پرحجمي حرف (ل) به کار رفته است.
«ترقيق»  در تجويد يعني : (نازک وکم حجم تلفظ کردن حرف). در تجويد قرآن، هرجا که حرف درشت تلفظ شود، درواقع «تفخيم» گشته وهر جا نازک اداء گردد «ترقيق» شده است.به درشت وپرحجم تلفظ شدن «ل» به جاي «تغليظ» گويند هر دو يک مفهوم دارند.
در لفظ جلاله(در کلمه الله) اگر ماقبل حرف «ل» آن فتحه يا ضمّه بيايد، لام تغليظ مي شود واگر ماقبل آن کسره واقع شود، ترقيق مي گردد.
مثال تغليظ لام = هُوَ اللهُ _ اِنَّ اللهَ _ نَصْرُاللهِ _ رَسُولُ اللهِ _ عَلَّمَهُ اللهُ _ اَرِنَا اللهَ _ وَاتَّقُوا اللهَ .
مثال ترقيق لام = بِسْمِ اللهِ _ فِي اللهِ _ سَبِيلِ اللهِ _ يَجِدِ اللهِ _ عَليْهِ اللهُ _ عِنْدِ اللهِ _ قُلِ اللهُ .
در ساير کلمات (غير از الله) حرف لام بدون استثنا «ترقيق» مي شود(مهّم).اگر حرف «راء» حرکت داشته باشد نيازي به توجه به حروف ماقبل ومابعد آن نيست.
اگر «راء» ساکن بود به ما قبل آن نگاه مي کنيم اگر ما قبل آن هم ساکن بود باز به ماقبل ساکن نگاه مي کنيم که حرکت دارد واز آن کمک مي گيريم.
موارد «تفخيم» راء :
1- راء مفتوح و مضموم. رَحْمنُ _ رُحَماءُ _ نُرَدُّ _ رُزِقَ _ اَرُّوحُ.
2- راء ساکنه ماقبل، مفتوح ومضموم. يَرْضي _ اَلْقُرْانُ _ اَرْسَلَ _ دُسُرْ _ فَاهْجُرْ.
3- راء ساکنه ماقبل، ساکن ماقبل، مفتوح ومضموم. عَشْرْ _ خَسْرْ _ وَالْفَجْرْ _ وَالْعَصْرْ.
4- راء ساکنه ماقبل، الف و واو مدّي (اين مورد را مي توان جزء مورد سوم دانست اما جهت سهولت فراگيري). نارْ _ نُورْ 
5- راء ساکنه ماقبل، همزه وصل (اگر چه حرکت ماقبل راء، کسره باشد). رَبِّ ارْجِعُونِ _ آِرْجِعُونِ _ اِنِ آرْتَبْتُمْ.
6- راء ساکنه مابعد،حرف استعلاء (به شرطي که در يک کلمه باشنداگر چه حرکت ماقبل، کسره باشد) فِرْقَةٍ _ مِرْصَاداً
موارد «ترقيق» راء :
1- راء مکسور. رِجالٌ _ اَرِنا _ نُذُرِ _ لاَ تُدْرِکِهُ _ وَآسْتَغْفِرِ اللهِ.
2- راء ساکنه ماقبل، مکسور. فِرْعَوْنُ _ مَرْيَةٍ _ يَغْفِرْلَکُمْ _ يَوْمٌ عَسِرْ.
3- راء ساکنه ماقبل، ساکن ماقبل، مکسور. اَلسَّحْرْ _ اَلذِّکْرْ _ لِذي حِجْرْ _ بِهِ آلسِّحْرْ.
4- راء ساکنه ماقبل، ياء مدّي. قَديرْ _ يَسيرْ _ خَبيرْ _ نَذيرْ.
5- راء ساکنه ماقبل، ياء ساکنه (اگر چه ماقبل آن حرف مفتوح باشد) خَيْرْ _ غَيْرْ _ اَلسَّيْرْ _ بِآلْخَيْرْ.«ادغام» در لغت يعني «ادخال _ داخل نمودن».
در تجويد عبارتست: (حذف حرف ساکن ومشدد نمودن حرف بعدي)
مثال: قُلْ لَهُمْ _ خوانده مي شود _ قُلَّهُمْ  ، 
     قَدْ تَبَيَّنَ _ خوانده مي شود _ قَتَّبَيَّنَ
حرف ساکن حذف شده را «مِدْغَم» (ادغام شده) وحرف بعدي را که مشدد مي شود «مُدْغَمٌ فيه».1- هر حرفي که ساکن باشد در مثل خودش ادغام مي شود مانند: قدْ دَّخَلُوا  ،  
2- بْ ___در م   مانند : آِرْکَبْ مَعَنا _خوانده مي شود_ آِرْکَمَّعَناَ 
 اما ميم ساکنه در باء ادغام نمي شود.
3- (ت _ د _ ط) هر کدام ساکن باشد وديگري بعد آن واقع شود ادغام صورت مي گيرد
 مانند: اَثْقَلَتْ دَعَوَا اللهَ _ وَدَّتْ طائِفَةٌ _ قَدْ تَبَيَّنَ _ بَسَطْتَ.       
   4- (ث _ ذ _ ظ) هر کدام ساکن باشد وديگري بعد آن واقع شود ادغام صورت مي گيرد.
 مانند: يَلْهَثْ ذلِکَ _ اِذْ ظَلَمُوا
5- قْ ___در ک  مانند: اَلَمْ نَخْلُقْکُمْ.     
 6- لْ ___در ر  مانند: قُلْ رَبِّي
7- نْ ___در يَرْمَلُون حروف يرملون(ي _ ر _ م _ ل _ و _ ن) در غير موارد فوق به روايت(حفص از عاصم) ادغامي صورت نمي گيرد.نون ساکنه يا تنوين با توجه به حرفي که بعد آن قرار مي گيرد، احکام چهار گانه نون ساکنه وتنوين:
1- اظهار
اظهار يعني «ظاهر کردن» ودر تجويد عبارتست: «اداء حرف از مخرجش».
هرگاه نون ساکنه قبل از (حرف شش گانه حلقي) واقع شود، اظهار مي گردد. يعني نون به صورت طبيعي واصلي خود وبدون هيچ گونه دخل وتصرف از مخرجش اداء مي شود.
حروف حلقي عبارتند: « ء _ ه _ ع _ ح _ غ _ خ »
مثال:          در يک کلمه          بين دو کلمه           با تنوين
ء _ ا :           يَنْأَوْنَ                مِنْ اَمْرِهِمْ             کُلٌّ امَنَ
ه :                مِنْهُمْ                  اِنْ هُوَ              فَرِيقاً هَري
ع :              اَنْعَمْتَ                مَنْ عَمِلَ            سَمِيعٌ عَلِيمٌ
ح :              تَنْحِتُونَ               فَمَنْ حَجَّ           حَکِيمٌ حَميدٌ 
غ :            فَسَيُنْغِضُونَ              مِنْ غِلٍّ               قَوْلاً غَيْرَ  
خ :             اَلْمُنْخَنِقَةُ               مِنْ خَيْرٍ             حَکِيمٌ خَبِيرٌ  
2- ادغام
هرگاه نون ساکنه قبل از يکي از حروف «يَرْمَلوُن» يعني(ي – ر – م – ل – و- ن) واقع شود يعني نون ساکنه خوانده نمي شود وبه جاي آن حرف مذکور مشدد اداء مي شود.
بايد توجه کرد که ادغام نون ساکنه در چهار حرف «ي _ م _ و _ ن» همراه با«غُنّه» ودر دو حرف 
« ل _ ر» بدون غنّه است. منظور از (غنه) اين است که در هنگام نون ساکنه در چهار حرف (ي _ م 
و _ ن) صدا از بيني خارج مي شود و«کمي کشيدهمي شود» اّا در دو حرف (ل _ ر) ادغام بدون صداي غنّه بوده و کشش هم ندارد(مهّم)
مثال: ادغام با غنّه 
{ «ي» :  مَنْ يَهْدي _  اِنْ يَسْرِقْ _ ايَةً يُعْرِضُوا 
{ «م» :  مِنْ مالٍ _ وَمَنْ مَعَهُ _ قَرارٍمَکينِ 
{«و» : مَنْ وُجِدَ _ مِنْ وَلِي _ يَوْمَئِذٍ وَاجِفَةٌ 
{ «ن» : عَنْ نَفْسٍ _ اِنْ نَحْنُ _ شَيءٍ نُکُرٍ.
ادغام بدون غنُه 
{ «ل» :  اِنْ لَبِثْتُمْ _ مِنْ لَدُنْکَ _ مَتاعاًلَکُمْ 
{ «ر» :  مِنْ رَبِّکُمْ _ مِنْ رِباطِ _ مَثَلاً رَجُلاً.

3- اقلاب
اقلاب يعني «دگرگون کردن » ودر تجويد عبارتست: «تبديل کردن نون ساکن به ميم».
مثال: مِنْ بَعْدِ _ مِمْ بَعْدِ ، سَمِيعٌ بَصِيرٌ _ سَمِيعُ مْبَصِيرٌ ، اَنْبِئْهُمْ _ اَمْبِئْهُمْ ، اَمَداً بَعِيدًا _ اَمَداَ مْبَعِيدًا. 
دقت کنيد که صداي «م» ايجاد شده بايد از فضاي بيني وبه همراه کشش اداء شود(غنّه).
4- اخفاء
اخفاء يعني «مخفي کردن» ودر تجويد عبارتست: «اداء نون ساکنه با حالتي بين اظهار وادغام».
نونه ساکنه نزد بقيه حروف(حروف مابقي)اخفاء مي گردد.در اين حالت نون از مخرج خود اداء نمي شود.
(يعني سر زبان به محل خروج نون نمي چسبد)بلکه فقط صداي آن از فضاي بيني خارج مي شود (غنّه) لذا کمي هم بايد کشيده شود و سپس حرف بعدي تلفظ گردد. 
مثال:      يک کلمه         دوکلمه               با تنوين
ت:         اَنْتُمْ              وَاِنْ تُبْتُمْ            يَوماً تُرْجَعُونَ  
ث:        مِنْ ثَمَرَةٍ          مِنْ ثَمَرَةٍ              خَيرٌ ثَواباً 
ج:          اَنْجَيْنَا          اِنْ جَائَکُم            لِکُلٍّ جَعَلْنا  
د:         عُنْدَهُمْ           مِنْ دارِهِم            قِنوانٌ دانِيَةٌ  
ذ:         اَنْذِرْهُمْ            مِنْ ذُرِّيَّةِ           يَتِيمَاً ذامَقرَبَةٍ  
ز:          اَنْزَلَ             مَنْ زَکيَّها            نَفساً زَکِيَّةً  
س:        اِنْسانٌ            اَنْ سَيَکُونُ           لَيالٍ سَوِيّاً  
ش:        اَنْشَأْنا             مِنْ شَرِّ             غَفُورٌ شَکُورٌ   
ص:      يَنْصُرُکُمْ          اَنْ صَدُّوکُم         رِيحاً صَرصَراً  
ض:       مَنْضُودٍ          مِنْ ضَعفِ           قَوماً ضالِّينَ  
ط:     