ی بر تافته و می گویند: «  بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَيْنَا عَلَيْهِ آبَاءنَا» پس آنان به تقلید از پدرانشان اکتفا کرده و نسبت به ایمان آوردن به پیامبران تمایلی از خودشان نمی دهند. در صورتی که پدرانشان جاهل ترین و گمراهترین مردم بوده اند. و این مستمسکی است ضعیف برای رد کردن حق و روی گردانی از حقیقت و اظهار بی علاقگی نسبت به آن ، و دلیلی بر عدم انصاف آنهاست . پس اگر آنها راه هدایت را در پیش می گرفتند و نیت پاکی داشتند، می بایست از حق پیروی کنند. و هرکس که حق را هدف خویش قرار دهد و آن را باطل مقایسه کند قطعا حقیقت برای او روشن می شود، و اگر انصاف داشته باشد از آن پیروی می نماید.وَلَقَدْ صَرَّفْنَا فِي هَـذَا الْقُرْآنِ لِيَذَّكَّرُواْ وَمَا يَزِيدُهُمْ إِلاَّ نُفُورًا و به راستي در اين قرآن (حق را به روشهاي) گوناگون بيان کرديم تا پند بگيرند (ولي) جز بر نفرت و گريزشان نمي افزايد. 
قُل لَّوْ كَانَ مَعَهُ آلِهَةٌ كَمَا يَقُولُونَ إِذًا لاَّبْتَغَوْاْ إِلَى ذِي الْعَرْشِ سَبِيلاً بگو: «اگر با او چنان که مي گويند خداياني بودند، آنگاه هر يک به سوي صاحب عرش راهي مي جستند».
سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يَقُولُونَ عُلُوًّا كَبِيرًا خداوند از آنچه آنان مي گويند (بسيار منزه و) خيلي والاتر و بالاتر است. 
تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالأَرْضُ وَمَن فِيهِنَّ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ وَلَـكِن لاَّ تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ إِنَّهُ كَانَ حَلِيمًا غَفُورًا آسمانهاي هفت گانه و زمين و کساني که در آنها هستند او را به پاکي ياد مي کنند و هيچ موجودي نيست مگر اينکه حمد وثناي وي مي گويد ولي شما تسبيح آنها را نمي فهميد، بي گمان او بردبار و آمرزنده است. 
خداوند متعال خبر مي دهد که در قرآن به طرق و فنون مختلف حق را بيان داشته است. يعني به صورت گوناگون احکام را بيان نموده و آن را روشن کرده، و دلايل و حجت هاي زيادي بر آنچه که مردم را به سوي آن فراخوانده ، آورده، و موعظه و پند ارائه داده است و تا آنچه را که به سود آنهاست بپذيرند. و همان راه را در پيش بگيرند و آنچه را که به زيانشان است بشناسند، و آن را ترک گويند. اما بيشتر مردم از آيات خدا گريزانند، چرا که از حق نفرت دارند و باطلي را که بر آن قرار دارند دوست مي دارند. به همين جهت براي آن تعصب شان مي دهند، و جز گريز از آيات الهي راهي ديگر را انتخاب ننموديد، و به آيات الهي گوش ندادند و به آن توجه نکردند. 
و بزرگترين موضوعي که به شيوه هاي مختلف بيان شده و براي اثبات ان دليل آورده شده است توحيد است که اصل و اساس همۀ اصول مي باشد. و خداوند به يکتاپرستي و توحيد دستور داده و از ضد آن نهي نموده است، و دلايل عقلي و نقلي زيادي را بر اين مطلب اقامه کرده است؛ طوري که اگر کسي به برخي از اين دلايل گوش فرا بدهد کوچکترين شک و ترديدي در قلب او براي پذيرش توحيد باقي نمي ماند. 
و از جمله دلايل توحيد، اين دليل عقلي است که آن را در اينجا بيان نموده است: (قُل لَّوْ كَانَ مَعَهُ آلِهَةٌ كَمَا يَقُولُونَ) به مشرکان که همراه با خداوند معبودي ديگر قرار مي دهند، بگو: اگر بر حسب گمان و دروغ آنها مبعوداني با خداوند بودند، (إِذًا لاَّبْتَغَوْاْ إِلَى ذِي الْعَرْشِ سَبِيلاً ) آنگاه راهي به سوي خدا به وسيلۀ پرستش او و بازگشت به سوي او و تقرب جستن به او مي جستند، پس چگونه بنده اي که به شدت نيازمند عبادت پروردگارش مي باشد معبودي ديگر با خداوند قرار مي دهد؟ آيا اين جز بزرگترين ستم و بي خردي چيزي ديگر است؟
بر اساس اين معنا اين آيه، مانند فرمودۀ الهي است که مي فرمايد: (اولئک الذين يدعون يبتغون الي ربهم الوسيه آيهم اقرب) پيامبران و صالحان و فرشتگاني که ايشان به فرياد مي خوانند، براي نزديک شدن به خدا با يکديگر رقابت مي نمايند و آنچه از کارهاي شايسته که انسان را به خدا نزديک مي کند و توانايي انجام آن را دارند، انجام مي دهند. و مانند اينکه فرموده است: (و يوم يحشرهم و ما يعبدون من دون الله فيقول ء انتم اضللتم عبادي هولاء ام هم ضلوا السبيل، قالوا سبحنک ما کان ينبغي لنا ان نتخذ من دونک من اولياء ) و روزي که آنها و آنچه را که به جاي خدا مي پرستيدند گرد مي آورد و مي گويد: «آيا شما اين بندگانم را گمراه کرديد يا خود راه را گم کردند؟» مي گويند: «خداوندا تو پاکي! هيچ احدي را نسزد که ما را به غير از تو پرستش کند، چرا که ما بندگان تو هستيم و نيازمندان به سوي (لطف و کرم) تو. 
و احتمال دارد که معني اين آيه اين گونه باشد: (قُل لَّوْ كَانَ مَعَهُ آلِهَةٌ كَمَا يَقُولُونَ إِذًا لاَّبْتَغَوْاْ إِلَى ذِي الْعَرْشِ سَبِيلاً) بگو: اگر با او آن چنان که مي گويند خداياني بود در اين صورت حتماً درصدد بر مي آمدند که بر خداوند صاحب عرش چيره شوند و راهي براي شکست دادن خداوند مي جستند و در پي غلبه بر پروردگار متعال مي شدند، پس يا بر او چيره مي شدند يا نه، و چنانچه غالب مي شدند، ربوبيت و الوهيت از آن کسي مي شد که پيروز مي گرديد. اما آنها مي دانند و اقرار مي کنند معبودانشان که به جاي خدا مي خوانند، شکست خورده و مغلوب اند و هيچ اختياري ندارند، پس با اين وجود چرا آنها را به خدايي گرفته اند؟
و اين مانند فرمودۀ خداوند است که مي فرمايد: (ما اتخذالله من ولد و مان کان معه من اله اذا لذهب کل اله بما خلق و لعلا بعضهم علي بعض) خداوند هيچ فرزندي را برنگرفته است و خدايي با او وجود ندارد، زيرا اگر چنين بود هر خدايي آنچه را که آفريده است، مي برد و برخي از خدايان بر برخي ديگر چيره مي شدند. 
(سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى) پاک و منزه است خداوند (عَمَّا يَقُولُونَ ) از شرک و قرار دادن همتايايي براي او، (عُلُوًّا كَبِيرًا ) و بسيار بالا و برتر است، پس جايگاه او بلند است و کبريايي او با شکوه است و نمي توان خداياني را همتاي او قرار داده، و هر کس چنين بگويد به گمراهي آشکار مبتلا گشته و ستم بزرگي مرتکب شده است. 
به راستي که مخلوقات بزرگ در برابر عظمت او بس حقيراند و در برابر شکوه و بزرگي اش اسمانهاي هفت گانه و آنچه در آنهاست و زمين هاي هفت گانه و آنچه در آنهاست بس کوچک و ناچيزند (والارض جميعاً قبضته يوم القيمه و السموات مطلويت بيمينه) و تمام زمين در روز قيامت در قبضۀ اوست و آسمانها به دست راست او در هم پيجيده مي شوند، و جهان بالا و پايين براي بقا هستي خود نيازمند اوست و اين نياز هيچ زماني از آنها برطرف نمي شود و هميشه نيازمند خدا هستند و اين نيازمندي، همه جانبه است چرا کهدر آفرينش و رزق و روزي و تدبير نيازمند او هستند، پس ناچارند او را بپرستند و دوست بدارند به هنگام ناملايمات به او پناه ببرند. 
(تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالأَرْضُ وَمَن فِيهِنَّ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ) آسمانهاي هفتگانه و زمين و تمام جانداران و درختان و گياهان و جمادات و مردگاني که در اين