرگز اولياي خدا يا ردي که دشمن خداست دوست نمي شوند، بلکه براي جلب محبت خدا و رضايت او و پرهيز از ناخشنودي و خشمش طبق دستور الهي عمل مي نمايند. پس اين هماند فرمودۀ ا