چيز پاکيزه اي نيست که به آن نياز داشته باشند مگر اينکه خداوند به آنها ارزاني نموده، و آنان را بدان گرامي داشته، و تهيۀ آن را برايشان آسان کرده است .
(وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى كَثِيرٍ مِّمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلاً ) و بر بسياري از آفريدگان خويش کاملاً برتريشان داده ايم.يعني با فضيلت هايي که به آنان اختصاص داده آنها را برتري داده است، به گونه اي که ديگر مخلوقات آن خصوصيت ها را ندارند . پس آيا سپاس کسي را که نعمت ها را به سويشان سرازي نموده و رنج ها را از آنان دور نموه به جاي مي آورند؟ آنها را از خالق و عطاء کنندۀ نعمت ها مشغول دارد، و با مشغول شدن به نعمت ها و خوشيها از عبادت پروردگارشان غافل شوند، و از نعمت ها در مسير نافرماني خدا است،اده نمايند.يَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ فَمَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ فَأُوْلَـئِكَ يَقْرَؤُونَ كِتَابَهُمْ وَلاَ يُظْلَمُونَ فَتِيلاً  روزي فرا خواهد رسيد که هر گروهي را با پيشوايشان فرا مي خوانيم، آنگاه هر کس نامۀ اعمالش به دست راستش داده شود، آنان نامۀ اعمالشان را مي خوانند و کمترين ستمي نمي بينند. 
وَمَن كَانَ فِي هَـذِهِ أَعْمَى فَهُوَ فِي الآخِرَةِ أَعْمَى وَأَضَلُّ سَبِيلاً و هر کس در اين دنيا کور باشد، او در آخرت نيز کور و گمراه تر است .
خداوند از حالت مردم در روز قيامت خبر داده و مي فرمايد: هر گروه از مردم را در حالي فرا مي خواند که پيشوا و راهنمايشان همراه آنهاست، و آنان پيامبران و جانشينان هستند، پس هر امتي در حالي چيش مي روند که پيامبرشان ، همان که آنها را در دنيا به سوي خير دعوت مي کرد، حاضر مي گردد. و اعمالشان بر کتابي که پيامبر مردم را به سوي آن دعوت مي کرد عرضه مي شود تا معلوم گردد که کارها و اعمال آنان با کتاب وي موافق است يا نه؟ و بر اين اساس به دو گروه تقسيم مي شوند: (فَمَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ) پس هر کس نامۀ اعمالش به دست راستش داده شود، چون از پيشواي خود که به راه را ست هدايت مي نمود پيروي کرده و با پيروي از کتابهايش هدايت يافته اس نيکي هايش زياد و بديهايش کم مي گردد (فَأُوْلَـئِكَ يَقْرَؤُونَ كِتَابَهُمْ ) و ايشان به سبب آنچه در نامۀ اعمال خود مي بينند شاد مي شوند و با شادي و سرور آنرا مي خوانند (وَلاَ يُظْلَمُونَ فَتِيلاً ) و به اندازۀ رشته نازکي که در شکاف هستۀ خرما قرار دارد ستم نمي بينند. يعني به اندازه ذره اي ستم نمي بيند. 
(وَمَن كَانَ فِي هَـذِهِ أَعْمَى) و هر کس در اين دنيا از ديدن حق کور باشد، و آن را نپذيرد و از آن پيروي نکند و راه گمراهي را در پيش گيرد، (فَهُوَ فِي الآخِرَةِ أَعْمَى ) پس او در آخرت از حرکت در راه بهشت بازمانده و کور خواهد شد. همانطور که در دنيا آن را در پيش نگرفته است (وَأَضَلُّ سَبِيلاً ) و گمراه تر است ، زيرا جزا از نوع عمل است و آدمي هر طور رفتار نمايد به همان صورت سزا و جزا مي بيند. 
و اين آيه دليلي است بر اي که هر امتي به دين و کتابش فراخوانده مي شود که آيا به آن عمل کرده است يا نه؟ و دليلي است بر اين که مردم بر اساس شريعت پيامبري که ب هپيروي از او  امر نشده اند مورد بازخواست قرار نمي گيرند، و خداوند هيچ کس را عذاب نمي دهد مگر اينکه حجت بر او اقامه شود و او با حجت  به مخالفت بر خيزد. و نيز در اين آيه مي فرمايد: نامۀ اعمال اهل خير و نيکوکاران به دست راستشان داده مي شود و شادي بزرگي به آنها دست مي دهد. و برعکس ، بدکاران از بس که اندوهگين و ناراحت اند، نمي توانند نامۀ اعمالشان را بخوانند.وَإِن كَادُواْ لَيَفْتِنُونَكَ عَنِ الَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ لِتفْتَرِيَ عَلَيْنَا غَيْرَهُ وَإِذًا لاَّتَّخَذُوكَ خَلِيلاً و نزديک بود که تورا از آنچه به سويت وحي کرده ايم منصرف گردانند تا غير ان را به دروغ به مان سبت بدهي و آنگاه تو را به دوستي گيرند. 
وَلَوْلاَ أَن ثَبَّتْنَاكَ لَقَدْ كِدتَّ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئًا قَلِيلاً و اگر ما تو را استوار و پا برجا نمي داشتيم نزديک بود اندکي به آنان گرايش يابي. 
إِذاً لَّأَذَقْنَاكَ ضِعْفَ الْحَيَاةِ وَضِعْفَ الْمَمَاتِ ثُمَّ لاَ تَجِدُ لَكَ عَلَيْنَا نَصِيرًا آنگاه عذاب دنيا و عذاب آخرت را چندين برابر به تو مي چشانيم و براي خود در برابر ما ياري نمي يافتي
وَإِن كَادُواْ لَيَسْتَفِزُّونَكَ مِنَ الأَرْضِ لِيُخْرِجوكَ مِنْهَا وَإِذًا لاَّ يَلْبَثُونَ خِلافَكَ إِلاَّ قَلِيلاً و به راستي نزديک بود که تو را از آن سرزمين بلغزانند تا تو را از ان بيرون کنند  دراين صورت بعد از تو جز مدت کوتاهي نمي ماندند. 
 سُنَّةَ مَن قَدْ أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ مِن رُّسُلِنَا وَلاَ تَجِدُ لِسُنَّتِنَا تَحْوِيلاً اين سنت خدا در مورد به هلاکت رساندن مردماني است که پيامبرشان را از ميانشان بيرون مي کنند، و در روش و شيوۀ ما تغيير و تبديلي نخواهي ديد. 
خداوند متعال منت خويش را بر پيامبرش محمد عليه السلام بيان مي دارد که او را از دشمناني که براي ضربه زدن به وي و منصرف گرداندنش از هر راهي وارد شدند، حفاظت نمود. پس فرمود: (وَإِن كَادُواْ لَيَفْتِنُونَكَ عَنِ الَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ لِتفْتَرِيَ عَلَيْنَا غَيْرَهُ) و دست به انجام کاري زدند که از عاقبت وخيم آن غافل بودند، آنان توطئه کردند تا يغر از آنچه بر تو نازل نموده ايم به خدا نسبت دهي، و آنگاه آنچه را ک ميل و خواست آنهاست به ميان آوري و آنچه را که خداوند بر تو نازل نموده است رها کني. (وَإِذًا) و اگر آنچه را که دوست دارند، انجام دهي (لاَّتَّخَذُوكَ خَلِيلاً ) آنگاه تو را دوست خود قرار مي دهند و از همۀ دوستانشان نزد آنها عزيزتر خواهي بود، چرا که خداوند خوبيهاي اخلاقي و آداب نيکو را به تو عنايت نموده که باعث مي شود دور و نزديک و دوست و دشمن تو را دوست بدارند. 
اما بدان که آنها با تو دشمني نکرده و طرح دشمني را با تو نريخته اند، مگر به خاطر حقي که آورده اي، و آنها با شخص خودت  دشمني ندارند، همانطور که خداوند متعال فرموده است: (قد نعلم انه ليحزنک الذي يقولون فانهم لا يکذبونک ولکن الظلمين بايت لله يجحدون) قطعاً ما مي دانيم که آنچه آنها مي گويند تو را اندوهگين مي سازد، آنان تورا تکذيب نمي کنند، بلکه ستمگران آيات خدا را انکار مي نمايند. 
(وَلَوْلاَ أَن ثَبَّتْنَاكَ ) و با وجود اين، اگر ما تو را بر حق استوار و پابرجا نمي داشتيم، ونعمت عدم اجابت فراخواني آنها را بر تو نمي داديم، (لَقَدْ كِدتَّ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئًا قَلِيلاً ) از بس که براي هدايت آنان راه حل هاي فراوني ارائه مي کردي، و از بس که دوست داشتني آنها هدايت شوند، نزديک بود به آنان گرايش پيد کني. 
اما اگر به سوي آنان گرايش يابي و خواستۀ آنها را بر آورده سازي، (لَّأَذَقْنَاكَ ضِعْفَ الْحَيَاةِ وَضِعْفَ الْمَمَاتِ) تو را به عذابي چند برابر، در دنيا و آخرت گرفتار مي سازيم، و اين به خاطر کمال نعمتي است که