ند، پس در حالي که او را ستايش مي کنيد، پاسخش مي دهيد، و گمان مي بريد که جز مدت اندکي ماندگار نبوده ايد. 
خداوند از سخن آناني که منکر رستاخيز و زنده شدن پس از مرگ هستند، و آن را تکذيب مي کنند، خبر مي دهد که مي گويند: (أَئِذَا كُنَّا عِظَامًا وَرُفَاتًا) آيا هنگامي که ما تبديل به استخوانها و تکه هاي خشکيده شديم ، (أَإِنَّا لَمَبْعُوثُونَ خَلْقًا جَدِيدًا ) آيا دوباره آفرينش تازه اي خواهيم يافت و برانگيخته خواهيم شد؟ يعني چنين نمي شود . و اين کار به گمان آنها غير ممکن بود. پس آنان به شدت گرفتار جهالت و ناداني شده و پيامبر خدا را تکذيب کرده و آيات الهي را انکار نموده و قدرت آفرينندۀ آسمانها و زمين را با قدرت ضعيف و ناتوان خود مقايسه نمودند. و هنگامي که ديدند آنها توانايي چنين کاري را ندارند قدرت خدا را نيز چنين انگاشتند. 
پاک است خداوندي که خلقي از آفريده هايش را که خود را خردمند و اهل عقل مي پندارد و نمونه اي براي ندانستن آشکارترين و روشن ترين چيز (= قيامت) و آنچه دلايلش از همه چيز واضح تر و بالاتر است قرار داده است، تا به بندگانش نشان دهند که دو راه بيشتر وجود ندارد؛ يا اينکه توفيق و مدد خدا ياور انسان باشد، و يا اينکه هلاک و گمراه شود. (ربنا لا تزغ قلوبنا بعد اذهديتنا و هب لنا من لدنک رحمه انک انت الوهاب) پرورگارا پس از اينکه ما را هدايت نمودي دلهاي ما را منحرف مگردان و از جانب خويش رحمتي به ما ببخشاي، بي گمان فقط تو بخشنده اي .
بنابراين خداوند به پيامبرش عليه السلام و الصلاه دستور داد تا به کساني که زنده شدن پس از مرگ را انکار مي کنند و يا آن را بعيد مي دانند، بگويد: 
(قُل كُونُواْ حِجَارَةً أَوْ حَدِيدًا أَوْ خَلْقًا مِّمَّا يَكْبُرُ فِي صُدُورِكُمْ )بگو: «سنگ يا آهن باشيد ياغير از اين دو ، چيز ديگري باشيد که در نظرتان از اينها سخت تر و بزرگتر است» تا – به گمان خود از اينکه قدرت الهي شما را دريابد و ارادۀ خداوند در مورد شما اجرا شود، در امان بمانيد . شما هر طور که باشيد و به هر کيفيتي دربيابيد نمي توانيد خدا را ناتوان کنيد؛ نه در زندگي دنيا و نه پس از مرگ نمي توانيد چاره اي بيانديشيد، پس تدبير و تصرف را براي کسي بگذاريد که بر هر چيز و هر کاري تواناست و هر چيزي را احاطه نموده است، (فَسَيَقُولُونَ ) وقتي که دلايلي بر زنده شدن پس از مرگ براي آنها اقدامه شود، مي گويند: (مَن يُعِيدُنَا قُلِ الَّذِي فَطَرَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ ) چه کسي ما را باز مي گرداند؟ » بگو: خدايي که نخستين بار شما را آفريد، آنگاه که چيزي نبوديد، پس همان کس شما را دوباره خواهد آفريد. (کما بدانا اول خلق نعيده) همانطور که نخستين بار جان آفريديم دوباره آن را باز مي آفرينيم. 
(فَسَيُنْغِضُونَ إِلَيْكَ رُؤُوسَهُمْ) پس سرهايتان را به علامت تعجب و انکار و نپذيرفتن سخنانت تکان مي دهند، (وَيَقُولُونَ مَتَى هُوَ ) و مي گويند: وقت زنده شدن پس از مرگ که تو آن را نزديک مي پنداري کي هست؟ در حقيقت اين نشانۀ بي خردي آنهاست، چرا که قدرت خداوند را باور نکرده و مي گويند: چنين چيزي امکان ندارد، و آنها اصل زنده شدن را پس از مرگ را قبول ندارند. (قُلْ عَسَى أَن يَكُونَ قَرِيبًا) بگو: شايد نزديک باشد و در تعيين زمان آن فايده اي نيست، بلکه آنچه فايده دارد و مدار موفقيت است پذيرش زنده شدن پس از مرگ و تاييد و اثبات آن است و هر آنچه که مي آيد نزديک است. 
(يَوْمَ يَدْعُوكُمْ ) روزي که خداوند شما را براي رستاخيز و حشر فرا مي خواند، و در صور دميده مي شود، (فَتَسْتَجِيبُونَ بِحَمْدِهِ ) و شما با حمد و سپاس پاسخ مي گوييد، يعني تسليم فرمان او مي شويد و از فرمانش سرپيچي نمي کنيد. (بِحَمْدِهِ ) يعني خداوند بر کليۀ کارهايش مورد ستايش قرار مي گيرد، و روز محشر که انسانها را گرد مي آورد، آنها را سزا و جزا مي دهد و بر اين کار هم ستايش مي شود. 
(وَتَظُنُّونَ إِن لَّبِثْتُمْ إِلاَّ قَلِيلاً) و از بس که رستاخيز به سرعت خواهد آمد و نعمت هايي که در آن قرار داشته ايد سريع پايان مي يابند، چنان احساس مي کنيد که گويا اصلاً در چنين ناز و نعمتي نبوده ايد. پس اين همان روزي است که شما را بر آن داشت بگوييد: (مَتَى هُوَ) آن کي خواهد بود؟ و در هنگام تحقق آن روز به شدت پشيمان مي شوند، و به آنها گفته مي شود (هذا الذي کنتم به تکذبون) اين همان روزي است که شما آن را تکذيب مي کرديد.وَقُل لِّعِبَادِي يَقُولُواْ الَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّيْطَانَ يَنزَغُ بَيْنَهُمْ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلإِنْسَانِ عَدُوًّا مُّبِينًا و به بندگانم بگو: «سخني را بگويند که بهتر است». بي گمان شيطان در ميان ايشان فساد و تباهي راه مي اندازد، به راستي که شيطان براي انسان دشمني آشکار است. 
رَّبُّكُمْ أَعْلَمُ بِكُمْ إِن يَشَأْ يَرْحَمْكُمْ أَوْ إِن يَشَأْ يُعَذِّبْكُمْ وَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ وَكِيلاً پروردگارتان از حال شما آگاه تر است، اگر (خدا) بخواهد شما را مشمول رحمت خود قرار مي هد، و اگر (خدا) بخواهد شما را عذاب مي دهد، و تو را نگهبان بر آنان نفرستاده ايم 
وَرَبُّكَ أَعْلَمُ بِمَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَلَقَدْ فَضَّلْنَا بَعْضَ النَّبِيِّينَ عَلَى بَعْضٍ وَآتَيْنَا دَاوُودَ زَبُورًا و پروردگارت به حال هر آنچه که در آسمانها و زمين است آگاه تر است ، ما برخي از پيامبران را بر برخي ديگر برتري داديم و داود زبور را بخشيديم. 
و اين مبين لطف خداوند به بندگانش است که آنها را به زيباترين اخلاق و اعمال و گفتارهايي که باعث خوشبختي دنيا و آخرت آنان است دستور مي دهد . پس فرمود: (وَقُل لِّعِبَادِي يَقُولُواْ الَّتِي هِيَ أَحْسَنُ) و به بندگانم بگو: سخني را بگويند که آن بهتر است و اين دستور به هر سخني است که انسان را به خدا نزديک مي نمايد، از قبيل خواندن قرآن، ذکر ، آموزش علم، امر به معروف و نهي از منکر و گفتار نيک و مهرباني با مردم بر حسب جايگاه انسانها. پس به همۀ اين موارددستور داده شده است. 
و اينکه هرگاه دو کار خوب وجود داشت، چنانچه آدمي نتواند هر دو کار خوب را انجام دهد، آن را برگزيند که خوب تر است. 
و گفتار زيبا و نيک باعث توسعه و ترويج اخلاق زيبا و عمل صالح مي شود، زيرا هر کس بتواند زبانش را کنترل نمايد او مي تواند تمام کارهايش را کنترل نمايد. 
(إِنَّ الشَّيْطَانَ يَنزَغُ بَيْنَهُمْ) . بي گمان شيطان در ميان ايشان فساد و تباهي راه مي اندازد، يني چيزهايي را  در ميان بندگان اشاعه مي دهد که دين و دنيايشان را به فساد و تباهي بکشد. و علاج اين مشکل در اين است که بندگان در تلفظ به سخنان نازيبا و ناشايستي که شيطان آنها را به سويش فرا مي خواند، از وي پيروي نکنند. 
نيز بايد با يکديگر به نرمي و خوبي رفتار کنند تا شر شيطاني که ميان آنها فساد و تباهي به راه مي اندازد از بين برود، و ناکام شود، زيرا شيطان دشمن واقعي آنهاست، و بايد با او مبارزه کنند، چون آنها فر