رده و گفتند: اگر خواست خدا نبود آنها شرک نمي ورزيدند، و هيچ چيز را از چهارپاياني که خداوند حلال نموده حرام نمي شمردند، مانند «بحيره» و «حام» و «وسيله» و امثال آن. و اين دليل باطلي است، زيرا اگر اين دليل درست بود خداوند کساني را که پيش از ايشان بوده اند مجازات نمي کرد، زيرا پيشينيان وقتي که شرکت ورزيدند خداوند آنها را به شدت مجازات نمود. و اگر خداوند اين کار آنها را مي پسنديد هرگز آنان را عذاب نمي داد. و مشرکان از اين سخن هدفي جز رد کردن حقي که پيامبران آورده اند، ندارند. و گرنه آنها مي دانند که هيچ دليلي براي شرک ورزيدنشان ندارند، زيرا خداوند آنان را امر و نهي نموده و به آنها توانايي انجام چيزي را داده است که بدان مکلف شده اند، وکارهايشان از توانايي و خواستشان سرچشمه مي گيرد. پس متوسل شدن به تقدير و قضاي الهي از پوچ ترين دلايل است . و همه مي دانند که انسان توانايي انجام هر کاري را دارد، و هر چه که بخواهد انجام مي دهد. و اين قضيه جاي هيچ نزاع و جدلي نيست. پس مشرکان هم خدا و هم پيامبرانشان را تکذيب کردند، و هم امور عقلي و حسي را. (فَهَلْ عَلَى الرُّسُلِ إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبِينُ) پس آيا پيامبران وظيفه اي جز تبليغ روشن و آشکار که به دلها مي رسد و براي هيچ کس دليلي باقي نمي گذارد، دارند؟ پس وقتي پيامبران امر و نهي پروردگارشان را به آنان رساندند اما آنها براي مشرک شدن خود تقدير خدا را بهانه کردند، وظيفۀ پيامبران انجام شده و مسئوليت ديگري ندارند، و حساب مشرکان با خداست.وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولاً أَنِ اعْبُدُواْ اللّهَ وَاجْتَنِبُواْ الطَّاغُوتَ فَمِنْهُم مَّنْ هَدَى اللّهُ وَمِنْهُم مَّنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلالَةُ فَسِيرُواْ فِي الأَرْضِ فَانظُرُواْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ و به يقين ما به ميان هر امتي پيامبري را فرستاديم (تا به مردم بگويند): خداوند را بپرستيد و از طاغوت بپرهيزيد. پس از، ميان ايشان کساني بودند که خداوند آنها را هدايت کرد، و دسته اي ديگر نيز بودند که گمراهي بر آنها واجب گرديد. پس در زمين گردش کنيد و بنگريد که سرانجام تکذيب کنندگان چگونه شد. 
إِن تَحْرِصْ عَلَى هُدَاهُمْ فَإِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي مَن يُضِلُّ وَمَا لَهُم مِّن نَّاصِرِينَ اگر بر هدايت آنان آزمند باشي بدان که خداوند کسي را که گمراه نمايد هدايت نمي کند و آنان ياوراني ندارند. 
خداوند متعال خبر مي دهد که حجت او بر همۀ ملت ها اقامه شده و هيچ امت پسين يا پيشيني نبوده است مگر اينکه خداوند در ميان آنان پيامبري را مبعوث نموده است، و همۀ پيامبران بر تبليغ يک پيام و يک دين اتفاق داشته اند و آن پرستش خداوند يگانه است که شريکي ندارد، (أَنِ اعْبُدُواْ اللّهَ وَاجْتَنِبُواْ الطَّاغُوتَ) اينکه خدا را بپرستيد و از طاغوت بپرهيزيد. ملت ها بر حسب پذيرفتن دعوت پيامبران و نپذيرفتن آن به دو گروه تقسيم شده اند: (فَمِنْهُم مَّنْ هَدَى اللّهُ ) گروهي بودند که خداوند آنان را هدايت نمود و از پيامبران پيروي کردند و تعاليم آنها را آموخته و بدان عمل نمودند. (وَمِنْهُم مَّنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلالَةُ ) و کساني هم بودند که گمراهي بر آنها واجب گرديد و به بيراه رفتند (فَسِيرُواْ فِي الأَرْضِ). پس با جسم و قلبهايتان در زمين گردش کنيد. (فَانظُرُواْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ ) و بنگريد و ببينيد که سرانجام تکذيب کنندگان چگونه شد. زيرا چيزهاي عجيبي خواهيد ديد، و هيچ تکذيب کننده اي را نمي بينيد. مگر اينکه سرانجام او نابودي و هلاکت بوده است. 
(إِن تَحْرِصْ عَلَى هُدَاهُمْ ) اگر بر هدايت آنان آزمند باشي و تمام کوشش خود را در اين مورد مبذول داري (فَإِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي مَن يُضِلُّ ) بدان که خداوند کسي را که گمراه نمايد هدايت نمي کند، و چنانچه هر سببي را فراهم نمايد، جز خدا او را هدايت نمي کند. (وَمَا لَهُم مِّن نَّاصِرِينَ) و آنان ياوراني ندارند که آنها را از عذاب خداوند نجات دهد.وَأَقْسَمُواْ بِاللّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لاَ يَبْعَثُ اللّهُ مَن يَمُوتُ بَلَى وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا وَلـكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُونَ و به طور جدي به خدا سوگند خوردند که خداوند کسي را که مي ميراند زنده نمي گرداند، آري! اين وعدۀ راستين خداست ولي بيشتر مردم نمي دانند. 
لِيُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي يَخْتَلِفُونَ فِيهِ وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ كَفَرُواْ أَنَّهُمْ كَانُواْ كَاذِبِينَ تا آنچه را که در آن اختلاف مي ورزند براي ايشان روشن گرداند و تا کافران بدانند که آنان دروغگو بوده اند. 
إِنَّمَا قَوْلُنَا لِشَيْءٍ إِذَا أَرَدْنَاهُ أَن نَّقُولَ لَهُ كُن فَيَكُونُ ما هرگاه چيزي را بخواهيم فقط بدان مي گوييم: «باش»، پس فوراً مي شود 
خداوند متعال از مشرکان تکذيب کنندۀ پيامبرش خبر داده و مي فرمايد: (وَأَقْسَمُواْ بِاللّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ ) و براي تکذيب خداوند و اينکه وي نمي تواند مردگان را پس از اينکه خاک شدند زنده نمايد، موکدانه سوگند خوردند، خداوند نيز ادعاي آنها را تکذيب نموده و مي فرمايد: (بَلَى ) آري! خداوند مردگان را بر خواهد انگيخت و آنها را در روزي که در آن شکي نيست گرد مي آورد. (وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا ) زنده گرداندن مردگان وعدۀ راستين خدا است و آن را تغيير نمي دهد. (وَلـكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُونَ ) ولي بيشتر مردم نمي دانند. و به سبب ن اداني بزرگشان رستاخيز و روز جزا را انکار مي نمايند. 
سپس حکمت جزا و زنده گرداندن مردگان را بيان نمود و فرمود: (لِيُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي يَخْتَلِفُونَ فِيهِ) تا مسايل کوچک و بزرگي را که در آن اختلاف مي ورزند براي آنان بيان کند و حقايق را روشن گرداند. (وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ كَفَرُواْ أَنَّهُمْ كَانُواْ كَاذِبِينَ ) و تا کافران در آن هنگام که اعمالشان را مي بينند که مايۀ حسرتشان شده است، و در آن هنگام که فرمان پروردگارت فرا مي رسد مي بينند معبوداني که به جاي خدا مي پرستيدند هيزم جهنم مي شند، و در آن هنگام که درهم پيچيده شدن خورشيد و ماه و از هم پاشيدگي ستارگان را مشاهده مي نمايند، کساني که ماه و خورشيد و ستارگان را مي پرستيدند در مي يابند که اينها بندگان مسخر هستند و در همۀ حالت ها به خداوند نيازمندند، (تا در اين اوقات) دريابند که دروغگو بوده اند. و اين کارها براي خدا سخت و مشکل نيست، زيرا خداوند وقتي بخاهد چيزي را انجام دهد به آن فرمان مي دهد که بشو، پس آن چيز مي شود و پديد مي آيد، بدون اينکه نياز به کشمکش باشد، و بدون اينکه آن چيز از انجام يافتن امتناع ورزد. بلکه طبق آنچه خداوند خواسته است انجام مي يابد.وَالَّذِينَ هَاجَرُواْ فِي اللّهِ مِن بَعْدِ مَا ظُلِمُواْ لَنُبَوِّئَنَّهُمْ فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَلَأَجْرُ الآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُواْ يَعْلَمُونَ و آ