يامبراني که به سوي آنها فرستاده مي شدند از خود آنها و انسان بودند و اين رحمت الهي و لطف خداوندي در حق آنان بود که براي آنها انساني از ميان آنان فرستاده بود، زيرا اگر فرشتگان به ميانشان مي آمدند. نمي توانستند چيزي از آنان فرا بگيرند. 
(قُل لَّوْ كَانَ فِي الأَرْضِ مَلآئِكَةٌ يَمْشُونَ مُطْمَئِنِّينَ) بگو: اگر به جاي انسان فرشتگاني مستقر بوند و همچون انسان ها در آن راه مي رفتند و در روي زمين سکونت و اقامت مي گزيندند و انسانها نيز مي توانستند آنها را ببينند و از آنان بياموزند. (لَنَزَّلْنَا عَلَيْهِم مِّنَ السَّمَاء مَلَكًا رَّسُولاً ) ما قطعاً از آسمان فرشته اي را به عنوان پيامبر به سويشان مي فرستاديم تا بتوانند از او فرا بگيرند. 
(قُلْ كَفَى بِاللّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ إِنَّهُ كَانَ بِعِبَادِهِ خَبِيرًا بَصِيرًا) بگو: کافي است که خدا ميان من و شما گواه باشد، او به بندگانش بسيار آگاه و بيناست. و از جمله گواهي خداوند براي پيامبرش اين است ک او را با معجزات تأييد کرد و آيات را بر او نازل نمود، و او را برکساني که با وي دشمني کرده و او را از خانه و کاشانه اش بيرون رانده بودند پيروز گردانيد. و چنانچه چيزي خلاف واقعيت را به خدا نسبت دهد بي گمان از او به سختي انتقام مي گرفت، سپس رگ دلش را پاره مي کرد، زيرا خداوند آگاه و بيناست و هيچ چيزي از احوال بندگان بر او پوشيده نمي ماند.وَمَن يَهْدِ اللّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ وَمَن يُضْلِلْ فَلَن تَجِدَ لَهُمْ أَوْلِيَاء مِن دُونِهِ وَنَحْشُرُهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَلَى وُجُوهِهِمْ عُمْيًا وَبُكْمًا وَصُمًّا مَّأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ كُلَّمَا خَبَتْ زِدْنَاهُمْ سَعِيرًا و هر کس که خداوند هدايتش کند، راهيافته اوست، و هر کس را  گمراه سازد به غير از او براي آنان ياور و دوستاني نيابي. و روز قيامت آنان را کور و لال و کر به روي چهره اشان درافتاده بر مي انگيزيم. جايگاهشان دوزخ است، هرگاه که زبانۀ آتش فروکش کند بر زبانۀ آتششان مي افزاييم. 
ذَلِكَ جَزَآؤُهُم بِأَنَّهُمْ كَفَرُواْ بِآيَاتِنَا وَقَالُواْ أَئِذَا كُنَّا عِظَامًا وَرُفَاتًا أَإِنَّا لَمَبْعُوثُونَ خَلْقًا جَدِيدًا اين است سزاي آنان، بدان خاطر که به آيه هاي ما کفر ورزيده و گفتند: «آيا زماني که [ما تبديل به] استخوانهايي گشته و از هم پاشيده شديم، آفرينش تازه اي پيدا کرده و برانگيخته مي شويم».
أَوَلَمْ يَرَوْاْ أَنَّ اللّهَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ قَادِرٌ عَلَى أَن يَخْلُقَ مِثْلَهُمْ وَجَعَلَ لَهُمْ أَجَلاً لاَّ رَيْبَ فِيهِ فَأَبَى الظَّالِمُونَ إَلاَّ كُفُورًا آيا نمي نگرند خدايي که آسمانها و زمين را آفريده است (همو) تواناست که مانند ايشان را بيافريند؟ و براي آنان ميعادي مقرر کرده است که شکي در آن نيست، اما ستمگران جز کفر و انکار را پذيرا نمي باشند. 
قُل لَّوْ أَنتُمْ تَمْلِكُونَ خَزَآئِنَ رَحْمَةِ رَبِّي إِذًا لَّأَمْسَكْتُمْ خَشْيَةَ الإِنفَاقِ وَكَانَ الإنسَانُ قَتُورًا بگو: «اگر شما مالک گنجينه هاي بخشايش پروردگار بوديد باز هم از ترس فقر، بخل مي ورزيديد، و انسان بسيار بخيل است. 
خداوند متعال خبر مي دهد که تنها او را هدايت مي نمايد و تنها اوست که گمراه مي نمايد، پس هر کس را که هدايت نمايد او را توفيق مي دهد و راه هدايت وي را آسان کرده و از گمراهي دور مي دارد. پس در حقيقت اين خداوند است که هدايت مي نمايد، و هر کس را که گمراه کند او را خوار مي گرداند و به حال خودش رها مي سازد. پس جز خدا هيچ هدايت کننده اي براي او نيست و ياور مددکاري ندارد که وي را از عذاب او نجات  دهد؛ آنگاه که خداوند آنها را بر چهره يشان، کور و کر و لال حشر نمايد. پس آنها نمي بينند و حرف نمي زنند و کر هستند و نمي شوند. (مَّأْوَاهُمْ ) جايگاه آنان (جَهَنَّمُ) جهنم است که سراسر اندوه و غم و عذاب است. ( كُلَّمَا خَبَتْ ) هرگاه که زبانه آتش فرو کش کند و بخواهد خاموش شود. (زِدْنَاهُمْ سَعِيرًا) به وسيله ي آنان بر زبانه ي آتش مي افزاييم و عذاب از آنها کاسته نمي شود؛ نه کارشان به پايان مي رسد تا بميرند و نه از عذابشان کاسته مي گردد. و خداوند بر آنها ستم نکرده، بلکه آنان را به سبب کفر ورزيدن به آيات الهي و انکار رستخيز که پيامبران از آن خبر داده و کتابها از آن سخن گفته اند، و به خاطر اينکه خداوند را ناتوان دانستند و قدرتش را انکار کردند، مجازات مي نمايد. 
(وَقَالُواْ أَئِذَا كُنَّا عِظَامًا وَرُفَاتًا أَإِنَّا لَمَبْعُوثُونَ خَلْقًا جَدِيدًا) آنان گفتند: زماني که ما تبديل به استخوانهايي گشتيم  و از هم پاشيده شديم، آفرينش تازه اي پيدا مي کنيم و برانگيخته مي شويم.؟ يعني چنين چيزي که محقق نخواهد شد، چون از ديدگاه فاسد آنان تحقق چنين چيزي بعيد است. 
(أَوَلَمْ يَرَوْاْ أَنَّ اللّهَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ) تواناست که مانند ايشان را بيافريند؟ آري ! او بر کار تواناست. 
(وَجَعَلَ لَهُمْ أَجَلاً لاَّ رَيْبَ فِيهِ) و خداوند بر آنان ميعادي مقرر کرده است که شکي در آن نيست، و اگر خدا مي خواست، ناگهان آن را مي آورد. و با اينکه خداوند دلايل و حجت هايي را براي رستاخيز و زنده شدن پس از مرگ به آنان ارائه اده است اما (فَأَبَى الظَّالِمُونَ إَلاَّ كُفُورًا ) ستمگران از روي ستم و افترا جز کفر از در انکار در نمي آيند. (قُل لَّوْ أَنتُمْ تَمْلِكُونَ خَزَآئِنَ رَحْمَةِ رَبِّي ) بگو: اگر شما مالک گنجينه هاي نعمت پروردگارم که تمام شدني نيست بوديد (إِذًا لَّأَمْسَكْتُمْ خَشْيَةَ الإِنفَاقِ ) باز هم از ترس اينکه مبادا آنچه مي بخشد تمام شود، بخل مي ورزيديد، با اينکه تمام شدن گنجينه هاي نعمت الهي محال است، اما انسان طبعاٌ موجود بخيلي است.وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى تِسْعَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ فَاسْأَلْ بَنِي إِسْرَائِيلَ إِذْ جَاءهُمْ فَقَالَ لَهُ فِرْعَونُ إِنِّي لَأَظُنُّكَ يَا مُوسَى مَسْحُورًا و به راستي موسي را نه معجزه آشکار داديم. پس، از بني اسرائيل بپرس بدانگاه که موسي به سويشان آمد و فرعون به او گفت: «اي موسي ! من مي پندارم».
قَالَ لَقَدْ عَلِمْتَ مَا أَنزَلَ هَـؤُلاء إِلاَّ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ بَصَآئِرَ وَإِنِّي لَأَظُنُّكَ يَا فِرْعَونُ مَثْبُورًا [موسي به فرعون] گفت: «تو که [خوب] مي داني اين معجزه هاي روشني بخش را جز پروردگار آسمانها و زمين نفرستاده است، و من تو را اي فرعون! نابود شدني مي پندارم».
فَأَرَادَ أَن يَسْتَفِزَّهُم مِّنَ الأَرْضِ فَأَغْرَقْنَاهُ وَمَن مَّعَهُ جَمِيعًا پس [فرعون] خواست که آنان را از سرزمين [مصر] بيرون براند، و ما او و کساني را که با وي بودند همگي غرق نموديم . 
وَقُلْنَا مِن بَعْدِهِ لِبَنِي إِسْرَائِيلَ اسْكُنُواْ الأَرْضَ فَإِذَا جَاء وَعْدُ الآخِرَةِ جِئْنَا بِكُمْ لَفِيفًا و پس از او 