وردار هستيد، (فَمِنَ اللّهِ) همه از سوي خدا است، و هيچ کس در آن با خداوند شريک نيست (ثُمَّ إِذَا مَسَّكُمُ الضُّرُّ ) سپس چون زياني از قبيل فقر و بيماري و سختي به شما برسد، (فَإِلَيْهِ تَجْأَرُونَ ) او را با ناله و زاري به فرياد مي خوانيد. چون مي دانيد هيچ کس جز او زيان و سختي را دور نمي کند. پس عبادت تنها شايستۀ خدايي است که آنچه را دوست داريد به شما بخشيده و آنچه را که دوست نداريد از شما دور نموده است. 
اما بيشتر مردم بر خود ستم مي نمايند و نعمت الهي را که بر آنان انعام نمود است انکار مي کنند، و چون در حالت آسايش قرار بگيرند برخي از مخلوقات و آفريده هاي خداوند را که خودشان محتاج اندف شريک او مي سازند. بنابراين فرمود: 
(لِيَكْفُرُواْ بِمَا آتَيْنَاهُمْ) تا در حق آنچه به آنان بخشيده ايم، از قبيل اينکه آنها را از سختي ها نجات داديم و از مشقت رهانيديم ناسپاسي نمايند. (فَتَمَتَّعُواْ) پس اندکي از دنياي خود بهره مند شويد، (فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ ) بالاخره سرانجام کفرتان را خواهيد داشت.وَيَجْعَلُونَ لِمَا لاَ يَعْلَمُونَ نَصِيبًا مِّمَّا رَزَقْنَاهُمْ تَاللّهِ لَتُسْأَلُنَّ عَمَّا كُنتُمْ تَفْتَرُونَ و از آنچه به آنان روزي داده ايم بهره اي براي بتهايي که (چيزي) نمي دانند مقرر مي کنند. سوگند به خدا از آنچه به دروغ برمي تافتيد، سوال خواهيد شد. 
وَيَجْعَلُونَ لِلّهِ الْبَنَاتِ سُبْحَانَهُ وَلَهُم مَّا يَشْتَهُونَ و براي خداوند دختراني قرار مي دهند، (پاک است او) و براي خود آنچه دوست دارند (قرار مي دهند).
وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالأُنثَى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَهُوَ كَظِيمٌ و هرگاه به يکي از آنان مژده تولد دختر داده شود در حالي که خشم و اندوهش را فرو مي خورد چهره اش سياه مي گردد. 
يَتَوَارَى مِنَ الْقَوْمِ مِن سُوءِ مَا بُشِّرَ بِهِ أَيُمْسِكُهُ عَلَى هُونٍ أَمْ يَدُسُّهُ فِي التُّرَابِ أَلاَ سَاء مَا يَحْكُمُونَ به خاطر مژده بدي که به او داده مي شد خويشتن را از قوم و قبيله پنهان مي کرد، (با خودش مي گفت): آيا با خواري او را نگاه دارد يا وي را زنده به گور سازد؟ هان که چه قضاوت بدي مي کردند .
لِلَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ مَثَلُ السَّوْءِ وَلِلّهِ الْمَثَلُ الأَعْلَىَ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ کساني که به آخرت باور ندارند از وصف بدي برخوردارند، و صفت برتر از آن خداست، واو پيروزمند فرزانه است .
خداوند متعال از جهالت مشرکين و ستمگري شان و دروغ بستن آنها بر خدا خير داده و مي فرمايد: آنها براي بت هايشان که چيزي نمي داند و فايده و ضروري نمي توانند به کسي برسانند از روزي هايي که خداوند به ايشان داده بهره اي قرار مي دهند، پس مشرکان از رزق الهي براي شرک ورزيدن به خدا کمک مي گيرند، و به وسيلۀ روزي الهي به بت هايي که خود تراشيده اند تقريب و نزديکي مي جويند. همانطور که خداوند متعال فرموده است: 
(و جعلوا لله مما ذرا من الحرث و الانعم نصيبا فقالوا هذا لله بزعمهم و هذا لشرکائنا فما کان لشرکائهم فلا يصل الي الله) و مشرکان از آنچه خداوند از کشتزارها و چهارپايان پديد آورده است براي وي بهره اي مقرر کرده و به گمان خودشان گفتند: اين براي خداست، و اين براي بت هاي ما، پس آنچه که آنها براي بت هاي خود مقرر مي داشتند به خدا نمي رسيد. 
و خداوند متعال فرموده است: (تَاللّهِ لَتُسْأَلُنَّ عَمَّا كُنتُمْ تَفْتَرُونَ( سوگند به خدا که از اين دروغ و بهتان هايتان سوال خواهد شد خداوند مي فرمايد: (و الله اذن لکم ام علي الله تفترون ، و ما ظن الذين يفترون علي الله الکذب يوم القيمه) آيا خداوند شما را به اين فرمان داده يا بر خدا دروغ مي بنديد؟ و کساني که بر خدا دروغ مي بندند درباره ي عذابي که خداوند در روز قيامت به آنان مي چشاند چه گمان مي دارند؟ بدون شک خدا در روز قيامت آنها را به خاطر افترا و دروغ بستنشان به شدت مجازات مي نمايد. 
(وَيَجْعَلُونَ لِلّهِ الْبَنَاتِ سُبْحَانَهُ) و براي خداوند دختراني قرار مي دهند، خداوند پاک و منزه است . مشرکان در مورد فرشتگان که بندگان مقرب الهي هستند، مي گفتند: فرشتگان دختران خدا هستند (وَلَهُم مَّا يَشْتَهُونَ ) و براي خود آنچه دوست داشتند قرار مي دادند. آنان پسران را براي خود قرار مي دادند و به شدت دختران را ناپسند مي داشتند. 
(وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالأُنثَى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَهُوَ كَظِيمٌ(  و هرگاه به يکي از آنان مژده تولد دختر داده شود از شدت ناراحتي که به او دست مي داد چهره اش سياه مي گرديد. و حزن و تاسفي را که به هنگام مژده داده شدن به او دست مي داد، فرو مي خورد، و پيش هم نوعان خود احساس رسوايي و خواري مي کرد و به علت مژده بدي که به او دادهع مي شد خويشتن را از آنان پنهان مي کرد. 
سپس از فکر و انديشۀ فاسدش بهره مي گرفت که با اين دختر چکار کند؟ (أَيُمْسِكُهُ عَلَى هُونٍ) آيا او را نکشد و با سرشکستگي نگاهش دارد؟ (أَمْ يَدُسُّهُ فِي التُّرَابِ ) يا  او ر ازنده به گور نمايد؟ و خداوند به خاطر زنده به گور کردن دختران، مشرکين را مذمت و نکوهش نموده است، (أَلاَ سَاء مَا يَحْكُمُونَ ) هان  چه قضاوت بدي مي کردند . زيرا داشتن فرزندي را شايستۀ شکوه و عظمت خدا نيست به وي نسبت مي دادند. 
سپس به اين اکتفا نکردند، تا اينکه آنچه را که بدترين قسمت بود به خداوند نسبت دادند، و آن دختران بودند که آنها را براي خود ننگ و عار مي پنداشتند و از آنها بيزار بودند. پس چگونه چيزي را که براي خود نمي پسندند به خدا نسبت مي دهند؟ پس قضاوت آنها بسيار قضاوت بدي است. 
و از آن جا که اين صفت از صفت هاي بدي بود که مشرکين به خداوند نسبت مي دادند، فرمود (لِلَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ مَثَلُ السَّوْءِ) کساني که به آخرت باور ندارند داراي صفت بد و زشتي هستند . (وَلِلّهِ الْمَثَلُ الأَعْلَىَ) و صفت برتر از آن خداست، و آن تمام صفت هاي کمال است، زيرا کمال مطلق از آن خداست، و خداوند از هرگونه نقص و کمبودي مبرا است، و چون در دل بندگانش از جايگاه والايي برخوردار است همگي به سوي او بر مي گردند و او را دوست مي دارند و سر توبه و انابت را بر آستانش مي سايند .( وَهُوَ الْعَزِيزُ ) و او پيروزمند و با قدرت است و بر هر چيزي چيره است و همۀ مخلوقات منقاد اويند. (الْحَكِيمُ ) فرزانه و با حکمت است ؛ هر چيزي را در جاي مناسبش قرار مي دهد، پس به هيچ چيز امر نمي کند و از هيچ چيز نهي نمي نمايد مگر اينکه بر آن ستايش مي شود و بر کمال او در آن مورد حمد و ثنا قرار مي گيرد.وَلَوْ يُؤَاخِذُ اللّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِم مَّا تَرَكَ عَلَيْهَا مِن دَآبَّةٍ وَلَكِن يُؤَخِّرُهُمْ إلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى فَإِذَا جَاء أَجَلُهُمْ لاَ يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلاَ يَسْتَقْدِمُونَ و اگر خداوند مردمان را به سبب ستمشان کيفر مي داد هيچ جنبده اي را بر روي زمين باقي نمي گذاشت، ولي آنان را تا