 در حق تو همواره بسيار است. 
خداوند متعال خبر مي دهد که قرآن و وحي که بر پيامبرش فرو فرستاده، رحمتي از جانب خدا بر او و بندگان خداست. و اين بزرگترين نعمت  الهي بر پيامبر است و فضل و کرم خداوند در حق پيامبر بزرگ است و نمي توان اندازۀ آن را بيان کرد. پس خداوندي که اين نعمت را از سر فضل خويش به تود داده است، مي تواند آن را از ميان بردارد،  آن گاه کسي را نمي يابد که آن را برگرداند. و وکيلي را نيز نخواهي يافت که در اين رابطه با خداوند سخن بگويد. پس بايد به اين نعمت شاد و خوشحال بود و تکذيب کنندگان، و مسخره کردن گمراهان نبايد تو را اندوهگين کند، زيرا تو بزرگترين حجت را به آنها ارائه نمودي، اما آن را نپذيرفتند، و چون نزد خداوند ارزشي ندارند، خداوند آنان را خواب نموده است.قُل لَّئِنِ اجْتَمَعَتِ الإِنسُ وَالْجِنُّ عَلَى أَن يَأْتُواْ بِمِثْلِ هَـذَا الْقُرْآنِ لاَ يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ كَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيرًا بگو: «اگر انس و جن گرد آيند و متفق شوند بر اينکه مانند اين قرآن را بياورند هرگز نمي توانند مانند آنرا بياورند ، هر چند برخي از ايشان پيشينيان و مددکار برخي ديگر شوند».
اين دليلي قاطع و حجتي آشکار بر صحت و راست بودن چيزي است که پيامبر عليه السلام آورده است. زيرا خداوند همۀ انسانها و جن ها را به مبارزه طلبيده و از آنها خواسته است که مانند اين قرآن را بياورند، و خبر داده است که آنها نمي توانند مانند اين قران را بياورند، و اگر همه براي اين کار همديگر را کمک کنند بازتوانايي آوردن مانند قرآن را ندارند. 
و همانطور که خداوند خبر داده پيش آمده است، زيرا انگيزۀ رد کردن قرآن به طور کامل در وجود دشمنان قرآن و تکذيب کنندگان وجود داشت، و آنها نيز اهل زبان و اهل فصاحت و شيوايي بيان بوده و هستند، پس اگر کوچکترين چاره و تواني براي اين کار داشتند، انجام مي دادند، پس آنها خواسته يا ناخواسته به حقانيت قرآن يقين داشته و از مخالفت و مبارزۀ با آن درمانده اند. 
و چگونگي انسان که از خاک آفريده شده و از هر سو و نقص و کا ستي وي را احاطه کرده است، و هيچ علم و قدرت و اراده و مشيت و کلام کمالي جز از ناحيه ي پروردگارش ندارد، مي تواند با سخنان پروردگار زمين و آسمان ها که بر تمام خفايا و نهان ها مطلع است و کمال و ستايش مطلق و مجد و سرافرازي عظيم از آن او مي باشد مبارزه کند؟ سخناني که هرگز تمام نمي شوند، هر چند که تمام درياها تبديل به مرکب، و تمام درختان تبديل هب قلم شوند و کلمات خدا را بنويسند! چرا که در اين صورت هم مرکب تمام مي گردد و قلم ها نابود مي شوند، ولي کلمات خدا هنوز به پايان نرسيده اند. 
پس همانطور که هيچ مخلوقي مانند خدا نيست، و در هيچ صفاتي همتايي ندارد، کلام او نيز جزو صفتهايش مي باشد و هيچ کس نمي تواند در کلامش با او برابري بکند. 
پس هيچ چيزي در ذات و نام و صفات و کارهاي خداوند مانند او نيست. هلاک باد کسي که کلام خالق را با کلام مخلوق اشتباه گرفته و گمان مي برد قرآن را محمد به دروغ به خدا نسبت مي دهد و آن را از جانب خود آورده است.يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُلُواْ مِن طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَاشْكُرُواْ لِلّهِ إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ، ای کسانی که ایمان آورده اید! از پاکیزه هایی که به شما روزی داده ایم بخورید و شکر خدا را به جا آورید اگر شما فقط او را می پرستید.
إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنزِيرِ وَمَا أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِ اللّهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلاَ عَادٍ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ، بی گمان خداوند مردار و خون و گوشت خوک و آنچه را که هنگام سربریدن نام غیر خدا بر آن برده شده باشد بر شما حرام کرده است، و هرکس که مجبور به خوردن آن شود بی آنکه علاقمند و تجاوز کار باشد، پس گناهی بر او نیست. همانا خداوند بخشنده و مهربان است.
بعد از آنکه خداوند به صورت عمومی فرمانی را صادر کرد، در این آیه به طور خاص مومنان را فرمان می دهد، زیرا در حقیقت مومنان از اوامر و نواهی خدا بهره مند می شوند. پس آنها ایمان دارند، پس خداوند متعال به آنان دستور داده است که از روزی حلال بخورند و خدا را بر این نعمت ها سپاس گویند، و شکر خدا بر این نعمت ها یعنی اینکه از این نعمت ها در راستای اطاعت از خدا استفاده شود، و از آنها بهره گرفت و انرژی کسب کرد، تا آدمی قدرت و نیرو بگیرد و بتواند کارهایی را انجام دهد که مایه ی رسیدن  به خداوند متعال هستند. 
پس خداوند مومنان را به چیزی دستور داد که پیامبران را  به آن دستور داده است و فرمود:« یَآیُّهَا الرُّسُل کُلُوا مِنَ الطَّیّبَت وَاعملُوا صَلِحاً» ای پیامبران! از چیزهایی پاک بخورید و کردار شایسته انجام دهید.
شکر در این آیه به معنی عمل صالح است. و نفرمود از چیزهای حلال بخورید، چون خداوند روزی های پاکیزه و خالص دیگر را نیز برای مومن مباح نموده است، روزیهایی که با ناپاکیها و حرام آلوده نشده اند، و چون ایمانش او را از خوردن آنچه که مال او نیست باز می دارد. « إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُون» شکر او را به جا آوردید اگر او را می پرستید. این بیانگر آن است که هرکس شکر و سپاس خدا را به جا نیاورد خداوند را به یگانگی نپرستیده است ،و کسی که شکر خدا را به جا آورد او را پرستش نموده و به آنچه دستور داده عمل کرده است. نیز بیانگر آن است که خوردن روزی پاک موجب عمل صالح و سبب پذیرفته شدن آن می گردد. و پس از بیان نعمت ها به شکر کردن فرمان داده شده است ، چون شکر، نعمت های موجود را حفظ می نماید و نعمت هایی را که در دست نیست نعمت هایی را که در دست نیست دورتر می کند و نعمت های موجود را از بین می برد.
بعد از آن که خداوند متعال مباح بودند پاکی ها را بیان داشت، حرام بودن چیزهای ناپاک را هم بیان کرد و فرمود : « إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ» و بر شما مردار را حرام کرده است ، و آن چیزی است که مرده باشد و به صورت شرعی ذبح نشده باشد، زیرا مرده ناپاک و مضر است، چون ذاتا آلوده است، و چون اغلب مردارها به سبب بیماری می میرند. پس خوردن آن، بیماری را از افزودن می کند. و شارع از این قاعده کلی، مردارِ ملخ و ماهی را استثنا کرده و آن را حلال و پاک معرفی نموده است. « وَالدَّمَ» یعنی خون جاری. همان طور که در آیه ای دیگر به خون جاری مقید شده است. 
«وَمَا أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِ اللّهِ»مانند حیوانی که برای بت ها و سنگ ها و قبور و امثال آن سربریده می شود. آنچه که ذکر شد شامل تمامی انواع محرمات نیست، بلکه بیان چند نوع ناپاکی است که از مفهوم « طَيِّبَاتِ» مستفاد می گردد. پس عموم چیزهایی حرام از آیه گذشت که « حَلَلاً طَیِّبا» بود استنباط می شود و علت  اینکه خداوند متعال چیزهای ناپاک و امثال آن را بر ما حرام کرده این است که نسبت به ما مهربان است، و تا از هر چیز زیان آوری دور باشیم . با وجود ای