 را بشنوند يا ببينند که به آنها فايده برساند . 
پس غفلت و خواري آنها را دربرگرفت و از رحمت خدا که هر چيزي را در گسترۀ خود جاي داده است محروم شدند چون رحمت الهي به نزد آنها آمد ولي آن را نپذيرفتند. 
(لاَ جَرَمَ أَنَّهُمْ فِي الآخِرَةِ هُمُ الْخَاسِرونَ ) بدون شک آنان در آخرت همان زيان کارانند. که خود و اموال و خانوادۀ خود و نعمت پايدار و هميشگي را از دست مي دهند و به عذاب دردناک گرفتار مي شوند. به خلاف کساني است که مجبور به اظهار کفر مي شوند، اما دلهايشان سرشار از ايمان است و به ايمان علاقه دارند، براي چنين افرادي که بناچار اظهار کفر مي کنند اشکالي ندارد و بر آنها گناهي نيست و در صورتي که مجبور شوند مي توانند کلمۀ کفر را بر زبان بياورند و اين دلالت مي نمايد کسي که از روي اجبار زنش را طلاق مي دهد يا برده اش را ازاد مي کند يا مجبور به خريدن يا فروختن چيزي مي شود و يا ساير عقدها و معاملاتي که به زور و اجبار مي بندد، اعتباري ندارد و هيچ حکم شرعي بر آن مترتب نمي شود. چون اگر انسان از روي اکراه و اجبار کلمۀ کفر را بر زبان بياورد مورد مواخذه قرار نگيرد، در ديگر موارد به طريق اولي مواخذه نمي شود.ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ لِلَّذِينَ هَاجَرُواْ مِن بَعْدِ مَا فُتِنُواْ ثُمَّ جَاهَدُواْ وَصَبَرُواْ إِنَّ رَبَّكَ مِن بَعْدِهَا لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ  سپس پروردگارت نسبت به کساني که پس از آن که شنکنجه شدند هجرت کردند، سپس به جهاد پرداختند و شکيبايي ورزيدند آمرزندۀ مهربان است. 
يَوْمَ تَأْتِي كُلُّ نَفْسٍ تُجَادِلُ عَن نَّفْسِهَا وَتُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ وَهُمْ لاَ يُظْلَمُونَ به ياد آر روزي را که هر شخصي جدال کنان به دفاع از خود مي پردازد و به هر کسي پاداش آنچه کرده است به تمام و کمال داده مي شود و ايشان ستم نمي بينند. 
پروردگارت نسبت به بندگان مخلص خويش که آنها را با لطف واحسان خود پرورانده است آمرزندۀ مهربان است؛ کساني که در راه او هجرت نموده و سرزمين و اموالشان را براي طلب رضاي خدا رها کرده،و بر دينش مورد شکنجه قرار گرفته اند تا به کفر بازگردند، اما همچنان بر ايمان و يقين استوار و ثابت قدم بوده و با دشمنان خدا با زبان و دست خويش جهاد نموده تا آنان را وارد دين خدا نمايند، و بر اين عبادتها که براي بيشتر مردم سخت و دشوارند شکيبايي نمودند، بي گمان خداوند براي چنين کساني آمرزنده و مهربان است. 
و اين بزرگترين سببي است که به وسيلۀ آن مي توان به بزرگترين و بهترين بخشش دست يازيد، و آن مغفرت و آمرزش الهي است که تمام گناهان کوچک و بزرگ را دربر مي گيرد. و از هر چيز ناگواري در امان مي مانند، و به وسيلۀ رحمت الهي حالات آنها و امور ديني و دنيايشان سامان مي يابد و در روز قيامت از رحمت خداوند بهره مند مي شوند. 
(يَوْمَ تَأْتِي كُلُّ نَفْسٍ تُجَادِلُ عَن نَّفْسِهَا) روزي خواهد آمد که هر شخصي از خود به دفاع بر مي خيزد و هر يک به نجات خويش مي انديشد و هيچ چيزي جز خودش براي او مهم نيست. در چنين روزي بنده محتاج ذره اي از نيکي خواهد بود، (وَتُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ) به هر کسي پاداش آنچه از خير و شر انجام داده است به تمام و کمال داده مي شود (وَهُمْ لاَ يُظْلَمُونَ ) و ايشان ستم نمي بينند ، پس به گناهان و بديهايشان افزوده نشده و نيز از نيکي هايشان کاسته نمي شود. (فاليوم لا تظلم نفس شيئا و لا تجزون الا ما کنتم تعملون) پس امروز بر هيچ کس ستمي نمي شود و جز آنچه که مي کرديد پاداش نمي بينيد.وَإِلَـهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ لاَّ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِيم، و معبود شما معبودی یگانه ا ست معبود به حقی جز او وجود ندارد، بخشنده و مهربان است.
خداوند متعال خبر می دهد – و  او راستگوترین گویندگان است- که خداوند « ِإلَهٌ وَاحِدٌ»  در ذات و اسماء و صفات و کارهایش یکتا و یگانه است، پس او شریک و همتا و مثیل و نظیری نداشته، و جز او آفریننده و مدبری وجود ندارد. پس وقتی خداوند چنین است سزاوار است که معبود قرار داده شده و با انواع عبادت ها پرستش شود و هیچ چیزی از آفریده هایش با او شریک گرفته نشود. چون او « الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ» دارای آن چنان رحمت فراوان است که مهربانی هیچ کسی به اندازه مهربانی او نیست و رحمت او همه چیز را فرا گرفته و هر موجود زنده ای از آن برخوردار است.
پس خداوند با رحمت خویش همه آفریده ها را به وجود آورده است و آنها را از انواع کمالات  برخوردار نموده، و هر رنج و کاستی را از آنها دور کرده است. و نیز رحمت خداوند باعث شده است که پروردگار صفات و نعمت هایش به بندگانش بشناساند و همه منافع دینی و دنیوی آنها را که به آن نیاز دارند بوسیله فرستادن پیامبران و نازل کردن کتاب برای آنها بیان نماید. پس وقتی معلوم شد هر نعمتی که بندگان دارند از جانب خداست، و هیچ یک از آفریده ها به دیگری فایده ای نمی رساند، در می یابد که فقط خداوند سزاوار هر نوع عبادت و پرستشی است، و تنها او باید مورد محبت قرار گیرد، و تنها باید از او ترسید، و فقط باید به او امیدوار بود و بر او توکل نمود، و دیگر عبادات را فقط برای او انجام داد. 
و بزرگترین ستم و زشت ترین زشتی آن است که بنده از عبادت و پرستش خدا روی گرداند و پرستش بندگان روی آورد و آفریده های خاکی را با پروردگار جهانیان شریک قرار دهد، و یا مخلوقی را که امورش از سوی خداوند  تدبیر می شود و از همه جهات ناتوان است، همراه با آفریننده توانا و قوی که بر همه چیز غالب است و هر چیزی در برابر او سرخم کرده است پرستش کند.
پس این آیه بیانگر یگانگی خداوند متعال و معبود بودن او و تاکید بر یگانگی و  الوهیتوی و نفی الوهیت از دیگر مخلوقات است. و اینکه وجود همه نعمت ها و دور شدن همه رنج ها  و کاستی ها از آثار رحمت او می باشد. پس این آیه دلیلی اجمالی است بر یگانگی او. سپس دلایل تفصیلی و مشروح را بیان کرده و می  فرماید:وَضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً قَرْيَةً كَانَتْ آمِنَةً مُّطْمَئِنَّةً يَأْتِيهَا رِزْقُهَا رَغَدًا مِّن كُلِّ مَكَانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللّهِ فَأَذَاقَهَا اللّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَالْخَوْفِ بِمَا كَانُواْ يَصْنَعُونَ خداوند (مردمان ) شهري را مثال مي زند که ايمن و آسوده بودند و از هر طرف روزيشان به گونۀ فراوان به سويشان سرازير مي شد، اما کفران نعمت خدا کردند و خداوند به خاطر کاري که انجام دادند لباس گرسنگي و هراس را به تن آنان کرد و طعم گرسنگي را بديشان چشانيد. 
وَلَقَدْ جَاءهُمْ رَسُولٌ مِّنْهُمْ فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمُ الْعَذَابُ وَهُمْ ظَالِمُونَ و به راستي پيامبري از خودشان به سوي آنان آمد و او را دروغگو انگاشتند و آنگاه در حالي که ستمکار بودند عذاب ايشان را فرا گرفت. 
اين شهر، مکه معظمه بود که در امن و امان به سر مي برد؛ هيچ کس در آن مورد حمله قرار نمي گرفت و جاهلان به آن احترام مي گذاشتند تا جايي که اگر کسي قاتل پدر و برادرش را در 