ي آيد نزديک است. (سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ ) او پاک و برتر از انباز و شرکايي است که شريک وي مي سازيد. پاک است از اينکه شريک و فرزند و همسر و همتايي داشته باشد، و پاک است از ديگر چيزهايي که شايستۀ شکوهش نيست يا با کمال او منافات داشته باشد. 
هنگامي که خويشتن را از آنچه که مشرکان او را بدان توصيف مي نمايد مبرا ساخت، به بيان وحي پرداخت که بر پيامبرانش نازل مي نمايد، و اين امري است که موجب مي شود در رابطه با بيان صفات کمالي که به خداوند نسبت داده مي شوند، از او تعبيت نمود. پس فرمود: (يُنَزِّلُ الْمَلآئِكَةَ بِالْرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ) فرشتگان را با وحي مي رستد که مايۀ حيات ارواح است، (عَلَى مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ) بر هر کس از بندگانش که صلاحيت بر دوش کشيدن بار رسالت او را داشته باشد و چکيده و محور دعوت همۀ پيامبران اين است که، (أَنْ أَنذِرُواْ أَنَّهُ لاَ إِلَـهَ إِلاَّ أَنَاْ) به مردم بياموزند هيچ معبودي به حقي جز «الله» وجود ندارد. يعني اساس دعوت پيامبران شناخت خدا و يگانه دانستن او در صفات الوهيت است. و اينکه خداوند به يگانگي پرستش شود. و پروردگار متعال اين مطلب را در تمامي کتابهايش و توسط همۀ پيامبرانش به صورت جدي تذکر داده است. و همۀ آيين ها را چنان تدوين نموده است که به سوي آن دعوت نمايند و با مخالفان اين طريقه مبارزه کنند، سپس دلايل اين امر را بيان نمود و فرمود:خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ بِالْحَقِّ تَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ آسمانها و زمين را به حق آفريده است. او از آنچه شريکش مي سازند برتر و والاتر است. 
خَلَقَ الإِنسَانَ مِن نُّطْفَةٍ فَإِذَا هُوَ خَصِيمٌ مُّبِينٌ انسان را از نطفه اي آفريده است، آنگاه ستيزه جويي آشکار است. 
وَالأَنْعَامَ خَلَقَهَا لَكُمْ فِيهَا دِفْءٌ وَمَنَافِعُ وَمِنْهَا تَأْكُلُونَ و چهارپايان را براي شما آفريده که در آنها برايتان وسيلۀ گرما و بهره هايي ديگر است،  واز آنها مي خوريد.
وَلَكُمْ فِيهَا جَمَالٌ حِينَ تُرِيحُونَ وَحِينَ تَسْرَحُونَ و برايتان در آنها زيبايي است وقتيکه آنها را (شامگاهان از چرا) باز مي آوريد و آنگاه که آنها را (بامدادن به چرا) روانه مي کنيد. 
وَتَحْمِلُ أَثْقَالَكُمْ إِلَى بَلَدٍ لَّمْ تَكُونُواْ بَالِغِيهِ إِلاَّ بِشِقِّ الأَنفُسِ إِنَّ رَبَّكُمْ لَرَؤُوفٌ رَّحِيمٌ و بارهايتان را به شهر و سرزميني حمل مي کنند که جز با رنج فراوان بدان نمي رسيد ، بي گمان پروردگارتان رئوف و مهربان است. 
وَالْخَيْلَ وَالْبِغَالَ وَالْحَمِيرَ لِتَرْكَبُوهَا وَزِينَةً وَيَخْلُقُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ و اسب ها و قاطرها و الاغها را آفريده تا بر آنها سوار شويد و زينتي باشند (براي شما)، و چيزهايي (ديگر) مي آفريند که شما نمي دانيد. 
وَعَلَى اللّهِ قَصْدُ السَّبِيلِ وَمِنْهَا جَآئِرٌ وَلَوْ شَاء لَهَدَاكُمْ أَجْمَعِينَ (و هدايت مردمان به) راه راست بر خدا است، و برخي از آن( راهها) بيراهه و کژ است، و اگر (خدا) مي خواست همۀ شما را هدايت مي کرد. 
اين سوره، سورۀ نعمت ها ناميده مي شود،زيرا خداوند در آغاز آن اصول و پآيه هاي برخورداري از نعمت ها را بيان نموده و در آخر نيز مکمل نعمت ها را ذکر کرده است. پس خبر داده که او آسمانها و زمين را به حق آفريده است، تا بندگان از راه تأمل در آفرينش آسمانها و زمين به عظمت آفرينندۀ آن و صفت هاي کمالي که دارد پي برده، و بدانند که او آسمانها و زمين را آفريده است تا بندگانش در آن سکني گزيده و طبق آموزه هاي شريعت و رهنمودهاي پيامبران وي را پرستش نمايند. بنابراين خودش را از شرک مشرکان مزه قرار داده و فرمود:( تَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ(  او از آنچه شرک مشرکان منزه و بالاتر و برتر است، زيرا او معبود به حق و خداي راستين است که عبادت و محبت و کرنش فقط سزاوار اوست. و چون آفرينش آسمانها و زمين را بيان کرد آنچه را که در زمين و آسمانها آفريده است نيز بيان نموده، و نخست از شريفترين و بهترين آنها آغاز کرد و فرمود: (خَلَقَ الإِنسَانَ مِن نُّطْفَةٍ) انسان را از نطفه اي آفريد و او را پرورش داد تا تبديل به انسان کاملي شد و تمام اعضاي ظاهري و باطني اش کامل گرديد و او را از نعمت هاي فراوانش برخوردار ساخت تا به کمال مطلوب برسد. اما بناگاه به خود مي نازد و افتخار مي کند. (فَإِذَا هُوَ خَصِيمٌ مُّبِينٌ ) احتمال دارد که معني اش اين باشد که انسان ناگهان دشمن پروردگارش مي شود و به او کفر مي ورزد و با پيامبرانش مجادله مي نمايد و آيات خدا را تکذيب مي کند، و آفرينش نخستين، نعمت هايي را که خداوند به او ارزاني نموده است فراموش مي کند، و از نعمت هايي که خداوند به او داده است در راستاي نافرماني وي است،اده مي نمايد. و احتمال دارد که معني اش اين باشد که خداوند انسان را از نطفه پديد  آورده و او را همچنان از حالتي به حالتي ديگر در مي آورد تا اينکه عاقل و سخنگو و داراي ذهن و فکر مي گردد و مجادله و جر و بحث مي نمايد. پس انسان بايد سپاسگزار پروردگارش باشد که او را به اين مرتبه از کمال و تعالي رسانيده است؛ مرتبه اي که براي او ممکن نبود بدان دست يابد. 
(وَالأَنْعَامَ خَلَقَهَا) و چهارپايان را براي شما آفريده و به خاطر منافع و مصلحتهايتان آفرسده است. از جمله منافع بزرگ چهارپايان يکي اين است که (لَكُمْ فِيهَا دِفْءٌ ) در آن براي شما وسيلۀ گرماست؛ چرا که از پشم و مو و پوست آن براي خود لباس و رختخواب تهيه مي کنيد. (وَمَنَافِعُ وَمِنْهَا تَأْكُلُونَ)و برايتان در آن  بهره هايي ديگر است،  واز گوشت آنها مي خوريد. (وَلَكُمْ فِيهَا جَمَالٌ حِينَ تُرِيحُونَ وَحِينَ تَسْرَحُونَ) و برايتان در حرکت و سکون آنها و هنگامي که به چرا مي روند و هنگام غروب که از صحرا باز مي گردند زيبايي است، و اين زيبايي عابد حيوانات نمي شود. به درستي که شما با آن خود را مي آراييد، همچنانکه به وسيله ي لباس ها و اولاد و مال هايتان خود را مي آراييد، و از اين کار به شگفتي در مي افتيد. 
(وَتَحْمِلُ أَثْقَالَكُمْ إِلَى بَلَدٍ لَّمْ تَكُونُواْ بَالِغِيهِ إِلاَّ بِشِقِّ الأَنفُسِ) و شما و باورهايتان را به شهر و سرزميني حمل مي کنند که جز با رنج دادن فراوان خويشتن به آن نمي رسيديد اما خداوند آنها را برايتان رام کرد، پس برخي از اين چهارپايان را سوار مي شويد و با برخي بارهايتان را حمل مي کنيد، تا خود را به شهرهاي دور و سرزمينهاي پهناور برسانيد. (إِنَّ رَبَّكُمْ لَرَؤُوفٌ رَّحِيمٌ) بي گمان پروردگارتان رئوف و مهربان است، زيرا آنچه را که بدان نياز داريد برايتان مسخر نموده است، پس آنگونه که شايستۀ شکوه و عظمت و گستردگي جود و احسانش است او را ستايش مي گوييم. 
(وَالْخَيْلَ وَالْبِغَالَ وَالْحَمِيرَ لِتَرْكَبُوهَا وَزِينَةً) و اسب ها و قاطرها و الاغها را برايتان آفريده و مسخر شما نمود تا بر آنها سوار شويد و زينتي باشند برايتان. يعني گاهي از 