<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:2.xml">تفسير راستين</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:11.xml">آيه 1 الي 82</a><a class="folder" href="w:html:44.xml">آيه 83 الي 141</a></body></html>يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصَاصُ فِي الْقَتْلَى الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالأُنثَى بِالأُنثَى فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَأَدَاء إِلَيْهِ بِإِحْسَانٍ ذَلِكَ تَخْفِيفٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَرَحْمَةٌ فَمَنِ اعْتَدَى بَعْدَ ذَلِكَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِيمٌ ، ای کسانی که ایمان آورده اید! در مورد کشته شدگان قصاص بر شما مقرر شده است؛ آزاد در برابر آزاد، و برده در برابر برده، و زن در برابر زن، پس هرکسی که از جانب برادرش برای او چیزی بخشوده شد، به خوبی پیروی کند و به نیکی دیه را به او بپردازد. این تخفیف و رحمتی از جانب پروردگارتان برای شماست، پس هرکس بعد از این تجاوز کرد برای او عذابی دردناک است.
وَلَكُمْ فِي الْقِصَاصِ حَيَاةٌ يَاْ أُولِيْ الأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُون ، و برایتان در قصاص زندگانی است ای خردمندان تا پرهیزگار باشید.
خداوند بر بندگان مومن خویش منت می نهد که « الْقِصَاصُ فِي الْقَتْلَى» برابری در قصاص را بر آنها فرض گردانیده است و این که قاتل به همان صورتی کشته شود که مقتول کشته شده است. این عمل در واقع اقامه عدل و انصاف بین بندگان است. و مخاطب قرار دادن عموم مومنان دلیل بر این است که بر همه آنها، حتی بر وارثان قاتل و برخود قاتل واجب است تا به ولی مقتول کمک کنند، به نحوی که اگر خواست قصاص نماید باید قاتل واجب است تا به ولی مقتول کمک کنند، به نحوی که اگر خواست قصاص نماید باید قاتل را در دسترس او قرار دهند، و برای آنها جایز نیست که از اجرای این حسد جلوگیری کنند، و ولّی را از قصاص گرفتن  باز دارند، آن گونه که رسم جاهلیت و کسانی که مانند آنها بودند، بر آن جاری بود.
سپس خداوند متعال به صورت مفصل به بیان «قصاص» پرداخت و فرمود: « الْحُرُّ بِالْحُرِّ» آزاد در برابر آزاد . « منطوق» آیه بیانگر آن است که باید مرد در برابر مرد کشته شود. « وَالأُنثَى بِالأُنثَى» و زن در برابر زن، و نیز قصاص زن در برابر مرد، و مرد در برابر زن از مفهوم آیه برداشت می شود. 
پس منطوق آیه مقدم است بر مفهوم آن. و در سنت هم آمده است که مرد به خاطر کشتن زن کشته می شود. اما پدر و مادر هر اندازه مرتبه ی آنان بالا رود ، مانند : پدر بزرگ و پدرِ پدر بزرگ، و مادر بزرگ و مادرِ مادر بزرگ و .... . از این حکم خارج هستند، پس آنها به سبب کشتن فرزندشان قصاص نمی شوند، چون در حدیث چنین آمده است. و فرموده خداوند « الْقِصَاصُ» بیانگر آن است که عادلانه نیست پدر به سبب کشتن  فرزندش کشته شود چون در قلب پدر چنان مهربانی و شفقتی وجود دارد که او را از کشتن  فرزندش منع می کند. مگر اینکه در عقلش اختلال به وجود آمده باشد، و یا اینکه فرزندش او را به شدت اذیت کند. همچنین در سنت وارد شده است که مسلمان به خاطر کشتن کافر وارد شده است که  مسلمان به خاطر کشتن کافر کشته نمی شود ، پس این نیز از عموم آیه خارج می باشد. ضمن اینکه آیه فقط خطاب به مومنان است. ضمن اینکه آیا فقط خطاب به مومنان است . و نیز عادلانه نیست که دوست خدا به سبب کشتن دشمن خدا کشته شود. « وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ» و برده در برابر برده کشته می شود چه مرد باشد چه زن؛ قیمتشان برابر باشد یا متفاوت.
و مفهوم آیه بیانگر آن است که آزاد در برابر  برده کشته نمیشود، چون آزاد با برده برابر نیست. برخی از علما با استناد به مفهوم « وَالأُنثَى بِالأُنثَى» گفته اند: کشتن مرد در برابر زن جایز نیست. و قبلا گفتیم که در سنت وارد شده است که مرد به سبب کشتن زن کشته می شود.
این آیه بیانگر آن است که اصل، واجب بودن قصاص قاتل است، و دیه بدل قتل است. بنابراین فرمود: « فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْءٌ» چنانچه ولی مقتول از کشتن قاتل گذشت نمود وبه دیه روی آورد، یا اینکه بعضی از اولیای مقتول از کشتن قاتل صرف نظر کردند، قصاص ساقط می گردد یا دیه گرفتن اختیار و انتخاب با ولّی مقتول است. پس وقتی ولی مقتول از قاتل گذشت نمود، بر او واجب می گردد که قضیه را « بِالْمَعْرُوفِ» به خوبی دنبال نماید بدون اینکه بر قاتل سخت بگیرد، و نباید او را به چیزی وادار نماید که در توانش نیست، بلکه باید به خوبی از او دیه بگیرد و او را در تنگنا قرار ندهد. و بر قاتل لازم است « وَأَدَاء إِلَيْهِ بِإِحْسَانٍ» که بدون تاخیر، و بدون کم و کاست، و با ادب و متانت کامل دیه را بپردازد.
پس آیا جزای کار نیکی که ولّی مقتول با او کرده و وی را بخشوده است جز پرداخت دیه به نحو احسن چیز دیگری است؟ و در رابطه با ادای همه حقوقی که بر ذمه آدمی تعلق می گیرد، به نیک رفتاری دستور داده شده است؛ به صاحب حق دستور داده شده است که به خوبی حقش را پیگیری نماید، و به کسی که حق بر گردن اوست دستور داده شده است به نیکی آن را ادا نماید . و خداوند متعال در این بخش از آیه : « فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ» مسلمانان را به صرف نظر کردن از کشتن قاتل و گرفتن دیه تشویق کرده است، و بهتر آن است که قاتل را بدون گرفتن دیه آزاد کرد. و سخن خداوند که می فرماید: « أَخِيهِ» بیانگر آن است که قاتل، کافر نیست، چون منظور از برادر در اینجا برادر ایمانی است، پس او با ارتکاب قتل از دایره ایمان بیرون نمی رود، و به طریق اولی کسی که مرتکب گناهانی می شود که از کفر پایین ترند کافر نمی شود، بلکه به سبب ارتکاب گناه، ایمانش دچار نقص و کمبود می گردد. و هرگاه اولیای مقتول گذشت کردند یا بعضی از آنها گذشت نمودند، خون قاتل مصون خواهد بود . پس « فَمَنِ اعْتَدَى بَعْدَ ذَلِكَ» هرکس بعد از گذشت کردن، تجاوز کرد. « فَلَهُ عَذَابٌ أَلِيمٌ» در آخرت برای او عذابی دردناک است. و اما حکم کشته شدن متجاوز از آیه های گذشته فهم می شود، چون او یک نفر همانند خود را کشته است، پس بدین سبب کشتن او واجب می شود. و عده ای « عذاب دردناک» را به « قتل» تفسیر نموده و گفتنه اند: آیه بیانگر آن است که کشتن او تعیین می گردد و جایز نیست او را عفو نمود . و بعضی از علما نیز چنین گفته اند. صحیح قول اول است، چون جنایت او از جنایت دیگران بزرگتر و  فراتر نیست.
سپس خداوند حکمت والای خویش را در مشروعیت قصاص بیان کرده و می فرماید: « وَلَكُمْ فِي الْقِصَاصِ حَيَاةٌ » و خون شما با قصاص مصون می ماند و جنایتکاران از ارتکاب قتل باز می آیند، چون وقتی کسی بداند اگر کسی را بکشد کشته می شود، به ندرت مبادرت به قتل می کند. و هرگاه یقین حاصل شود که قاتل کشته می شود، دیگران می ترسند و از قتل دوری می گزینند. 
پس اگر عقوبت و سزای قاتل غیر از کشته شدن باشد، مردم آن گونه که به سبب قصاص قاتل از شرارت باز می آیند، به سبب دیگر مجازات ها از شرارت باز نمی آیند. نیز سایر مجاز