 خداوند به تو داده، و نيز به خاطر کمال معرفتي است که شما از آن برخوردار مي باشيد. 
(ثُمَّ لاَ تَجِدُ لَكَ عَلَيْنَا نَصِيرًا) سپس براي خود در برابر ما ياري نمي يافتي که تو را از عذاب خدا نجات دهد، اما خداوند تو را از اسباب شر مصون و در امان نگاه داشت، و تو را پابرجا و استوار نمود، و بر راه راست هدايت کرد، و به هيچ صورت به سوي آنان گرايش نيافتي. و به هيچ صورت به سوي آنان گرايش نيافتي. پس خداوند بزرگترين بخشش و نعمت خويش را به تمام و کمال به تو داده است. 
(وَإِن كَادُواْ لَيَسْتَفِزُّونَكَ مِنَ الأَرْضِ لِيُخْرِجوكَ مِنْهَا) و به راستي نزديک بود تو را از آن سرزمين برکنند تا تو را از ان بيرون نمايند. يعني به خاطر نفرتي که از جايگاه تو در ميان خود داشتند نزديک بود تو را از آن سرزمين بيرون کنند و از آن آواره ات نمايند و اگر چنين مي کردند بعد از تو جز مدت کوتاهي باقي نمي ماندند، و عذاب خدا آنها را فرا مي گرفت. همانطور که سنت و شيوۀ الهي در ميان همۀ ملت ها اين گونه بوده و هرگز تغيير نمي يابد. و هر امتي که پيامبرش را تکذيب نموده و او را از سرزمين خود بيرون کرده اند خداوند فوراً آنها را به عذاب گرفتار کرده است. 
وقتي کفار مکه عليه پيامبر اسلام توطئه کردند و او را بيرون نمودند، مدت کوتاهي نگذشت که خداوند عذاب خويش را در جنگ بدر بر آنها نازل نمود و سردارانشان کشته شدند و قدرت آنان از هم پاشيد. 
اين آيات مبين آنند که بنده به شدت به خداوند نيازمند است تا او را استوار و پابرجا بدارد، و بايد همواره از خداوند بخواهد که او را بر ايمان استوار گرداند، و به هر راهي که انسان را پابر جايي مي رساند متوسل شود، زيرا پيامبر عليه السلام در حالي که کاملترين بنده بود، خداوند به او فرمود: (وَلَوْلاَ أَن ثَبَّتْنَاكَ لَقَدْ كِدتَّ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئًا قَلِيلاً ) و اگر ما تو را پا برجا و استوار نمي داشتيم نزديک بود اندکي به سوي آنان گرايش پيدا کني. پس ديگران چگونه خواهند بود؟
و خداوند در اينجا نعمت خويش را بر پيامبرش يادآور مي شود، و اينکه او را از شر مصون داشته است. اين دلالت مي نمايد که خداوند دوست بدارد بندگانش به هنگام وجود اسباب شر و بدي بيشتر نعمات او را به يادآورند و با اين کار خود را از شر مصون دارند، و همواره بر ايمان پابرجاو استوار باشند. 
نيز آيه به اين مطلب اشاره مي نمايد که بر حسب بلندي مقام بنده و نعمت هايي که خداوند به وي ارزاني داشته است، گناهش بزرگتر و جرمش چندين برابر محسوب مي گردد؛ آنگاه که کاري انجام دهد که به خاطر آن مورد نکوهش قرار گيرد، چون خداوند به پيامبرش تذکر داده است که اگر چنين کند که او هرگز چنين نخواهد کرد. (إِذاً لَّأَذَقْنَاكَ ضِعْفَ الْحَيَاةِ وَضِعْفَ الْمَمَاتِ ثُمَّ لاَ تَجِدُ لَكَ عَلَيْنَا نَصِيرًا ) آنگاه عذاب دنيا و عذاب آخرت را چندين برابر به تو مي چشانيم و براي خود در برابر ما ياري نمي يابي. 
و نيز آيه مي فرمايد: هرگاه خداوند بخواهد ملتي را هلاک و نابود نمايد، جرم آن چندين برابر مي شود و سزاوار عذاب الهي شده و عذاب بر آن واقع مي گردد. همانطور که سنت و شيوه الهي در ميان امت هاي پيشين نيز همين بوده است. و وقتي پيامبرشان را بيرون کردند آنها را به عذاب گرفتار نمود.أَقِمِ الصَّلاَةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلَى غَسَقِ اللَّيْلِ وَقُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كَانَ مَشْهُودًا به هنگام زوال آفتاب تا تاريکي شب نماز را برپاي دارد و نماز صبح را بخوان، بي گمان نماز صبح [توسط فرشتگان] بازديد مي گردد. 
وَمِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَّكَ عَسَى أَن يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا مَّحْمُودًا و در پاسي از شب برخيز و نماز تهجد بخوان، اين يک فرضيۀ اضافي براي توست، باشد که پروردگارت تو را به مقامي پسنديده برساند. 
وَقُل رَّبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَل لِّي مِن لَّدُنكَ سُلْطَانًا نَّصِيرًا و بگو: «پروردگارا! مرا به طور پسنديده در [هر کاري] ارد کن و به نحو پسنديده از آن بيرون آور، و از جانب خود قدرتي به من عطا فرما که يار و مددکار م باشد
وَقُلْ جَاء الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا و بگو: «حق آمد و باطل از ميان رفت و نابود گشت» بي گمان باطل هميشه از ميان رفتني و نابود شدني است. 
خداوند به پيامبرش محمد عليه السلام دستور مي دهد تا نماز را به صورت ظاهري و باطني و به طور کامل و در اوقات آن بر پا بدارد، (لِدُلُوكِ الشَّمْسِ)  به هنگام زوال آفتاب به سوي افق غربي که نماز ظهر و عصر را شامل مي گردد. (إِلَى غَسَقِ اللَّيْلِ ) تا تاريکي شب نماز که نماز مغرب و عشا را دربر مي گيرد. (وَقُرْآنَ الْفَجْرِ)  و نماز صبح را نيز بخوان، نماز صبح قرآن ناميده شده است، چون قرائت در نماز صبح از ديگر نمازها طولاني تر است ، نيز خواندن نماز صبح فضيلت بيشتري دارد، چرا که خداوند شاهد آن است و فرشتگان شب و روز در آن حضور دارند. 
و در اين آيه اوقات پنجگانۀ نمازهاي فرض بيان شده ، نيز بيان شده است نمازهايي که در اين اوقات قرار دارند فرض مي باشند، چون به انجام آن دستور داده شده است . نيز آيه به اين مطلب اشاره مي نمايد که شرط صحت نماز فرا رسيدن زمان آن است و «فرا رسيدن زمان»، سبب وجوب نماز مي باشد، زيرا خداوند دستور داده است که نماز در اين اوقات بر پا شود، و در صورت عذر مي توان ظهر و عصر را جمع نمود، و نيز مغرب و عشا را جمع کرد، زيرا خداوند تمام ظهر و عصر را با هم ذکر کرده است، نيز وقت مغرب و عشا را با هم ذکر نموده است. 
نيز آيه به فضيلت نماز صبح و فضيلت خواندن قرآن به صورت طولاني در آن اشاره نموده و اينکه قرائت قرآن رکن نماز است، چون هرگاه عبادت با بخشي از اجزاي خود نامگذاري شود دلالت مي نمايد که آن بخش فرض است. 
(وَمِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَّكَ ) و به غير از نماز مغرب و عشا در ساير اوقات شب نماز بخون تا نماز شب بر مقام تو بيافزايد، به خلاف ديگران که نماز شب کفارۀ گناهانشان است. 
و احتمال دارد که معني اش اين باشد که نمازهاي پنجگانه بر تو و بر مومنان فرض هستند ، به خلاف نماز شب که فقط بر تو فرض مي باشد، و چون تو پيش خداوند داراي ارزش والاتري هستي وظيفه ات را از ديگران بيشتر نموده است تا پاداشت نيز بيشتر شود و از اين طريق به مقام ستوده و  پسنديده اي برسي. و آن مقامي است که پيشينيان و پسينيان ، تو را بر آن مقام خواهند ستود و آن مقام شفاعت بزرگ است. آنگاه که مردم از آدم مي خواهند تا براي آنان شفاعت کند، سپس از نوح، سپس ابراهيم، سپس از موسي، سپس از عيسي مي خواهند تا براي آنها شفاعت کنند، اما همه عذر مي آورند و خود را عقب مي کشند، تا اينکه مردم از سرور آدميزادگان مي خواهند به نزد خداوند شفاعت نمايد تا خداوند آنها را از وحشت و هراس روز محشر نجات  دهد و بر آنان رحم نمايد. آنگاه مح