 پس چگونه مشرکين آنها را به جاي خداوند مي پرستند. 
(وَبِنِعْمَتِ اللّهِ هُمْ يَكْفُرُونَ ) و به نعمت خداوند ناسپاسي مي کنند. و آن را انکار مي نمايند، و نعمت  الهي را در راستاي نافرماني خدا و کفر ورزيدن به او به کار مي گيرند؟ آيا اين بزرگترين ستم و بزرگترين فساد و بي خردي نيست؟وَيَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ يَمْلِكُ لَهُمْ رِزْقًا مِّنَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ شَيْئًا وَلاَ يَسْتَطِيعُونَ و به جاي خداوند چيزهايي را پرستش مي کنند که مالک کمترين رزقي در آسمانها و زمين براي آنان نيستند و نمي توانند (کاري را انجام دهند)
فَلاَ تَضْرِبُواْ لِلّهِ الأَمْثَالَ إِنَّ اللّهَ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ پس براي خدا شبيه و نظير قرار مي دهد، بي گمان خداوند مي داند و شما نمي دانيد. 
ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً عَبْدًا مَّمْلُوكًا لاَّ يَقْدِرُ عَلَى شَيْءٍ وَمَن رَّزَقْنَاهُ مِنَّا رِزْقًا حَسَنًا فَهُوَ يُنفِقُ مِنْهُ سِرًّا وَجَهْرًا هَلْ يَسْتَوُونَ الْحَمْدُ لِلّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ خداوند بردۀ مملوکي را به عنوان مثال ذکر مي کند که بر (انجام) هيچ چيز توانا نيست، و نيز کسي را مثل مي زند که از سوي خويش به او روزي پاکيزه و حلالي داده است، پس او در پنهان و آشکار از آن مي بخشد، آيا اين دو برابرند؟ ستايش خدا را سزاست، بلکه بيشتر آنان نمي دانند. 
وَضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً رَّجُلَيْنِ أَحَدُهُمَا أَبْكَمُ لاَ يَقْدِرُ عَلَىَ شَيْءٍ وَهُوَ كَلٌّ عَلَى مَوْلاهُ أَيْنَمَا يُوَجِّههُّ لاَ يَأْتِ بِخَيْرٍ هَلْ يَسْتَوِي هُوَ وَمَن يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَهُوَ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ و خداوند دو مرد را مثل مي زند که يکي از آنان گنگ است و بر انجام چيزي توانايي ندارد،  واو سربار خواجۀ خويش بوده و هر جا او را بفرستد خيري به بار نمي آورد. آيا او برابر با کسي است که به عدل و داد فرمان مي دهد و در راه راست قرار دارد؟
خداوند متعال از جهالت و ستمشان خبر مي دهد که به جاي او معبوداني را مي پرستند و آنها را شريک خدا قرار مي دهند در حالي که آن معبودان باطل در آسمانها و زمين اختيار روزي دادن را ندارند، و آنها باران و رزقي را فرو نمي فرستند، و هيچ چيزي از گياهان زمين را نمي رويانند به اندازۀ ذره اي در آسمانها و زمين مالک چيزي نيستند، و اختياري ندارند و نمي توانند اين کارها را بکنند، زيرا کسي که چيزي در اختيار ندارد، بعضي اوقات قدرت و توانايي دارد که هر کس با او ارتباط برقرار نمايد به او فايده برساند، اما اينها نه چيزي در اختيار دارند و نه قدرتي دارند. 
اين است صفت معبودان  آنها. پس چگونه آنها چنين معبودان باطلي را در رديف خدا قرار داده و آنها را مالک آسمانها و زمين که تمام فرمانروايي از آن اوست و ستايش کاملاً از آن اوست و تمام قدرت از آن اوست تشبيه کرده اند؟
بنابراين فرمود: (َفلاَ تَضْرِبُواْ لِلّهِ الأَمْثَالَ) براي خداوند مثلها نزنيد و براي او تشبيه و نظير قرار مدهيد، مثلهايي که بيانگر تساوي او و آفريده هايش باشد. (إِنَّ اللّهَ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ)همانا خداوند مي داند و شما نمي دانيد. 
پس بر ماست که بدون علم و آگاهي چيزي دربارۀ خدا نگوييم، و مثالهايي را که خداوند دانا بيان نموده است مد نظر قرار بدهيم. بنابراين خدا دو مثال براي خود و براي کساني که به جاي او پرستش مي شوند بيان کرده است؛ يکي بردۀ مملوکي که اختيار خودش را ندارد و داراي هيچ مال و ثروتي در دنيا نيست، و دومي که آزاد و ثروتمند است و خداوند از جانب خويش به او روزي فراوان بخشيده است. اين فرد، نيکوکار است و از آن مال آشکارا و پنهان مي بخشد. آيا اين فرد با آن برده برابر است؟ قطعاً برابر نيستند، با اينکه هر دو مخلوق اند، اما برابر بودنشان غير ممکن است. پس اگر اين دو يکسان نيستند چگونه مخلوق و بنده اي که ملک و قدرتي ندارد و از هر جهت نيازمند پروردگاري است که مالک همۀ دارايي هاست و بر هر چيزي توانا مي باشد با خداوند آفريننده که مالک تمام مالک است و بر هر چيزي تواناست برابر است؟
بنابراين خداوند از مقام والاي خويش تجليل بعمل آورده و هر نوع حمد و ستايش را خاص خود قرار داد و فرمود: (الْحَمْدُ لِلّهِ) هر نوع حمد و ستايش مخصوص خداست. انگار د راين سوال مطرح مي شود که اگر اينطور است پس پرا مشرکان معبودان خود را با «الله» برابر قرار مي دهند؟ به همين جهت فرمود: (بَلْ أَكْثَرُهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ ) بلکه بيشتر آنها نمي دانند، زيرا اگر واقعاً مي دانستند بر ارتکاب شرک جرأت نمي کردند. و مثال دوم، (رَّجُلَيْنِ أَحَدُهُمَا أَبْكَمُ لاَ يَقْدِرُ عَلَىَ شَيْءٍ ) مثال دو مرد است که يکي از آن دو گنگ است؛ نه مي شنود و نه حرف مي زند و بر انجام کمترين کاري تونايي ندارد. (وَهُوَ كَلٌّ عَلَى مَوْلاهُ ) و او سربار صاحب و خواجۀ خويش است. پس خواجه اش به وي خدمت مي کند و او نمي تواند کارهاي خود را انجام دهد، پس چنين کسي از هر جهت کمبود دارد، آيا او با کسي است که به عدل و داد فرمان مي دهد و بر راه راست قرار دارد و گفتارش عادلانه و درست است برابر مي باشد؟ پس همانگونه که اين دو مرد با هم برابر نيستند. کسي که به جاي خدا پرستش مي شود و توانايي انجام دادن کوچکترين کاري را ندارد و اگر خداوند به او قدرت ندهد هيچ کاري را نخواهد توانست انجام بدهد. با خداوند برابر نيست که جز عقل چيزي نمي فمرايد و جز کاري که به خاطر آن مورد ستايش قرار مي گيرد انجام نمي دهد.وَلِلّهِ غَيْبُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا أَمْرُ السَّاعَةِ إِلاَّ كَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ إِنَّ اللّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ و فقط خدا غيب آسمانها و زمين را مي داند و بس، و کار قيمت به اندازۀ چشم برهم زدن يا کمتر از آن است ، بي گمان خداوند بر هر کاري تواناست .
فقط خداوند غيب آسمانها و زمين را مي داند، و جز او کسي پوشيده ها و نهان ها و رازها را نمي داند. از جمله امور ناپيدا و پنهان دانستن قيامت است، پس هيچ کس جز خدا نمي داند قيامت کي بر پا مي شود، و وقوع قيامت به اندازۀ چشم بر هم زدن و يا کمتر از آن است، پس مردم از قبرهايشان به سوي محشر و رستاخيز بلند مي شوند و ديگر مهلتي داده نمي شود. (إِنَّ اللّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ) بي گمان خداوند بر انجام هر کاري تواناست .پس زنده کردن مردگان از دايرۀ قدرت فراگير الهي خارج نيست.وَاللّهُ أَخْرَجَكُم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لاَ تَعْلَمُونَ شَيْئًا وَجَعَلَ لَكُمُ الْسَّمْعَ وَالأَبْصَارَ وَالأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ و خداوند شما را از شکمهاي مادرانتان بيرون آورد که چيزي نمي دانستيد و او به شما گوش و چشم و دل داد تا سپاسگزاري کنيد. 
يعني فقط خداوند اين نعمت ها را داده است؛ (أَخْرَجَكُم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لاَ تَعْلَمُونَ شَيْئًا ) و شما را از شکمهاي ما