آراسته ايم، زيرا اگر ستارگان نبودند آسمان چنين منظره اي زيبا و شگفت انگيز نداشت، و اين چيزي است که تماشاگران را به تامل و انديشه در وجود آن و نظر در معاني آن و استدلال نمودن به آن بر خداوند آفريدگارش فرا مي خواند. (وَحَفِظْنَاهَا مِن كُلِّ شَيْطَانٍ رَّجِيمٍ) و آسمان را از شر هر شيطان ملعون و رانده شده اي محفوظ داشته ايم و هرگاه شيطاني بخواهد از آنجا استراق سمع نمايد و دزدانه چيزي را گوش کند شهاب سنگها او را دنبال خواهند کرد. 
پس بيرون آسمان با ستارگان درخشان مزين شده، و درون آن از رسيدن هر آفتي مصون داشته شده است. 
(إِلاَّ مَنِ اسْتَرَقَ السَّمْعَ ) يعني گاهي اوقات برخي از شياطين دزدکي گوش فرا مي دهند و استراق سمع مي کنند، (فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ مُّبِينٌ ) بلافاصله شهاب سنگي روشن او را تعقيب مي کند، پس يا او را مي کشد و يا ديوانه اش مي گرداند. و چه بسا شهاب آن شيطان را دريابد قبل از اينکه خبر را به دوستش برساند. پس خبر آسمان به زمين نمي رسد. اما گاهي اوقات شيطان آن را خبر را به دوستش مي رساند قبل از اينکه شهاب سنگ او را دريابد، و صد دروغ ديگر به آن اضافه مي نمايد. سپس دوستش به خبر يا کلمه استدلال مي نمايد که از آسمان شنيده شده است. 
(وَالأَرْضَ مَدَدْنَاهَا) و زمين را گسترش داديم به گونه اي که انسانها و حيوانات بتوانند  در گوشه و اطراف آن راه بروند و از روزي هاي آن است،اده نمايند و در آن ساکن شوند. (وَأَلْقَيْنَا فِيهَا رَوَاسِيَ) و در آن کوههاي بزرگي قرار داده ايم تا آن را به اذن خدا استحکام بخشند و از تکان باز دارند .( وَأَنبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ شَيْءٍ مَّوْزُونٍ) و از هر چيز سنجيده اي در آن رويانده ايم. يعني هر چيز مفيدي که مردم بدان نياز داشته باشند در آن پديد آورده ايم، از قبيل درخت هاي خرما و انگور و انواع درختان و گياهان و معادن 
(وَجَعَلْنَا لَكُمْ فِيهَا مَعَايِشَ ) و در زمين براي شما اسباب زندگي از قبيل کشتزارها و چهارپايان و انواع و مشاغل و مکاسب پديد آورده ايم. (وَمَن لَّسْتُمْ لَهُ بِرَازِقِينَ ) و بردگان و کنيزان و چهار پاياني را در راستاي منافع و مصالحتان به شما بخشيده ايم که روزي آنها بر گردن شما نيست، بلکه خداوند آنها را به شما ارزاني نموده و خودش عهده دار روزي آنان مي باشد.وَمِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَإِنَّهُ لَلْحَقُّ مِن رَّبِّكَ وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ ، و از هر جا که بیرون شدی رو به سوی مسجدالحرام کن و همانا آن حق است و از جانب پروردگار تو است و خدا از آنچه می کنید بی خبر نیست.
وَمِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَحَيْثُ مَا كُنتُمْ فَوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ لِئَلاَّ يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَيْكُمْ حُجَّةٌ إِلاَّ الَّذِينَ ظَلَمُواْ مِنْهُمْ فَلاَ تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِي وَلأُتِمَّ نِعْمَتِي عَلَيْكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ، و از هرجا که بیرون آمدی رو به سوی مسجدالحرام کن و هرجا که بودید رو به سوی آن کنید تا مردم بر شما حجتی نداشته باشند. مگر ستمگران که از آنان نترسید و از من بترسید تا نعمتم را بر شما کامل گردانم، و تا هدایت شوید.
یعنی در سفرهایت و هرکجا که بیرون شدی. و این برای عموم است « فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ» به سوی مسجدالحرام رو کن. سپس به طور عموم امت را خطاب  نمود و فرمود: « وَحَيْثُ مَا كُنتُمْ فَوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ» و هرجا که بودید رو به سوی بیت الحرام کنید. 
و فرمود : « وَإِنَّهُ لَلْحَقُّ مِن رَّبِّكَ» با «إنّ» و «لام» آن را تاکید نمود تا کوچکترین شبهه ای در آن نباشد و گمان برده نشود رو کردن به کعبه یک امر دلخواه است، بلکه یک امر و دستور است و باید امتثال نمود. « وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ» و خداوند از آنچه می کنید بی خبر نیست، بلکه نسبت به همه حالت های شما اطلاع دارد، پس ادب را رعایت کنید و با اطاعت از دستورها و پرهیز از نواهی اش همواره وی را مراقب بدانید، زیرا خداوند از کارهایتان بی خبر نیست، بلکه شما را به طور کامل مجازات خواهد کرد؛ اگر عملیتان خیر باشد پاداش شما خیر است و اگر عملتان بد باشد پاداش شما خیر است و اگر عملتان بد باشد جزای بد خواهید یافت. « وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ» رو کردن به کعبه مشرّفه را برایتان مشروع نمودیم تا زبان اهل کتاب و مشرکین را نسبت به شما کوتاه کنیم . چون اگر پیامبر همچنان به بیت المقدس رو می کرد حجت علیه او اقامه می شد، زیرا اهل کتاب در کتاب هایشان می یابند که قبله همیشگی و پایدار پیامبر بیت الحرام است، و مشرکین نیز آنرا می دانند، و اگر محمد (ص) به این قبله رو نکند بهانه های آنان شروع شده و می گویند: چگونه پیامبر (ص) ادعا می کند که بر دین ابراهیم و از فرزندان اوست، در صورتی که قبله او را ترک کرده است؟ پس با رو کردن به قبله حجت بر اهل کتاب و مشرکین اقامه شد وحجت و بهانه آنها بر پیامبر قطع گردید. « إِلاَّ الَّذِينَ ظَلَمُواْ مِنْهُمْ» به جز کسانی از آنها که غیر منصفانه و ظالمانه استدلال کرده و برای اثبات ادعای خویش جز پیروی از خواست ها و آرزوهای نفسانی خود، هیچ سندی ندارند. پس راهی برای قانع کردن چنین افرادی نیست. همچنین شبهه ای که آنان مطرح می کنند از وجاهت و جایگاهی برخوردار نیست و نباید به آن بها داد، بنابراین خداوند فرمود: « فَلاَ تَخْشَوْهُمْ» پس، از آنها نترسید چون حجت هایشان باطل است و باطل خوار و بی ارزش است، و اهل باطل نیز بی ارزش و خوارند، به خلاف صاحب حق، زیرا حق، قدرت و عزتی دارد که موجب پیدایش خوف و خشیت در دل اهل آن می گردد. به همین جهت خداوند دستور داده است که مومنان از او بترسند، ترس از خدا اساس هر خیر و برکتی است، پس هرکس از خدا نترسد از سرپیچی و معصیت دست بر نمی دارد و از دستورات  او اطاعت نمی کند. 
در جریان تغییر قبله از بیت المقدس به سوی کعبه از طرف مسلمانان، فتنه و آشوب بزرگی روی داد، و اهل کتاب، منافقان و مشرکان به آن دامن زدند و در آن سخن ها گفتند و شبهات فراوانی پیرامون آن مطرح کردند، بنابراین خداوند آن را به کامل ترین صورت بیان کرد و با بکار بردن تاکیدات فراوانی در این آیات، بر این موضوع تاکید کرد.
1- از جمله این تاکیدها این است که خداوند سه بار فرمان داد رو به سوی کعبه کنند با اینکه یک بار کافی بود.
2- دستور و فرمان خدا یا برای پیامبر است و امت در آن داخل می باشد، و یا دستور به عموم امت است. اما در این آیه پیامبر را به صورت ویژه امر نمود و فرمود: « فَوَلِّ وَجْهَكَ» رو به آن کن. و در « فَوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ» تمام امت را به استقبال کعبه امر نمود.
3- خداوند همه بهانه ها و دلایل باطلی را که اهل کینه و عناد ایراد کردند، رد نمود. و تمام شبهات مطرح شده را باطل کرد، همان طور که پی