ت های شرعی باعث عبرت آمیزی و بازآمدن از جنایت است، و این بیانگر حکمت خداوند حکیم و  بخشنده است. و« حَیوَةُ» را به صورت « نکره » ذکر کرد، تا مفید تعظیم و تکثیر باشد.
و از آن جا که حقیقت این حکم را جز کسانی که دارای عقل کامل و درک عمیق هستند، نمی دانند، فقط آنها را مورد خطاب قرار داده است. و این دلالت می نماید که خداوند دوست دارد بندگانش از افکار و عقل هایشان بهره بگیرند و در حکمت های احکام الهی و مصالحی که بر کمال خداوند و کمال حکمت و عدل و رحمت گسترده اش دلالت می نمایند، بیندیشند. و  از این آیه استنباط می شود که هرکس در راستای فهم حکمت و تدبیر خدا در جهان هستی از عقل و خرد خویش بهره بگیرد سزاوار ستایش است و از خردمندانی است که خطاب الهی متوجه فضیلت و شرافت برای قومی که می اندیشند کافی است. « لَعَلَّكُمْ تَتَّقُون» باشد که تقوی پیشه کنید. چون هرکس که پروردگارش را بشناسد، اسرار بزرگ و  حکمت های شگفت انگیز و نشانه های والایی را که در دین و شریعت الهی است می شناسد، و این باعث می شود تا تسلیم فرمان خدا شود و گناهانش را  بزرگ بپندارد و آنها را ترک نماید. پس با داشتن چنین اوصافی سزاوار است که از پرهیزگاران باشد.وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ كَانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّيَّتَهُ أَوْلِيَاء مِن دُونِي وَهُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلًا و به ياد آور آنگاه که ما به فرشتگان گفتيم:«براي آدم سجده کنيد» پس آنان همگي سجده کردند، مگر ابليس که از جن بوده و از فرمان پروردگارش سرپيچي کرد. آيا به غير از من او و فرزندانش را سرپرست و مددکار خو مي گيريد، حال آنکه ايشان دشمنان شما هستند؟ ستمگران چه عوض بدي دارند. 
خداوند از دشمني ابليس با آدم و فرزندانش خبر داده و مي فرمايد؛ خداوند فرشتگان را فرمان داد تا براي احترام و بزرگرداشت آدم و به منظور امتثال فرمان الهي، براي وي سجده کنند. فرشتگان جملگي دستور خداوند را اطاعت کردند. (إِلَّا إِبْلِيسَ كَانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ) مگر ابليس که از جن ها بوده و از فرمان پروردگارش سرپيچي کرد و گفت: (ءاسجد لمن خلقت طيبا) . آيا براي کسي سجده کنم که او را از خاک آفريده اي؟ او گفت: (انا خير منه) من از آدم بهترم. پس با اين کارش دشمني او با خدا و با پدرتان آدم و با شما مشخص گرديد، (أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّيَّتَهُ أَوْلِيَاء مِن دُونِي وَهُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ ) پس چگونه شيطان و فرزندانش را به دوستي و مددکاري خود مي گيريد حال آنکه انان دشمنان شما هستند؟ (بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلًا ) بد چيزي است آنچه که از ولايت شيطاني براي خود برگزيدند، شيطاني که آنان را جز به فساد و فحشا دستور نمي دهد. [آري! بد چيزي است اين ولايت که آنرا ترجيح دادند] بر ولايت خداوند مهربان که تمامي سعادت و رستگاري و سرور در ولايت و سرپرستي اوست. 
اين آيه انسان را تشويق مي نمايد که شيطان را دشمن خود بگرد، و فريب او را نخورد. نيز سببي را که باعث مي شود انسان ، شيطان را به دوستي بگيرد بيان نمود و مي فرمايد: اين کار را جز ستمگر انجام نمي دهد. و چه ظلم و ستمي بالاتر از اين است که کسي دشمن حقيقي اش را به دوستي بگيرد و از دوستي خداوند ياور و کارساز چشم پوشي نمايد؟ 
خداوند متعال فرموده است: (الله ولي الذين ءآمنوا يخرجهم من الظلمت الي النور و الذين کفراو اولياوهم الطغوت يخرجونهم من النور الي الظلمات) خداوند ياور و مددکار مومنان است؛ آنان را از تاريکي ها به سوي نور بيرون مي آورد. و دوست و ياور کافران [انسانهاي] طاغوت [صفت اند] که آنها را روشنايي به سوي تاريکي بيرون مي آورند. 
و خداوند متعال مي فرمايد: (انهم اتخذوا الشيطين اولياء من دون الله) آنان شيطان ها را به جاي خداوند به دوستي و مددکاري گرفتند.مَا أَشْهَدتُّهُمْ خَلْقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلَا خَلْقَ أَنفُسِهِمْ وَمَا كُنتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّينَ عَضُدًا آنان را نه در آفرينش آسمانها وز مين و نه در افرينش خودشان به شاهد نگرفته، و گمراهان را دستيار و مددکار خود نساخته ايم. 
وَيَوْمَ يَقُولُ نَادُوا شُرَكَائِيَ الَّذِينَ زَعَمْتُمْ فَدَعَوْهُمْ فَلَمْ يَسْتَجِيبُوا لَهُمْ وَجَعَلْنَا بَيْنَهُم مَّوْبِقًا و [ياد کن] روزي را که خداوند مي فرمايد: «شريک هايي را که براي من گمان مي برديد صدا بزنيد» و آنان شريک ها را صدا مي زنند، و آنها به نداي ايشان پاسخ نمي دهند، و ميانشان مهلکه اي قرار مي دهيم که آنان را از يکديگر جدا مي نمايد. 
خداوند متعال مي فرمايد شيطان و گمراهان را به هنگام آفرينش آسمانها و زمين و به هنگام آفرينش خودشان حاضر نکرده ام.  يعني نه آنها را بر افرينش مخلوقات گواه گرفته و نه در اين خصوص با آنها مشورت کرده ام، پس چگونه آنها مي توانند آفرينندۀ چيزي باشند؟ بلکه تنها خداوند است که مي آفريند و به تدبير امور مي پردازد. حکمت و تقدير تنها از آن اوست، و او آفريندۀ همه چيز است، و طبق حکمت خود در آن تصرف مي نمايد. پس چگونه شياطين شريک او قرار داده شده، و همانند خداوند مورد محبت قرار مي گيرند و از آنها اطاعت مي شود؟ حال آنکه شيطان ها چيزي نيافريده و شاهد هيچ آفرينشي نبوده و خداوند را کمک نکرده اند؟ بنابراين فرمود: (وَمَا كُنتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّينَ عَضُدًا) و گمراهان را معاون و ياور خود نساخته ايم. که در کاري از کارها با من همکاري داشته باشند. يعني چنين چيزي شايسته و سزاوار خداوند نمي باشد که به آنها بهره اي از تدبير امور بدهد، چون آنها در گمراه کردن مردم و دشمني با پروردگارشان تلاش مي کنند، پس سزاوار است که آنها را به کلي طرد نمايد. 
پس از آنکه خداوند از حالت فردي خبر داد که در دنيا به خدا شرک ورزيده است و اين عمل را باطل گرداند  و به جالت و بي خردي صاحب آن حکم نمود، از حال مشرکان در روز قيامت، و آنچه را که شريک خدا نموده اند، خبر داد؛ آنگاه که خداوند به آنها مي فرمايد: (نَادُوا شُرَكَائِيَ ) آنهايي که به گمان فاسد خود انباز و شريک من مي کرديد صدا بزنيد، چرا که در حقيقت خداوند هيچ شريکي در اسمان و زمين ندارد. آنها را صدا بزنيد، تا به شما فايده اي برسانند و شما را از سختي ها برهانند. (فَدَعَوْهُمْ فَلَمْ يَسْتَجِيبُوا لَهُمْ) پس آنها را صدا مي زنند، اما ندايشان را پاسخ نمي دهند، چون فرمانروايي و حکمراني در آن روز فقط از آن خداوند است، و هيچ کس به اندازۀ ذره اي نمي تواند براي خود و ديگران نفعي بياورد. 
(وَجَعَلْنَا بَيْنَهُم مَّوْبِقًا ) و ميان مشرکان و آنچه انباز خدا کرده بودند مهلکه اي قرار مي دهيم که آنها را از هم جدا نموده، و از يکديگر دور مي کند و در اين هنگام دشمني شرکا با کساني که آنها را انباز و همتاي خدا قرار داده و به پروردگارشان کفر ورزيده بودند مشخص مي شود و از يک