ْلَمُ مَا تَفْعَلُونَ) بي گمان خداوند مي داند آنچه را که مي کنيد، پس هر عمل کننده اي را طبق عملش و بر حسب نيت و هدفش سزا و جزا مي دهد. (وَلاَ تَكُونُواْ) و در شکستن پيمان هايشان از شت ترين الگو پيروي نکنيد، الگويي که بر زشتي و ناداني انجام دهندۀ آن دلالت مي نمايد، و آن نمونه (كَالَّتِي نَقَضَتْ غَزْلَهَا مِن بَعْدِ قُوَّةٍ) زني است که رشته هاي خود را محکم مي تابيدو پس از آن کاملاً تابيده شده و محکم مي گرديدند، رشتۀ خود را از هم وامي کرد، پس هم در تابيدن خسته شد و هم در واکردن رشته ها. پس جز ناکامي و خستگي و بر خردي سودي نبرد. همچنين کسي که پيمان خود را بشکند ستمگر و جاهل و بي خرد است و در دين و جوانمردي کمبود دارد، و همانند اين زن مي باشد. (تَتَّخِذُونَ أَيْمَانَكُمْ دَخَلاً بَيْنَكُمْ أَن تَكُونَ أُمَّةٌ) شما نبايد سوگندهايتان را در ميان مايۀ فريب سازيد تا گروهي از گروهي ديگر  فزونتر گردد. يعني شايسته نيست که سوگند موکد بخوريد و براي شکستن آن منتظر فرصت باشيد؛ به گونه اي که کسي که سوگند خورده است، اگر از نظر امکانات مادي و ضعيف باشد به سوگند خود وفا کند، اما نه به خاطر تعظيم سوگندي که خورده است ، بلکه به خاطر ناتواني در پرداخت جريمۀ نقض کردن سوگندش به ان وفا مي کند اما چنانچه کسي که سوگند خورده است از نظر امکانات مادي قوي باشد، و ببيند که شکستن سوگند به سود اوست بدون توجه به پيمان خدا و سوگند خود آن را مي شکند. همه ي اين کارها به تبعيت از هواهاي نفس و تقديم آن بر آنچه خدا از آنان خواسته است صورت مي گيرد. نيز اين کار بدان جهت صورت مي گيرد که هواي نفساني بر مروت انساني و اخلاقي پسنديده تقديم داشته شده است ، تا گروهي بر گروهي ديگر در تعداد و نيرو بيشتر گردد. (إِنَّمَا يَبْلُوكُمُ اللّهُ بِهِ ) بدون شک خداوند با وفاي به عهد، شما را مورد آزمايش قرار مي دهد، زيرا خداوند اسبابي را تدارک ديده است که به وسيلۀ آن راستگويي وفادار را مورد آزمايش قرار مي دهد و او را از فاسق بدبخت متمايز مي نمايد. (وَلَيُبَيِّنَنَّ لَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ ) و قطعاً خداوند در روز قيامت آنچه را که در آن اختلاف مي ورزيد برايتان آشکار مي سازد. پس هر کس را طبق عملش مجازات مي نمايد و عهد شکن و فريبکار را خوار مي گرداند.وَلَوْ شَاء اللّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلكِن يُضِلُّ مَن يَشَاء وَيَهْدِي مَن يَشَاء وَلَتُسْأَلُنَّ عَمَّا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ و اگر خداوند مي خواست شما را امتي واحد قرار مي داد، ولي هر کس را که بخواهد گمراه مي نمايد و هر کس را که بخواهد هدايت مي کند، و به طور قطع از آنچه مي کرديد پرسيده خواهيد شد. 
(وَلَوْ شَاء اللّهُ) و اگر خداوند مي خواست همه مردم را بر هدايت جمع مي نمود و آنان را (أُمَّةً وَاحِدَةً ) يک امت  قرار مي داد، اما تنها خداست که هدايت مي نمايد و گمراه مي سازد و هدايت کردن و گمراه نمودن کار اوست و تابع حکمت و عمل او مي باشد؛ به فضل خويش، هدايت را به کسي مي بخشد که مستحق آن است و کسي را که سزاوار هدايت نيست بر اساس عدالت خويش از آن محروم مي نمايد. (وَلَتُسْأَلُنَّ عَمَّا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ) واز خير و شري که مي کرديد پرسيده خواهيد شد، و خداوند به طور کامل و به منصفانه ترين وجه شما را بر آن سزا و جزا مي دهد.	وَلاَ تَتَّخِذُواْ أَيْمَانَكُمْ دَخَلاً بَيْنَكُمْ فَتَزِلَّ قَدَمٌ بَعْدَ ثُبُوتِهَا وَتَذُوقُواْ الْسُّوءَ بِمَا صَدَدتُّمْ عَن سَبِيلِ اللّهِ وَلَكُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ و سوگندهايتان را در ميان خود وسيلۀ فريب قرار ندهيد تا (مبادا) قدمي پس از استواري اش بلغزد، و به سبب جلوگيري از راه خدا عذاب بزرگي را بچشيد و در آخرت عذاب بزرگي داشته باشيد. 
(وَلاَ تَتَّخِذُواْ أَيْمَانَكُمْ دَخَلاً بَيْنَكُمْ ) و سوگندها و پيمانهايتان را تابع خواست ها خود مسازيد؛ هرگاه خواستيد به آن وفا کنيد و هرگاه دلتان خواست آن را بکشنيد ، زيرا اگر چنين کنيد گامهايتان پس از استوار شدن بر راه راست مي لغزد. (وَتَذُوقُواْ الْسُّوءَ ) و عذابي را بچشيد که شما را ناگوار آيد و به غم و اندوه اندازد (بِمَا صَدَدتُّمْ عَن سَبِيلِ اللّهِ( به سبب جلوگيري شما از راه خدا، بدانگاه که گمراه شديد و ديگران را گمراه نموديد، (وَلَكُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ) و در آخرت عذابي بزرگ و چند برابر خواهيد داشت.وَلاَ تَشْتَرُواْ بِعَهْدِ اللّهِ ثَمَنًا قَلِيلاً إِنَّمَا عِندَ اللّهِ هُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ و پيمان خدا را به بهاي اندک نفروشيد، بي گمان آنچه نزد خداست همان براي شما بهتر است اگر بدانيد. 
مَا عِندَكُمْ يَنفَدُ وَمَا عِندَ اللّهِ بَاقٍ وَلَنَجْزِيَنَّ الَّذِينَ صَبَرُواْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ  آنچه نزد شماست از ميان مي رود و آنچه نزد خداست ماندگار و باقي است و به شکيبايان به (حسب) نيکوترين آنچه مي کردند پاداش مي دهيم. 
مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ هر کس چه زن و چه مرد کار شايسته انجام دهد و مومن باشد بدو زندگي پاکيزه و خوشايندي مي بخشيم و پاداششان را طبق بهترين کارهايشان خواهيم داد. 
خداوند متعال بندگانش را از شکستن پيمانها و سوگندهايشان به خاطر برخورداري از منافع دنيا بر حذر داشته و مي فرمايد: (وَلاَ تَشْتَرُواْ بِعَهْدِ اللّهِ ثَمَنًا قَلِيلاً ) و پيمان خدا را به بهاي اندک نفروشيد، و به خاطر دنيا آن را نشکنيد ، بلکه به آن وفادار باشيد. (إِنَّمَا عِندَ اللّهِ) همانا پاداشي که در دنيا و آخرت نزد خداست براي کسي که خشنودي خدا را بر هر چيز ترجيح داده و به پيمان خدا وفا نموده است، (هُوَ خَيْرٌ(   اگر متاع فاني دنيا بهتر است (إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ) اگر شما بدانيد. 
نعمتهاي که نزد شماست فاني و ناپايدار است و آنچه نزد خدا مي باشد ماندگار و باقي است، بنابراين آنچه را که ماندگار و باقي است بر آنچه که از بين مي رود ترجيح دهيد، زيرا آنچه شما داريد گرچه خيلي زياد هم باشد، (يَنفَدُ ) از ميان مي رود و فنا مي شود (وَمَا عِندَ اللّهِ بَاقٍ(  و آنچه نزد خداوند است باقي مي ماند و از بين نمي رود. پس هر کس چيز فاني و بي ارزش را بر آنچه که ماندگار و با ارزش است ترجيح مي دهد عاقل نيست. و اين مانند فرمودۀ الهي است که فرموده است: (بل توثرون الحيوه الدنيا ، و الاخره خير و ابقي) بلکه زندگي دنيا را ترجيح مي دهيد حال آنکه آخرت بهتر و ماندگارتر است. (و ما عند الله خير للابرار) و آنچه نزد خداوند است براي نيکوکاران بهتر است . دراين آيات آدمي به زهد و بي توجهي به دنيا تشويق شده ، به ويژه زهدي که بر بندگان لازم است و آن زهد در اموري است که به زيان بنده مي باشد، و باعث مي شود بنده بدان 