<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:2.xml">تجويد قرآن سطح 1</a></body></html>ترتيل" تلاوت حروف وکلمات قرآن به صورت «صحيح» و«شمرده» وهمراه با«تدبّر» درمعاني آيات.
ترتيل قرآن از لحاظ سرعت به سه روش صورت مي گيرد: 
1- قرائت به روش تحقيق ((خواندن قرآن با سرعت کم و دقت زياد)) اين روش درامر آموزش قرائت استفاده نمود.«از اين روش قرائت در مجالس ومحافل بکار مي رود». 
2- قرآئت به روش تدوير ((خواندن قرآن با سرعت متوسط)) اين روشي است که در ميان مردم به روش ترتيل مشهور است.«تلاوت يک جزء از قرآن به اين روش حدود يک ساعت به طول مي انجامد».
3- قرائت به روش تدحير(حَدْر) ((تلاوت با سرعت زياد)) اين روش براي تلاوت هر چه بيشتر آيات قرآن وکسب ثواب افزون تر استفاده مي شود.«از اين روش در نماز خوانده مي شود».الف _ باء _ تاء _ ثاء _ جيم _ حاء _ خاء _ دال _ ذال _ راء _ زاء(زاي) _ سين _ شين _ صاد ضاد _ طاء _ ظاء _ عين _ غين _ فاء _ قاف _ کاف _ لام _ ميم _ نون _ واو _ هاء _ ياء.
آنگاه اولين حرف «الف» را به دو نوع تقسيم مي کنند:
 1- الف مدّي( 1 ) مثال : قالَ _ هذا _ يَري 
2- الف غيرمدّي (همزه (ء) مثال :يَشَأ _ يُبدِئُ _ مُؤمِنٌ.در بين 28 حرف زبان عربي فقط 10 حرف از آنها تلفظ شان با زبان فارسي متفاوت است.
اين حروف دهگانه عبارتند:   «ث _ ح _ ذ _ ص _ ض _ ط _ ظ _ ع _ غ _ و».
حرف «ث» : اين حرف را بايد به اصطلاح (نوک زباني) ونازک وکم حجم تلفظ کرد (مانند کودکي که نوک زباني صحبت مي کند) يعني در حالي که نوک زبان با دندان هاي جلو در آرواره بالا تماس دارد هوا را بيرون دميم(فشار نوک زبان بر دندان ها زياد نباشد).
حرف (ث) بدون اين که صداي «صوت»از آن شنيده شود تلفظ مي گردد.
مثال: ثَوابَ _ ثَقُلَتْ _ ثَلاثُ _ ثُلُثُ _ ثابِتٌ _ مَثُوبَةً _ ثُبُوراً _ جاثِيَةً _ ثَلاثُونَ _ يُثْبِتُ .
حرف «ح» : حرف (حاء) با گرفتگي خاصي در حلق ايجاد مي شود.مانند کسي که بخواهد مثلاً پوست تخمه اي را که در حلق گير کرده با فشار هوا خارج کند.
مثال: اَلْحَمْدُ _ مَحَبَّةً _ حاجِزاً _ حُسناً _ حُنَفاءَ _ يُحُولُ _ دُحُوراً _ حِبَالُهُم _ اَلرِّياحْ (در وقف).
حرف «ذ» : حرف (ذال) عيناً مانند حرف (ثاء) از تماس نوک زبان ودندان هاي بالا وبا صداي نازک و(کم حجم) تلفظ مي گردد(مهّم).(فشار نوک زبان بر دندان ها زياد نباشد).
مثال: ذَهَبَ _ تَذَرُ _ نَبَذَ _ نُذُرِ _ اَلذُّنُوبَ _ ذُوقُوا _ اَذِلَّةً _ اُذْکُرُوا _ ذي قُوَّةٍ _ يَومَئِذْ (در وقف).
حرف «ص» : حرف (صاد) مانند(س) تلفظ مي شود" فقط به همراه آن صدا پر حجم ودرشت مي گردد (سين مُفَخَّم).براي اين کار گلو را پرحجم کنيد.به اصطلاح عاميانه باد درگلو بيندازيد.
تأکيد مي شود که هنگام تلفظ (ص) نبايد صداي سوت شديد شنيده شود.
مثال: صَدَقَ _ صَلَحَ _ قَصَصَ _ صُورَةٍ _ اَلصُّلحُ _ اِصْراً _ نَصُوحاً _ يَفْصِلُ _ مَحِيصْ (در وقف).
حرف «ض» : حرف (ضاد) از تماس کناره زبان با دندان هاي آسياي بالا (از هر طرف که مقدور باشد) وبا صداي پرحجم ودرشت تلفظ مي شود. 
مثال: ضَرَبَ _ ضَعْفٍ _ وَضَعَها _ مَغْضُوبِ _ ضُعَفاءُ _ ضامِرً _ يَسْتَضْعِفُ _ مَرِيضْ (در وقف ).
حرف «ط» : حرف (طاء) مانند حرف (ت) تلفظ مي شود با اين تفاوت که صداي آن درشت وپرحجم مي باشد (تاء مُفَخَّم). حرف (ط) قوي ترين حرف زبان عرب مي باشد.
مثال: طَيِّبَةً _ طَبَقاً _ لِلطَّاغينَ _ يَطْهُرْنَ _ يَطُوفُ _ طِفْلاً _ صِراطِي _ طُوبي _ مُحِيطْ (در وقف).
حرف «ظ» : اين حرف دقيقاً مانند حرف (ذ) از تماس نوک زبان وسر دندان هاي جلو آرواره بالا ايجاد مي شود " با اين تفاوت که صدا در حرف (ظاء) درشت وپرحجم مي گردد (ذال مفخّم).
با دقت کرد که هوا با فشار زياد در مخرج دميده نشود.
مثال: ظَلَمَ _ اَعْظَمَ _ ظُلُماتٍ _ اَلظُّنُونا _ اَظُنُّ _ تُوعَظُونَ _ يُظهِرَ _ ظَهَرَ _ غَلِيظْ (در وقف).
حرف «ع» : اين حرف از ميان حلق وبه صورت نرم تلفظ مي شود وگويي صدا (کش) مي آيد (البته اين به معناي افراط در ندمي حرف نيست). حرف (ع) مفخّم وپرحجم اداء نشود.
مثال: عَلِمَ _ مُعَلَُّمٌ _ اَلعَالَمينَ _ مَعايِشَ _ تَعُدُّوا _ عُتُلٍّ _ ماعُونَ _ يَعْرِفُونَ _ السَّميعْ (در وقف).
حرف «غ» : حرف (غين) از همان محل تلفظ حرف (خاء) يعني از ناحيه حلق تلفظ شده ولي صداي آن نرم وکشيده ودنباله دار است وحالت خراش وخشونت حرف (خاء) راندارد. صداي (غ) را مي توانيم هنگامي که مقداري آب در گلو (غرغره) مي کنيم،بشنويم. صداي (غ) بايد درشت وچرحجم باشد.
مثال: غَيْرِ _ غَضَبٌ _ اَلْغَرُورَ _ اَلْغافِرينَ _ يَغُلَّ _ غُصَّةٍ _ يَغُوصُونَ _ يُغنِهِمُ _ غَيْرباغْ (در وقف).
حرف «و» : براي تلفظ (واو) نبايد مثل صداي فارسي آن دندان هاي بالا با لب پايين مماس گردد : بلکه در اداء اين حرف لب ها به حالت (غنچه) درمي آيد وصداي (و) از ميان دولب خارج مي شود.
بايد دقت کرد که حرف واو کم حجم و نازک اداء شود.
مثال: وَرَدَ _ اَلْوَقُودِ _ لَوَّوْا _ وُجُوهٌ _ وُورِي _ مَوْرُودُ _ اوَوْا وَ نَصَرُوا _ بَلَوْناهُمْ (در وقف).صفت استلاء «برتري طلبي _ ميل به بلندي» 
ودر اصطلاح تجويد (ميل ريشه زبان به سوي سقف دهان در هنگام تلفظ حرف).
در اثر اين صفت حرف حالت پرحجم و درشتي به خود مي گيرد که به اين حالت (تفخيم) مي گويند.
حروف استعلاء بايد با صداي پرحجم ودرشت تلفظ شوند
حروف استعلاء هفت حرفند: «ص _ ض _ ط _ ظ _ خ _ غ _ ق» چهار حرف اول از سه حرف باقي مانده درشت تر وقوي ترند.
صفت استفال  «پائين آمدن _ پست شدن»
ودر اصطلاح تجويد (پائين آمدن ريشه زبان و دور شدن آن از کام بالا).
در اثر اين صفت حروف به حالت (ترقيق) يعني با صداي نازک وکم حجم تلفظ مي شود.
بغير از حروف استعلاء ، بقيه حروف داراي صفت استفال هستند.بايد دقت کرد که درشتي حروف استعلاء در کلمات بر تلفظ حروف استفال قبل وبعد آنها تأثير نگذارد.(مهّم)صفت «قَلْقَلَة» به معناي «اضطراب_بي قراري_تکان خوردن» در تجويد:(حرکت مختصر حروف ساکن)
صفت قلقلة مخصوص 5حرف (ق _ ط _ ب _ ج _ د) مي باشد در عبارت«قُطْبُ جَدّ» جمع شده.
اين حروف هر گاه ساکن شوند چه در وسط کلمه وچه در آخر (هنگام وقف) قلقلة مي گيرند.
دونکته مهّم
1-بايد دقت کرد که قلقلة به حرکت کامل (فتحه وکسره وضمه) تبديل نگردد.
2-در 23 حرف باقي بايد کمال دقت را بنمائيد که در موقع سکون به هيچ وجه قلقله نگيرند.
مثال قلقلة:
 ق:   (اَقْبَلَ _ طَارِقْ _ نَقْتَبِسْ _ بِالْحَقّْ) 
ط:   (اَطْرَافَ _ يَفْرُطْ _ نُطْعِمُ _ صِرَاطْ) 
ب:   (اَبْرَمُوا _ يَبْسُطُ _ حُسَابْ _ وَتَبّْ) 
ج:   (اَجْرَمُوا _ اَجْراً _ مَعَارِجْ _ بِآلْحَجّْ) 
د:    (اَدْبَرَ _ اَرَدْنا _ حَمِيدْ _ حَادّْ).
صفت «لين» به معناي «نرمي _ ضدخشونت» و در تجويد(به نرمي ادا شدن حرف). اين صفت مخصوص دوحرف (واو ساکنه ماقبل، مفتوح و ياء ساکنه ماقبل، مفتوح)است. ( --َِ- وْ ، --َِ- ي ).
مثال: (خَوْفٍ _ قَوْمُ _ يَوْماً _ لَبَغَوْا _ عَصَوْا _ بَيْتٍ _ اِلَيْکَ _ شَيءٌ _ اِبْنَي _ اِثْنَي).

«تفخيم»  در تجويد يعني : (درشت پرحجم تلفظ کردن حرف). کلمه «تلغيظ» هم در تجويد به معناي تفخيم است ولي فقط در مورد 