وحيد ربوبيت و هم به توحيد الوهيت اقرار، و خود را بدان پايبند نمودند، و نيز بيان کردند که آنچه به آن معتقدند حق و غير از آن باطل است و اين دليلي است بر اين که آنها کاملاً پروردگار خود را شناخته بودند و خداوند نيز بر هدايتشان مي افزود.هَؤُلَاء قَوْمُنَا اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ آلِهَةً لَّوْلَا يَأْتُونَ عَلَيْهِم بِسُلْطَانٍ بَيِّنٍ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا اين قوم ما، جز خدا معبودهايي را به خدايي گرفته اند. چرا دليل روشني بر [خدايي] آنها نمي آورند؟ پس کيست ستمکارتر از کسي که به خدا دروغ بندد؟
پس از آنکه اصحاب کهف ايمان و هدايت و پرهيزگاري را که بر آن بودند، بيان کردند. به آنچه که قومشان بر آن بودند نيز اشاره نمودند، و اينکه معبوداتي را جز خدا پرستش مي کردند. پس آنها را نکوهش کرده و بيان نمودند کارشان از روي يقين و دانش نيست، بلکه آنها در نهايت ناداني و گمراهي به سر مي برند. پس گفتند (لَّوْلَا يَأْتُونَ عَلَيْهِم بِسُلْطَانٍ بَيِّنٍ) چرا دليل و حجتي بر حقانيت باروري که بر آن هستند ارائه نمي دهند . البته که آنها نمي توانند دليلي بياورند. زيرا کارشان دروغي است که بر خدا مي بندد؟ و اين بزرگترين ستم است ، بنابراين فرمود: (فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا ) پس کيست ستمکارتر از کسي که به خدا دروغ بندد؟وَإِذِ اعْتَزَلْتُمُوهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ فَأْوُوا إِلَى الْكَهْفِ يَنشُرْ لَكُمْ رَبُّكُم مِّن رَّحمته ويُهَيِّئْ لَكُم مِّنْ أَمْرِكُم مِّرْفَقًا و چون از آنان و از چيزهايي که به جز خدا مي پرستند کناره گرفتيد، به آن غار پناه ببريد تا پروردگارتان رحمتش را بر شما بگسترداند و در کارتان براي شما گشايشي فراهم آورد. 
يعني برخي از ايشان به برخي ديگر گفتند: قومتان از شما بريده اند و دين ديگري دارند، پس راهي جز نجات و فرار از شر آنها نداريد و بايد از اسباب و راههايي که به نجات از آنها منتهي مي شود است،اده کنيد، چون راهي براي جنگيدن با آنها نيست، و نيز نمي توانيد در ميان آنها باقي بمانيد در حالي که دين ديگري دارند. 
(فَأْوُوا إِلَى الْكَهْفِ يَنشُرْ لَكُمْ رَبُّكُم مِّن رَّحمته ويُهَيِّئْ لَكُم مِّنْ أَمْرِكُم مِّرْفَقًا) پس به غار پناهنده شويد و در آن پنهان گريد، تا پروردگارتان رحمتش را بر شما بگسترداند و وسايل رفاه و رهايي شما را از اين کار مشکلي که در پيش رو داريد مهيا و آسان سازد. 
و پيش تر گذشت که آنها چنين پيش خداوند دعا کردند (ربنا آتنا من لدنک رحمه وهبي لنا من  امرنا رشدا) پروردگارا از جانب خود رحمتي به ما ببخش و در کارمان راهيابي را برايمان فراهم فرما. پس آنان اظهار داشتند که قدرت و توانايي ندارند و براي سامان يافتن کارشان به خدا پناه بردند، و نيز به خدا اعتماد داشتند که چنين مي کند، پس خداوند رحمت خويش را بر آنها گسترداند و وسايل رفاه و رهايي آنان را مهيا و آسان نمود، و آنان و دينشان را محفوظ کرد و آنها را نشانه هايي براي آفريدگانش قرار داد. و نام نيکي از آنها بر جاي گذاشت تا مورد ستايش قرار گيرند. و اين رحمت الهي نسبت به آنهاست. و هر وسله اي را برايشان ميسر نمود و جايي که در آن خوابيدند، بي نهايت مکاني امن و محفوظ بود. بنابراين فرمود:وَتَرَى الشَّمْسَ إِذَا طَلَعَت تَّزَاوَرُ عَن كَهْفِهِمْ ذَاتَ الْيَمِينِ وَإِذَا غَرَبَت تَّقْرِضُهُمْ ذَاتَ الشِّمَالِ وَهُمْ فِي فَجْوَةٍ مِّنْهُ ذَلِكَ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ مَن يَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِي وَمَن يُضْلِلْ فَلَن تَجِدَ لَهُ وَلِيًّا مُّرْشِدًا و خورشيد را مي بيني که چون بر مي آيد به طرف راست غارشان مي گراييد، و چون غروب مي کند به طرف چپشان مي گراييد، در حالي که آنان در محل وسيع غار قرار داشتند، اين از نشانه هاي خداست، هر کس که خداوند او را هدايت کند راه يافته است، و هر که را گمراه نمايد براي او دوست و راهنمايي نمي يابد. 
وَتَحْسَبُهُمْ أَيْقَاظًا وَهُمْ رُقُودٌ وَنُقَلِّبُهُمْ ذَاتَ الْيَمِينِ وَذَاتَ الشِّمَالِ وَكَلْبُهُم بَاسِطٌ ذِرَاعَيْهِ بِالْوَصِيدِ لَوِ اطَّلَعْتَ عَلَيْهِمْ لَوَلَّيْتَ مِنْهُمْ فِرَارًا وَلَمُلِئْتَ مِنْهُمْ رُعْبًا و آنان را بيدار مي پنداري، حال آنکه آنان خفته اند. و ما آنان را به راست و چپ مي گردانديم، و سگشان دو دستش را به آستانۀ در گشاده بود، اگر بديشان مي نگريستي از آنان مي گريختي و به راستي سرتا پاي از ترس و وحشت آکنده مي شدي 
يعني خداوند آنها را از تابش نور خورشيد محافظت نمود، زيرا غار اينگونه بود که خورشيد به هنگام طلوع به طرف راست مي گراييد. و به هنگام غروب به طرف چپشان مي گراييد، پس گرماي خورشيد به آنها برخورد نمي کرد که بدن هايشان را خراب کند. 
(وَهُمْ فِي فَجْوَةٍ مِّنْهُ) و خودشان در محل بسيار وسيع غار قرار داشتند، يعني در جايي گشاده و وسيع. و اين به خاطر آن بود تا هوا و نسيم باد بر آنها بوزد و هواي  آلوده را از آنها دور نمايد، و تا از تنگ بودن جا رنج نبرند، و اذيت نشوند ، و به خصوص که آنها مدت طولاني در آن غار ماندند. و اين از نشانه هاي الهي است که بر قدرت و رحمت او دلالت مي نميد که خداوند دعايشان را پذيرفت و حتي در اين چيزها آنها را هدايت و را هنمايي کرد. بنابراين فرمود: (مَن يَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِي) هر کس که خداوند او را هدايت کند راه يافته است، يعني براي بدست آوردن هدايت ، راهي جز از سوي خداوند نيست، و اوست که انسان را به منفعت هر دو جهان هدايت مي نمايد. (وَمَن يُضْلِلْ فَلَن تَجِدَ لَهُ وَلِيًّا مُّرْشِدًا ) و هر که را گمراه نمايد براي او دوست و راهنمايي نمي يابي. يعني کسي را نمي يابي که او را سرپرستي کند و کارهايش را به گونه اي سامان دهد که به صلاح اوست، و وي را به خير و رستگاري راهنمايي کند، چون خداوند بر گمراه شدن او حکم نموده است و حکم او را هيچ کس نمي تواند رد کند. 
(وَتَحْسَبُهُمْ أَيْقَاظًا وَهُمْ رُقُودٌ) و اگر بديشان مي نگريستي آنان را بيدار مي انگاشتي، حال آنکه آنان خفته بودند. 
مفسرين گفته اند اين بدان خاطر بود که چشمهايشان باز بود تا تباه و ضايع نشودف بنابراين کسب که به آنها نگاه مي کرد آنان را بيدار مي پنداشت حال آنکه خواب بودند. (وَنُقَلِّبُهُمْ ذَاتَ الْيَمِينِ وَذَاتَ الشِّمَالِ) و ما آنان را به راست و چپ مي گردانديم، و اين ينز به خار آن بود تا بدن هايشان محافظت شود، زيرا طبيعت زمين اينگونه است که بدن هايي را که با آن چسبيده باشد از بين مي برد. بنابراين خداوند چنين مقدر ن موده بود که آنها را به راست و چپ و بر پهلوهايشان به اندازه اي که بدنشان را زمين خراب نکند، بگرداند و خداوند مي توانست بدون اينکه آنها را به چپ و راست بگرداند بدن هايشان را محافظت نمايد، اما او حکيم است و خواست که سنت او در جهان هستي اجرا شود، و خداوند اس