 به نزد ما نمي آوري تا بر درست بودن آنچه آورده اي گواهي دهند؟ و اين بزرگترين ستم و جهالت بود، ستم بودنش مشخص است، زيرا چنين سختي جرأت بر خدا و لجاجت محسوب شده و در واقع تعيين تکليف است براي خداوند زيرا آنان معجزاتي را مي طلبيدند که ارادۀ خداوند بر آن جاري نشده بود، حال آنکه اهدافي را که آنان از ظهور چنين معجزاتي تعقيب مي کردند با دلايل زيادي که بر صحت آنچه پيامبران آورده بود حاصل شده است. و اما جهالت بودنش از اين روست که آنها مصلحت خود را از آنچه که به زيانشان بود تشخيص نداده و ندانستند که چه چيزي به نفع آنها است، زيرا در فرو فرستادن فرشتگان خيري براي آنها نيست، بلکه خداوند فرشتگان را جز به حق نمي فرستد، و هر کس از آنان پيروي نکند و تسليم آنها نشود ديگر به او مهلت داده نمي شود. (وَمَا كَانُواْ إِذًا مُّنظَرِينَ) و هنگامي که فرشتگان فرو آيند، اگر ايمان نياورند که هرگز نخواهند آورد مهلت داده نمي شوند. پس آنان که فرو فرستاده فرشتگان را مي خواهند در واقع براي هلاکت و نابودي خويش شتاب مي ورزند. زيرا ايمان در دست آنها نيست، بلکه در دست خدا است. (ولو اننا انزلنا اليهم الملئکه و کلهم الموتي و حشرنا عليهم کل شي قبلاً ما کانوا ليومنوا الا ان يشاء الله و لکن اکثرهم يجهلون) و حتي اگر فرشتگان را به سوي آنان فرو فلرستيم و مردگان با آنان سخن بگويند و همه چيز را برايشان روبرو و آشکار سازيم (باز) ايمان نمي آورند مگر اينکه خداوند بخواهد، اما بيشترشان نمي دانند. 
اگر آنها راست مي گويند معجزات همين قرآن آنها را کافي است . بنابراين فرمود: (إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ ) ما قرآن را فرو فرستاده ايم که در آن هر مسئله و دلايل واضحي به صورت کاملاً روشن بيان شده است. و هر کس بخواهد اندرز بگيرد از آن اندرز مي گيرد. (وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ ) و همانا در هنگام نازل کردن و بعد از نازل نمودن آن ما نگهبانش هستيم. پس در حالت نازل کردن، آن را از دستبرد هر شيطان رجيمي محافظت مي نماييم و بعد از نزول، خداوند آن را در قلب پيامبر و سپس امتش به وديعه نهاد و کلماتش را از تغيير و تحريف محافظت نمود، و معاني و مفاهيم آن را در اينکه دستخوش تبديل و دگرگوني شود حفظ کرد. پس هيچ تحريف کننده اي مفاهيم آن را تحريف ننمايد مگر اينکه خداوند کسي را بر مي انگيزد که حق را بيان کند، و اين از بزرگترين معجزات الهي و نعمت هاي خداوندي بر بندگان مومنش مي باشد. و از جمله محافظت قرآن از سوي خدا اين است که پروردگار اهل قرآن را از دشمنانشان مصون نگاه مي دارد، و دشمني را بر آنان مسلط نمي گرداند که آنها را ريشه کن نمايد.وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ فِي شِيَعِ الأَوَّلِينَ و همانا پيش از تو (نيز) در ميان دسته ها و گروه هاي پيشين (پيامبراني را ) روانه کرده ايم. 
وَمَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلاَّ كَانُواْ بِهِ يَسْتَهْزِؤُونَ و هيچ فرستاده اي نزد ايشان نيامد مگر اينکه او را مسخره مي کردند. 
كَذَلِكَ نَسْلُكُهُ فِي قُلُوبِ الْمُجْرِمِينَ اينگونه آن (استهزاء) را به دلهاي گناهکاران داخل مي گردانيم. 
لاَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَقَدْ خَلَتْ سُنَّةُ الأَوَّلِينَ به آن ايمان نمي آورند، و شيوۀ اقوام پيشين همواره چنين بوده است. 
خداوند متعال به پيامبرش مي فرمايد: اگر مشرکان شما را تکذيب کردند نگران مباش، چرا که همواره شيوۀ امت هاي گذشته چنين بوده است. (وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ فِي شِيَعِ الأَوَّلِينَ ) و پيش از تو در ميان گروه ها و دسته هاي گذشته پيامبراني را فرستاده ايم. (وَمَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلاَّ كَانُواْ بِهِ يَسْتَهْزِؤُونَ(   و هيچ پيامبري نزد ايشان نيامد که آنها را به حق و هدايت دعوت کند مگر اينکه او را مسخره کردند. 
(كَذَلِكَ نَسْلُكُهُ فِي قُلُوبِ الْمُجْرِمِينَ ) همچنانکه تکذيب را در دل امت هاي پيشين جاي داديم، به همان شيوه نيز آن را در دل مجرمان قوم تو قرار مي دهيم؛ کساني که صفتشان ستمگري و افترا و تهمت زدن است. وقتي که دلهاي تکذيب کنندگان قومت در کفر و تکذيب و مسخره کردن پيامبران و ايمان نيارودن به آنان همانند دل هاي امت هاي پيشين شد آنان را گرفتار کفر و تکذيب و مسخره کردن و ايمان نياوردن ساختم. بنابراين فرمود: (لاَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَقَدْ خَلَتْ سُنَّةُ الأَوَّلِينَ) (تکذيب را به دل هاي گناهکاران قومت داخل مي گردانيم) تا به قرآن ايمان نياورند، در حالي که قانون خدا در مورد اقوام پيشين گذشته است که هر کس به آيات خدا ايمان نياورده هلاک و نابود مي گردد.وَلَوْ فَتَحْنَا عَلَيْهِم بَابًا مِّنَ السَّمَاء فَظَلُّواْ فِيهِ يَعْرُجُونَ و اگر دري از آسمان بر آنان بگشايم و ايشان همواره از آن بالا بروند. 
لَقَالُواْ إِنَّمَا سُكِّرَتْ أَبْصَارُنَا بَلْ نَحْنُ قَوْمٌ مَّسْحُورُونَ بي گمان خواهند گفت: «قطعاً ما چشم بندي شده ايم، بلکه گروهي جادو شده هستيم».
و اگر معجزۀ بزرگي براي ايشان بيايد و دري از آسمان بر آنان بگشاييم که از آن بالا بروند، و آن را به طور آشکار مشاهده کنند، بي گمان به خاطر ستمگري و عنادشان خواهند گفت: (إِنَّمَا سُكِّرَتْ أَبْصَارُنَا) قطعاً ما چشم بندي شده ايم و چيزي را که واقعيت ندارد مي بيينم، و اين معجزۀ بزرگ را انکار خواهند کرد. (بَلْ نَحْنُ قَوْمٌ مَّسْحُورُونَ ) مي گويند: بلکه ما گروهي جادو شده هستيم. يعني چيزي را که مي بينيم حقيقت ندارد، بکله جادو است و قومي که به اين حالت از عناد و انکار رسيده اند اميدي به هدايشتان نيست. 
سپس خداوند نشانه هايي را بيان کرد که بر حقانيت آنچه که پيامبران آورده اند دلالت مي نمايد، و فرمود:وَلَقَدْ جَعَلْنَا فِي السَّمَاء بُرُوجًا وَزَيَّنَّاهَا لِلنَّاظِرِينَ و بدون شک ما در آسمان برجهاي فلکي پديد آورده و آن را بر بينندگان آراسته ايم.
وَحَفِظْنَاهَا مِن كُلِّ شَيْطَانٍ رَّجِيمٍ و آن را از هر شيطان رانده شده اي محفوظ و مصون داشته ايم. 
إِلاَّ مَنِ اسْتَرَقَ السَّمْعَ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ مُّبِينٌ مگر کسي که دزدکي گوش فرا دهد که شهابي روشن او را دنبال مي کند. 
وَالأَرْضَ مَدَدْنَاهَا وَأَلْقَيْنَا فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ شَيْءٍ مَّوْزُونٍ و زمين را گسترانيديم و در آن کوههاي استوار پديد آورديم و هر چيز سنجيده اي در آن رويانديم 
وَجَعَلْنَا لَكُمْ فِيهَا مَعَايِشَ وَمَن لَّسْتُمْ لَهُ بِرَازِقِينَ و در آن براي شما و کساني که روزي دهندۀ آنها نيستيد اسباب زندگي قرار داده ايم. 
خداوند متعال ضمن بيان کمال اقتدار و رحمت خويش نسبت به بندگان مي فرمايد: (وَلَقَدْ جَعَلْنَا فِي السَّمَاء بُرُوجًا) و همانا در آسمان ستارگان و برجهاي آفريده ايم و نشانه هاي بزرگي پديد آورده ايم که انسان در تاريکي هاي دريا و خشکي به وسيلۀ آن رهياب مي شود. (وَزَيَّنَّاهَا لِلنَّاظِرِينَ) و آن را براي بينندگان 