    قِنْطارٍ            مِنْ طِينٍ             صَعِيداً طَيِّباً  
ظ:          اُنْظُرْ            مَنْ ظَلَمَ              ظِلّاً ظَليلاً  
ف:        اَنْفُسَهُمْ          مِنْ فَضلٍ            خالِداً فِيهَا     
 ق:        يَنْقَلِبُ           مِنْ قَبلِ            سَمِيعٌ قَرِيبٌ  
ک:       عَنْکُمْ           مَنْ کانَ               قَولاً کَرِيماً		<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3.txt">شناسنامه</a><a class="text" href="w:text:4.txt">قرآن</a><a class="text" href="w:text:5.txt">آغاز تلاوت</a><a class="text" href="w:text:6.txt">وقف و ابتداء</a><a class="text" href="w:text:7.txt">نحوه ابتداء به همزه وصل</a><a class="text" href="w:text:8.txt">نحوه تشخيص حرکت همزه وصل در ابتداء به کلمات</a><a class="text" href="w:text:9.txt">علائم وقف</a><a class="text" href="w:text:10.txt">ترتيل قرآن وروشهاي سه گانه</a><a class="text" href="w:text:11.txt">حروف عربي  «عبارتند 28 حروف»</a><a class="text" href="w:text:12.txt">تلفظ 10 حرف ويژه</a><a class="text" href="w:text:13.txt">صفات حروف</a><a class="text" href="w:text:14.txt">صفت قلقلة _ لين</a><a class="text" href="w:text:15.txt">تغليظ و ترقيق حرف «ل»</a><a class="text" href="w:text:16.txt">تفخيم و ترقيق حرف «ر»</a><a class="text" href="w:text:17.txt">باب ادغام</a><a class="text" href="w:text:18.txt">موارد ادغام در روايت حفص از عاصم</a><a class="text" href="w:text:19.txt">احکام نون ساکنه وتنوين</a><a class="text" href="w:text:20.txt">احکام«ميم»ساکنه</a><a class="text" href="w:text:21.txt">احکام مدّ و قصر</a><a class="text" href="w:text:22.txt">موارد سکت درقرآن</a></body></html>ميم ساکنه با توجه به حرفي که پس از آن قرار گرفته است سه حالت به خود مي گيرد.
1- ادغام
ميم ساکنه فقط در نزد حرف «م» ادغام مي شود.
 ميم ساکنه خوانده نشده وبه جاي آن (م) بعدي مشدد مي شود.
 ميم مشدد بايد با (غنّه) اداء شود(يعني از فضاي بيني وهمراه با کشش صوت) مثال: کَمْ مِنْ _ هُمْ مِنْهَا.
2- اخفاء
ميم ساکنه نزد حرف «ب» اخفاء مي گردد.
اين اخفاء با«غنّه» همراه است (پس همراه مقداري کشش صوت از فضاي بيني).
نحوه اخفاء ميم ساکنه نزد حرف «باء» به اين شکل است: صداي ميم ساکنه را اندکي مي کشيم وسپس باء را تلفظ مي کنيم. بهتر است در هنگام کشش ميم ساکنه، لب ها را مقدار کمي ازهم باز نگهداريم.
بايد توجه کرد که ميم ساکنه حاصله از اقلاب نون ساکنه و تنوين هم نزد «ب» همين حکم را پيدا مي کند واخفاء مي شود.پس اقلاب نون ساکنه واخفاء ميم ساکنه به يک صورت انجام مي شود.
مثال: وَهُمْ بَارِزُونَ _ اَنْتُمْ بِهِ _ جُلُودُهُمْ بَدَّلْنَاهُمْ _ فَمَنْ بَدَّلَهُ ( فَُمَمْ بَدَّلَهُ) _ مِنْ بَعْدِ (مِمْ بَعْدِ).
3- اظهار
ميم ساکنه در نزد بقيه حروف «اظهار» مي شود يعني به صورت طبيعي خود از مخرجش اداء مي گردد. پس نه کشش صدا ونه هيچ تغيير ديگري در ميم ساکنه صورت نمي گيرد.«مدّ» از لحاظ لغوي «افزوني» واز نظر تجويد «امتداد صوت در حروف مدّ بيش از ميزان طبيعي»
«قصر» به معني «کوتاهي» وضد مدّ است. در تجويد «اداء حرف مدّ به اندازه طبيعي».
هرگاه بعد از حروف مدّي (الف مدّي _ واو مدّي _ ياء مدّي) «همزه» يا «سکون» واقع شود حرف مدّ بايد بيش از ميزان طبيعي کشيده شود.پس:   سبب مدّ دوتا است: همزه _ سکون
بايد دانست که «تشديد» هم به خاطر آن که يک حرف ساکن در درون آن نهفته است سبب مدّ محسوب مي شود. مثال:  إِنَّا أَنزَلْنَاهُ  - الضَّالِّينَ
1- اگر حرف مدّ و«همزه» در يک کلمه قرار داشته باشند (مدّ متّصل)، ميزان مدّ بيش از زماني است که همزه در کلمه بعد واقع شود(مدّ مُنفَصِلْ).
مدّ متصل  مي تواند مساوي مدّ منفصل هم کشيده شود.اما ديگر کمتر از منفصل نمي شود.
مثال مدّ متصل:  أُوْلَئِکَ     مثال مدّ منفصل: إِنَّا أَنزَلْنَاهُ  
2- وقتي سبب مدّ سکون «عارض» باشد که به خاطر وقف ايجاد شده است(سکون موقت) کشش مدّ به هرميزان مجاز است(حداکثر 3 برابر مدّ طبيعي) وحتي مي توان مدّ آن رانياورد.
به اين مدّ «مدّعارض» گويند. مثال: الْمُفْلِحُونَ (الْمُفْلِحُونَ).
3- وقتي سبب مدّ سکون «لازم» باشد که ثابت وهميشگي است، وياسبب «تشديد» باشد(مدّ لازم) ميزان کشش مدّ به حداکثر خود که سه برابر مدّ طبيعي است، مي رسد وکمتر از آن جايز نيست.
مثال: الضَّالِّينَ -  وَالصَّافَّاتِ .
4- دو حرف(و _ ي) ساکنه ماقبل، مفتوح نيز که قبلاَ در بحث صفت«لين» آنها راشناختيم حرف مدّ محسوب مي شوند ولي سبب مدّشان فقط سکون است. ميزان کشش هم مانند مدّ عارض است.
به اين مدّ «مدّ لين» گويند.بايد دقت کنيک که در موقع کشش مدّلين فتحه ماقبل رابه جاي واو وياء ساکنه، مدّ ندهيم.«سَکْت» به معناي «توقف _ سکوت» 
در قرائت عبارتست: قطع صوت در حين قرائت بدون تجديد نفس وسپس ادامه قرائت 
موارد سکت در کلام الله مجيد(به روايت حفص از عاصم)
1- عِوَجاً * قَيِّماً  ( کهف/1)       
«عِوَجاً» در وقف وسکت«عِوَجا» خوانده مي شود.
2- مَرْقَدِنا * هذا  (يس/52)      3
 - مَن * راقٍ  (قيامه/27) 
4- بَل * رانَ  (مطففين/14)  
در غير اين موارد «سکت» درقرائت جايز نيست.
وصلى الله على سيدنا ونبينا محمد وآله وصحبه .
نظرات خود را به ايمل mehyadinmoradi@yahoo.comتجويد قرآن سطح 1
(دوره مقدماتي)

نويسنده: محي الدين مرادي«قرآن کلام خداي مي‌باشد که جبريل(ع) بر حضرت محمّد (ص) فرود آورده است.»
• إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يِهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ وَيُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا کَبِيرًا • وأَنَّ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ أَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا   اسراء/9-10 
«همانا اين قرآن به استوارترين راه هدايت مي‌کند، و اهل ايمان را که نکوکاري مي‌کنند به ثوابي بزرگ مژده مي‌دهد. البته براي کساني که به عالم ديگر ايمان نمي‌آورند عذابي دردناک آماده ساخته‌ايم.»
 الَر کِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْکَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ  ابراهيم/1     
«کتابي بر تو فرستاديم؛ تا مردم را از تاريکي ها [اي کفر و ناداني] بيرون آوري و به جهان نور رساني.»
وَنَزَّلْنَا عَلَيْکَ الْکِتَابَ تِبْيَانًا لِّکُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ  نحل/89	
«قرآن را بر تو فرستاديم در حالي که بيانگر هر چيز و مسلمانان را هدايت و رحمت و مژده است.»
إِستِعَاذَة  (أَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيطانِ الرَّجِيمِ).
پناه مي برم به خداوند از شر شيطان رانده شده.

بَسمَلَة  (بِسمِ اللهِ الرَّحمَنِ الرَّحِيم).
به نام خداوند بخشنده ومهربان.طريق وقف بر آخر کلمات به دو روش صورت مي گيرد:
1-وقف ابدال
 (تبديل کردن) حرف آخر کلمه به هنگام وقف به حرف ديگري تبديل شود.
وقف ابدال دومورد دارد:
الف" وقتي آخر کلمه تاء گرد(ة) قرار دارد،در وقف به «هاء ساکنه»تبديل مي شود.
مثال: ( رَحْمَةً __ رَحْمَهْ) ، (الصَّلَوةُ __ الصَّلَوةْ) ، (التَّوْريهُ __ التَّوْريهْ).
ب" در کلماتي که به تنوين نصب(-ً) ختم شده اند، در وقف تبديل به الف مدّي مي شود.
مثال: (حِساباً __ حِسابا) ، (غَفُوراً __ غَفُورا) ، (هُدي __ هُدي) ، (ماءً __ ماء).
2- وقف اسکان
(