مراهانت بر كشتي سوار شديد و بر آن استقرار يافتيد، و در ميان امواج حركت كرديد، خداوند را به خاطر اينكه شما را نجات بخشيده و سلامتي داده است ستايش كنيد. پس بگو: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي نَجَّانَا مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ«ستايش خداوندي را سزاست كه ما را از گروه ستمگران رهايي بخشيد». در اينجا خداوندي به نوح و همراهانش آموخت كه اين جمله را به عنوان شكر و ستايش خداوند و به پاس  اينكه آنها را از عمل و عذاب ستمكاران رهايي بخشيد، بگويند.
وَقُل رَّبِّ أَنزِلْنِي مُنزَلًا مُّبَارَكًا و بگو «پروردگار! مرا در جايگاه و منزلي خجسته فرود بياور وَأَنتَ خَيْرُ الْمُنزِلِينَ و تو بهترين فرود آوردندگاني» يعني ديگر هست و از خداوند بخواهيد تا آن را به شما بدهد، و آن اين است كه منزل و جايگاه شما را خجسته و با بركت نمايد. پس خداوند دعاي نوح را پذيرفت: قضي الامر و استوت علي الجودي و قيل بعدا القوم الظمين و كار تمام شد، «هلاكت باد براي گروه ستمگران. قيل ينوح اهبط بسلم منا و بركت عليك و عل يامم ممن معك گفته شد: «اي نوح! با سلامتي از جانب ما و بركتهايي كه برتو و بر مردماني كه همراه نو هستند، فرود بيا».
إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ  بدون شك در اين داستان نشانههايي است دال بر اين كه تنها خداوند معبود است، و نوح پيامبر راستگوي اوست، و قومش دروغ ميگويند، و اينكه خداوند نسبت به بندگانش مهربان است و انسانها را در صلب و كمر پدرشان نوح و در كشتي نگاه داشت، آنگاه  كه تمام اهل زمين غرق شدند.
و كشتي نيز از آيات و نشانههاي خداوند است: و لقد تركنها ايه فهل من مدكر و آن را به عنوان نشانهاي به جاي گذاشتيم، آيا پند پذيرندهاي هست؟ بنابراين آيات را به صورت جمع ذكر نمود چون بر چندين نشانه و مطلب دلالت مينمايند. وَإِن كُنَّا لَمُبْتَلِينَ و به طور مسلم ما آزمايش مينماييم.ثُمَّ أَنشَأْنَا مِن بَعْدِهِمْ قَرْنًا آخَرِينَ آنگاه  پس از آنان مردماني ديگر پديد آورديم.
فَأَرْسَلْنَا فِيهِمْ رَسُولًا مِنْهُمْ أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ أَفَلَا تَتَّقُونَ و پيامبري از خودشان به [ميان] آنان فرستاديم كه فقط خداوند را بپرستيد، زيرا جز او معبود به حقي نداريد. آيا نميپرهيزيد؟!
وَقَالَ الْمَلَأُ مِن قَوْمِهِ الَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِلِقَاء الْآخِرَةِ وَأَتْرَفْنَاهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا مَا هَذَا إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يَأْكُلُ مِمَّا تَأْكُلُونَ مِنْهُ وَيَشْرَبُ مِمَّا تَشْرَبُونَ و اشرافيان قومش كه كفر ورزيدند و فرا رسيدن قيامت را قبول نداشتند، و به آنان در زندگاني دنيا آسايش داده بوديم، گفتند: «اين جز انساني همانند شما نيست، از آنچه ميخوريد، ميخورد، و از آنچه مينوشيد، مينوشد».
وَلَئِنْ أَطَعْتُم بَشَرًا مِثْلَكُمْ إِنَّكُمْ إِذًا لَّخَاسِرُونَ و اگر از انساني مانند خود پيروي كنيد آنگاه شما زيانكار خواهيد بود.
أَيَعِدُكُمْ أَنَّكُمْ إِذَا مِتُّمْ وَكُنتُمْ تُرَابًا وَعِظَامًا أَنَّكُم مُّخْرَجُونَ آيا به شما وعده ميدهد كه چون بميريد و تبديل به خاك و استخوان گرديد شما [بار ديگر زنده ميگرديد، و] از گورها خارج گردانده ميشويد؟!
هَيْهَاتَ هَيْهَاتَ لِمَا تُوعَدُونَ آنچه به شما وعده داده ميشود دور دور است.
إِنْ هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا نَمُوتُ وَنَحْيَا وَمَا نَحْنُ بِمَبْعُوثِينَ جز زندگاني اين جهان ما [هيچ زندگي و حياتي] وجود ندارد[گروهي از ما] زنده ميشويم، و ما برانگيخته نخواهيم شد.
إِنْ هُوَ إِلَّا رَجُلٌ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا وَمَا نَحْنُ لَهُ بِمُؤْمِنِينَ و او جز مردي نيست كه بر خدا دروغ بسته است و ما به او ايمان نميآوريم.
قَالَ رَبِّ انصُرْنِي بِمَا كَذَّبُونِ گفت: «پروردگارا! ياريام كن به سبب اينكه مرا دروغگو انگاشتند».
قَالَ عَمَّا قَلِيلٍ لَيُصْبِحُنَّ نَادِمِينَ فرمود: «پس از اندك زماني پشيمان ميشوند».
فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ بِالْحَقِّ فَجَعَلْنَاهُمْ غُثَاء فَبُعْدًا لِّلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ناگهان صداي بلند [و مرگبار، آنان را به سبب استقامتي كه در برابر حق داشتند] فرا گرفت و آنان را [مانند] خاشاكي كه بر آب افتاده است گردانيديم، پس نفرين بر گروه ستمكاران.
وقتي خداوند از نوح و قومش و اينكه آنها را هلاك كرد سخن به ميان آورد، فرمود: ثُمَّ أَنشَأْنَا مِن بَعْدِهِمْ قَرْنًا آخَرِينَ آنگاه  پس از آنان مردماني ديگر پديد آورديم. ظاهراً اين نسل «ثمود» همان قوم صالح عليه السلام ميباشند، چون اين داستان مشابه و همانند داستان آنهاست. فَأَرْسَلْنَا فِيهِمْ رَسُولًا مِنْهُمْ پس پيغمبري از خودشان كه نسب و نژاد و صداقتش را ميشناختند به ميان آنها فرستاديم، چون وقتي كه پيامبر از خودشان باشد زودتر فرمان ميبرند و موجب گريز آنها نميشود. و آن پيامبر ملت خويش را به آنچه كه پيامبران ملتهاي خود را به سوي آن دعوت كردند دعوت داد، و چنين گفت: أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ خدا را بپرستيد، زيرا جز او معبود به حقي نداريد. پس همة پيامبران بر اين دعوت اتفاق نمودهاند و اين اولين چيزي بوده است كه امتهاي خود را به سوي آن دعوت كردهاند؛ اينكه فقط خدا را پرستش نماييد، و از عبادت غير او نهي نموده و خبر دادهاند كه پرسستش غر خدا باطل و پوچ است. بنابر اين فرمود: أَفَلَا تَتَّقُونَ آيا از پروردگارتان نميهراسيد تا از پرستش اين بتها پرهيز كنيد!
وَقَالَ الْمَلَأُ مِن قَوْمِهِ الَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِلِقَاء الْآخِرَةِ وَأَتْرَفْنَاهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا و سران و اشرافي كه كفر ورزيده و سر ستيز داشتند و قيامت و جزا را قبول نداشتند، و آنها را در زندگاني دنيا ناز و نعمت داده بوديم، به منظور مخالفت با پيامبرشان و تكذيب وي و بر حذر داشتن مردم از او، گفتند: ما هَذَا إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ اين پيامبر انساني همچون شما ميباشد، كه يَأْكُلُ مِمَّا تَأْكُلُونَ مِنْهُ وَيَشْرَبُ مِمَّا تَشْرَبُونَ از چيزهايي ميخورد كه شما ميخوريد و از همان چيزهايي مينوشد كه شما مينوشيد. پس چه برتري و فضيلتي بر شما دارد؟ رسول ميبايست فرشتهي باشد كه غذا نخورد و آب ننوشد.
وَلَئِنْ أَطَعْتُم بَشَرًا مِثْلَكُمْ إِنَّكُمْ إِذًا لَّخَاسِرُونَ و اگر از پيامبر پيروي كنيد و او را رئيس خود قرار دهيد، حال آنكه او همانند شما انسان است، بيگمان عقلهايتان را از دست دادهايد، و از كارتان پشيمان خواهيد شد. عجب است! زيرا در حقيقت زيامندي و پشيماني بهرة كساني است كه از او پيروي نكرده و فرمانش نبردند. و ناداني و بيخردي بزرگ از كسي سرزده كه از اطاعت انساني كه خداوند وي را برگزيده و او را با رسالت خود برتري داده امتناع ورزيده و به پرستش درخت و سنگ گرفتار شده است. اين همانند گفتة ايشان است كه 